اجتماعی
در مطلب سقز و ... دوستان زیادی نظرات خود را ارائه نمودند، به نوبه خودم از همه آنها تشکر می کنم. اما ذکر نکات چندی را ضروری می دانم. 1. در این که سقز شهری است که چند هزار سال قدمت دارد، تردیدی نیست. 2. در این که سقز شهری است فرهنگی و تأثیرگذار، باز تردیدی نیست. 3. در این که سقز شهری است که خشونت در آن نیز در حد بالایی است، باز تردیدی نیست. 4. در این که آمار طلاق در سقز بسیار بالاست، تردیدی نیست. و....... چه عواملی موجب شده است که سقز به این وضعیت دچار آید؟ کسانی که سقز را دوست دارند باید به این پرسش اساسی پاسخ دهند که چرا با قدمت چند هزار ساله و فعالان فرهنگی فراوان، خشونت در این شهر مطابق با آمارهای رسمی، نسبت به شهرهای دیگر بیشتر است. البته عوامل متعددی در این زمینه دخالت دارند و من دوست دارم دوستان اندیشمند سقزی و کسانی که این مطلب را می خوانند به دور از طعنه و تشر، به این پرسش پاسخ دهند. فقط اجاز دهید به این نکته اشاره ای کوتاه داشته باشم که بعد از راه اندازی دخانیات سقز، تا کنون هیچ طرح یا پروژه مهم اقتصادی در این شهر به مرحله اجرا در نیامده است. البته عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز مؤثر هستند که امیدوارم دوستان مطرح نمایند. اگر زیاد بحث سیاسی نشود و مباحث به صورت علمی مطرح گردند، شاید بهتر به نتیجه برسیم. در مورد گرد و خاک سقز نیز باید عرض کنم که در آن روز جمعه که من آن مطلب را نوشتم، گرد و خاک شدیدی را در شهر سقز شاهد بودیم، اگر چه سخنان دوستی که این یک پدیده آب و هوایی است را تا حد زیادی قبول دارم، اما طرح این پرسش که چرا با وزیدن باد نه چندان تندی، سقز به یکباره پر از گرد و خاک می شود، پیش می آید. به نظر من یکی از علل این امر این است که سرانه فضای سبز در شهر سقز کم است. امروزه فضای سبز جزئی اساسی از نیازها و حتی بخش مهمی از ساختار یک شهر است که فقط کارکد جغرافیایی ندارد، بلکه باید به کارکردهای بهداشتی و اجتماعی و روانی آن نیز توجه شود. اگر فضای سبز مناسبی داشتیم، شاید این مشکل پیش نمی آمد و قسمتی از این مشکل (کمبود فضای سبز) به خود ما بر می گردد. شما می توانید به خیابان جمهوری بیایید و فاجعه را از نزدیک مشاهده کنید. امسال سراسر خیابان نهال کاری شد، شما فکر می کنید چند نهال تا کنون سالم بر جای خود مانده اند؟ در این خیابان چند درخت سالم در کنار خیابان وجود دارد؟ در همین خیابان جمهوری که حالت بلوار دارد به فضای سبز وسط خیابان نگاهی بکنید، که چگونه مردم به جای عبور از راهروهای تعبیه شده از داخل گلها و فضای سبز برای رفتن به آن طرف خیابان استفاده می کنند و چگونه جای پاهای مردم در میان سبزه و گلهای این بلوار دیده می شود. من چند روز این مسئله را پیگیری کردم و با کمال تأسف باید بگویم که در میان کسانی که از مسیر عادی به آن طرف خیابان نمی رفتند، هم استاد دانشگاه داشتیم و هم کارشناس شهرداری. فکر می کنید برای رفتن به آن طرف خیابان، اگر به جای لگدمال کردن گلها، از معابر رد شویم به لحاظ زمانی چقدر تفاوت وجود دارد؟ فقط 20 ثانیه. بدین معنی که اگر به جای عبور از مسیرهای عادی از چمنها رد شویم فقط 20 ثانیه در وقت صرفه جویی کرده ایم. البته گاهی دیده می شود که تعدادی از جوانان این معابر را به پاتوق خود تبدیل کرده اند و از این جهت نیز مشکلاتی برای مردم پدید می آید. نا گفته پیداست که کوچه ها و محلاتی که هنوز آسفالت نشده اند و خاک از سر و رویشان می بارد نیز در این امر دخیل هستند که امیدواریم به همت شهرداری این امور حل و فصل شود. در 10 سال گذشته مهندس ادب یکی از موثرترین چهره های سیاسی کردستان بود. وی که در دوره های پنجم و ششم به نمایندگی از مردم سنندج در مجلس حضور داشت، منشا خدمات فراوانی بود و شان و منزلت و استاندارد نمایندگی را در کردستان بالا برد، با تشکیل فراکسیون کرد و ارائه چند طرح به مجلس هوشمندی و مهارت خود را در امر نمایندگی به نمایش گذاشت، به گونه ای که به حق می توان گفت در طول تاریخ ایران «قوی ترین» نماینده مجلس در مناطق کردنشین بوده است. این موقعیت البته آسان به دست نیامده بود بلکه معلول عواملی چند بود که عبارتند از: 1. مهندس ادب قبل از آنکه وارد عرصه سیاست شود در عرصه اقتصاد نشان داده بود که از توانایی فوق العاده ای برخوردار است و پس از آنکه در این عرصه به آنچه می خواست، رسید، به دنیای سیاست گام نهاد. اصولاً فعالیت سیاسی بدون پشتوانه اقتصادی در ایران بسیار مشکل است و اهداف سیاسی بسیار سخت به مقصد می رسد. 2. ایشان از خانواده های اصیل سنندج هستند و مورد احترام مردم سنندج و کردستان می باشند. اصالت خانوادگی موجب می شود که فرد در میان مردم از محبوبیت برخوردار باشد و به هنگام انجام کنش سیاسی با تدبیر و اندیشه عمل کند و از رفتارهای احساسی بپرهیزد و بیش از آنکه به دنبال منافع شخصی باشد آبرو و اصالت و منافع جامعه را در نظر داشته باشد. بی نیازی در زمینه امور اقتصادی و اصالت خانوادگی مانع از آن می شود که فرد رفتارهای «نوکیسه ای» از خود بروز دهد و گذشته خود را فراموش کند و بدون توجه به آینده صرفآ در اندیشه منافع فردی باشد. مرحوم مهندس ادب از آنجاییکه اصالت داشت بسیار به آبروی خانوادگی و آینده می اندیشید و مراقب که با رفتار خود لطمه ای به آن نزند. 3. مهندس ادب به لحاظ شخصیتی سیاستمداری با نظم و انضباط بود و از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار بود. این امر موجب شده بود که هم در عرصه اقتصاد و هم در عرصه سیاست به خوبی بتواند از فرصتهای به دست آمده بهره ببرد و از آنها در راه موفقیت خود استفاده کند. به موقع موضعگیری میکرد و در جای خود سخن می گفت. 4. تیپ ظاهری، نشست و برخاست، آداب معاشرت، نحوه سخن گفتن و حتی رنگ و نوع لباس وی حکