قبل از انتخابات که بر این تصور بودم برنده و پیروز انتخابات مهندس موسوی است از آغاز دشواریها و راه ناهموار دموکراسی سخن به میان آوردم که پس از انتخابات با ان مواجه می شویم. امروز وضعیت به گونه ای دیگر رقم خورده یا خورانیده! شده است. در این وضعیت پرسشی که گریبانم را رها نمی کند این است که در آینده چه باید کرد؟ آیا راه دشوارتر از آنی نخواهد بود که می پنداشتم؟ اکنون بسیاری از دوستان به این نتیجه رسیده اند که راه ایجاد تغییر از مجرای انتخابات (حداقل تا چند انتخابات بعدی) مسدود گشته است و باید به راهی دیگر اندیشید. نمی دانم این راه چیست و چگونه باید آن را برگزید اما می دانم راهی بسیار دشوار و طاقت فرسا را در پیش رو داریم. یافتن راه دشوارتر از پیمودن آن است.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط خالد توکلی
|
سیاست در جامعۀ ما خربزه ای است که لرز و پس لرزه های بیشمار و هولناکی دارد. معیار سیاست، صدق و کذب گزاره هایی که مطرح می کنی، نیست، عمل مستمر و درست نیز ملاک نیست، روش مناسب هم به هیچ انگاشته می شود. آنچه مهم است و به یک فعال سیاسی مشروعیت می دهد فقط و فقط میزان هزینه ای است که پرداخت می کند. نه نظر، نه روش و نه عمل، هیچکدام مورد نقد و بررسی و اعتنا قرار نمی گیرند. اصلاً مهم نیستند. زندگی خصوصی و آبرو و حیثیت افراد هم مهم نیست و ....
در جامعه ای که این وضعیت حاکم باشد، سرمایۀ اجتماعی دچار افول و زوال گشته است. در مورد سرمایۀ اجتماعی سخن فراوان گفته شده است. به نظر من مهمترین شاخصۀ آن این است که هزینه های مادی، روانی و اجتماعی زندگی را کاهش می دهد. به عبارت بهتر می توان با «خیال راحت» زندگی کرد. غم نان و آبرو و آزادی نداری و رها از این غمها به زندگی می پردازی.
این انتخابات فرصتی را فراهم ساخت تا شاهد تولید و افزایش سرمایۀ اجتماعی باشیم. دوستیها زنده گشت و روابط برقرار. از شهرهای مختلف تماس گرفته می شد و برای هدف مشترک، تلاشی مشترک آغاز شده بود. کینه ها و نگرانی ها را فراموش کرده بودیم و همه چیز را با حسن نیت می نگریستیم. از دیدن و شنیدن لذت می بردیم. خوش می دیدیم و خوش می شنیدیم. دلهایمان را سرشار از محبت کرده بودیم و عصبانیتها به زودی به بوتۀ فراموشی سپرده می شدند. دوستی با جمعهای دیگر تجربه می شد و جان کلام اینکه زندگی قابل تحمل تر از گذشته گشته بود.
آنگاه که سرمایۀ اجتماعی به یکباره فرو می ریزد، کینه ها دوباره سر بر می آورند، بازار دروغ و تهمت داغتر از گذشته می شود، فرصت طلبان مجالی برای خودنمایی می یابند و آنان که این بداخلاقیها را بر نمی تابند یا مجبورند سر در جیب مراقبت فرو برند و خود را از گزند روزگار در امان نگه دارند و یا تندروی پیشه کنند و همه چیز را با عینک بدبینی بنگرند. خیال راحت نیست و ترس و هراسی ناشناخته درونی می شود. دلهره، همه جا و با همه کس حضوری سنگین دارد و خود را تحمیل می کند. کسی بخشندۀ آرامش نیست. نگرانی و عدم اطمینان به آینده انسان را احاطه می کند. چین و چروکها در پیشانیها لانه می کنند. ناامیدی و یأس، شور و شوق را به تاراج می برد و نوعی خشونت در گفتار و رفتار و حتی رویاها دیده می شود.
چند سال دیگر باید این زندگی را تحمل کرد، نمی دانم. زندگی همیشه برای من غیر قابل تحمل بوده است و اکنون غیر قابل تحمل تر از همیشه است.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط خالد توکلی
|
این روزها و حوادث پس از
انتخابات، مرا به یاد روزهایی می اندازد که انتخابات مجلس ششم در حوزۀ
انتخابیۀ سقز و بانه بدون ارائۀ هیچ گونه دلیلی ابطال شد و کسی نبود که
رأی مردم را پس بگیرد. در انتخابات میاندوره ای نیز رد صلاحیت شدم، ثابت
شد که مشکل اصلی من بودم و تخلفی در اجرای انتخابات صورت نگرفته بود.
بسیاری از مردم پس از آن، از انتخابات رویگردان شدند. در این انتخابات
بسیاری از مردم مجدداً با صندوقهای رأی آشتی کردند، به پای صندوقهای رأی
رفتند و به موسوی رأی دادند. امیدوارم این بار رأی آنها به هدر نرود که
بازگرداندن آنها به پای صندوقهای رأی بسیار دشوار و تقریباً غیر ممکن
خواهد بود و وای بر دولتی که ملت آن نسبت به سرنوشت خود بی تفاوت باشند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط خالد توکلی
|
پدر سوسانا خطاب به خواهرش که قدرت را محکم
چسپیده و به هر طریق ممکن در صدد حفظ آن است، به نکتۀ جالبی اشاره کرد و
گفت قدرت مانند شنی است که در مشت فرد قرار دارد، هر چه محکم تر آن را
بگیری، بیشتر می ریزد و در نتیجه زودتر از آن محروم خواهی شد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط خالد توکلی
|
1. فردا انتخابات به پایان می رسد و به احتمال قوی پیروز این میدان میر حسین موسوی است. در طول روزهای گذشته به اتفاق دوستان زحمات زیادی را متحمل شدیم و سعی کردیم که در خیزش موج سبزی که راه افتاده است به اندازه توانایی کاری انجام دهیم. انتخابات در ایران طاقت فرساست. چون احزاب مجال فعالیت ندارند، بایستی در عرض چند روز با افرادی که هرگز آنها را نمی شناسی، حزبی موقتی تشکیل دهی تا در انتخابات موفقیت را به دست آوری. گاهی افراد با علایق و سلایق گوناگون دور هم جمع می شوند و گاه اختلافهای عمده ای نیز بروز می کند. اما گاهی افرادی کشف می گردند که استعداد کار جمعی فراوانی دارند و در عرض چند روز فضای روابط اجتماعی ستاد را تحت تأثیر خود قرار می دهند. سخنرانی می کنند، مجری برنامه می شوند، روشهای تبلیغی بدیعی را اجرا می کنند و ....
2. اگر فردا پیروز شویم که احتمال آن بسیار است، دشواریهای راهی که انتخاب کرده ایم، آغاز می شود. راه رسیدن به دموکراسی بسیار سخت و ناهموار است. اگر شکیبایی و صبوری پیشه نکنیم، یأس و ناامیدی به سراغ ما خواهد آمد، دچار انفعال خواهیم گشت و میدان را برای تندروی و فاشیستها خالی خواهیم کرد تا از انفعال و ناامیدی بهره ببرند و به قدرت برسند. از پس فردا باید به تقویت نگرش انتقادی بپردازیم، از یک سو فرهنگ جامعه را مورد نقد قرار دهیم و از سوی دیگر رفتار حاکمان را زیر ذره بین بگذاریم تا مبادا دچار انحراف گردند. این کارها مستلزم حضور مداوم در میدان سیاست است و فقط به ایام انتخابات محدود نمی شود. نبادی شرمنده مردم شویم لذا باید با تمام وجود به نظارت بر قدرت پرداخت و از انحراف آن جلوگیری کرد و این بسیار دشوار است.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط خالد توکلی
|
مناظره امشب
میان موسوی و کروبی برگزار شد. هر دو اصلاح طلب هستند و قبل از هر چیز به
نقد رفتار احمدی نژاد پرداختند. در ضمن به برنامه های خود نیز اشاره
کردند. جالب بود که هر دو از صیانت از حقوق شهروندی، زنان، اقوام و
اقلیتها سخن به میان آوردند. این مناظره نشان می دهد که مطالبات و برنامه
های اصلاح طلبانه به خواستی عمومی تبدیل شده است و کاندیداها مجبورند آنها
را در برنامه های خود لحاظ نمایند.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط خالد توکلی
|
سعید حجاریان گفتۀ معروفی دارد: اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات. مناظره های شبهای گذشته میان نامزدهای مختلف نشان داد که اصلاحات در جامعۀ ما جان تازه ای گرفته است و مطالباتی که مطرح، برنامه هایی که ارائه، انتقاداتی که گفته و مباحثی که در میان آورده می شود، نشان از آن دارد که اصلاحات به شکل دیگری سر بر آورده است و به تدریج به پیش می رود. در چهار سال گذشته نیز اصلاحات در جامعه رو به جلو بود اما هزینۀ بسیاری بر مردم تحمیل شد. در روزها و سالهای آینده باید به سوی اصلاحاتی گام برداریم که کمترین هزینه را در بر داشته باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط خالد توکلی
|
۱. در دورانی که اصلاح طلبان در قوۀ مجریه و مقننه، قدرت را در دست داشتند، اشتباههای بسیاری را مرتکب شدند. به نظر من، یکی از مهمترین اشتباههای آن دوران بالا بردن سطح انتظارات مردم بود که بخش نسبتاً زیادی از آنها با توجه به واقعیتهای نظام، تحقق نیافت. البته تریبونهای جناح راست نیز از این حادثه بهره بردند و بر این مسئله و اشتباه پای فشردند. علاوه بر این، فرهنگ سیاسی مردم و نگرش آنها نسبت به دولت موجب شد که یأس و ناامیدی عمیقی در جامعه ایجاد شود که نتیجۀ آن چیزی جز تحریم و پیروزی احمدی نژاد نبود.
۲. اصولگرایان از همان اول اشتباه بزرگی را مرتکب شدند. در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، معمولاً هر رئیس جمهور دوبار، رأی مردم را به دست آورده است. احتمال آن می رود که این قاعده برای رئیس جمهور فعلی تکرار نشود، در انتخابات دهم شکست بخورد و برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک رئیس جمهور یک بار بر اریکۀ قدرت تکیه بزند. اشتباه اصولگرایان این بود که ضعیف ترین کاندیدای خود را به قدرت رساندند تا در این دوره این گونه در منگنه قرار گیرند و حتی در برخی از موارد به خودزنی روی آورند. اگر در انتخابات نهم فرد دیگری از اصولگرایان به ریاست جمهوری می رسید اکنون، شکست وی توسط اصلاح طلبان بسیار دشوار می شد و حد اقل می بایست چهار سال دیگر دوری از قدرت را تحمل نمایند.
۳. در صورت پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات که بسیار محتمل است، بایستی این نکته را مد نظر داشته باشند که کار بسیار دشواری در پیش رو دارند و ترمیم خرابیهای چهار سال گذشته زمان و هزینۀ گزافی را می طلبد و مانع از اجرای پروزه های جدید فراوانی خواهد شد. این پیروزی احتمالی آسان به ست نمی آید. در سالهای گذشته درد و رنج زیادی بر مردم تحمیل شد، لذا آسان از دست دادن قدرت شرط عقل نیست. در حقیقت شعارها و برنامه ها باید به گونه ای باشد که منجر به یأس و ناامیدی نگردد و از سوی یاد بگیریم که در تنظیم و ارائۀ شعارها نیز اصلاح طلب و معتقد به مهندسی تدریجی باشیم.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط خالد توکلی
|
مناظره میان
موسوی و احمدی نژاد به پایان رسید و هیجان فراوانی داشت. طرفداران و کسانی
که حتی بی طرف هستند، اکنون به تحلیل این حادثه نشسته اند و در مورد برنده
و بازنده صحبت می کنند. برخی ها اخلاق موسوی را می ستایند و برخی دیگر
افشاگری احمدی نژاد را. برنده یا بازندۀ مناظره را واقعاً نمی توان در
زمان کنونی مشخص کرد اما از این جهت که موسوی توانست بر خشم خود چیره گردد
و احساسات و هیجانهای خود را کنترل کند، قابل تقدیر بود.
فردی که رئیس
جمهور می شود از قدرت فراوانی برخوردار می گردد، اگر تسلطی بر اعصاب و
احساس خود نداشته باشد می تواند بسیار خطرناک باشد. حتی دوستان خود را نمی
تواند تحمل کند. موسوی نشان داد که از بلوغ عاطفی برخوردار است و شاید
اعصاب بسیاری از هواداران صادق خود را خراب کرد که چرا وی نیز به افشاگری
و متلک پرانی و متهم کردن دیگران نمی پردازد. اما باید دانست که رئیس
جمهور باید اسیر عواطف خود نباشد، در غیر این صورت، نمی تواند حتی یک تیم
کاری منسجم داشته باشد و مجبور است که به طور مرتب آنها را عوض کند.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط خالد توکلی
|
در خبرها آمده بود که برای اولین بار در تاریخ کردستان، نفت از این منطقه به خارج صادر شد. به عنوان یک کرد، حس غرور و افتخار داشتم و این واقعۀ مهم و تاریخی را به تمام مردم کردستان تبریک می گویم. این امر می تواند منجر به ظهور شکافها و اختلافهای جدیدی در عراق شود اما در همانحال می تواند توسعۀ عراق را تضمین کند. باید انتظار کشید که مردم عراق از این واقعه چگونه بهره می برند.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط خالد توکلی
|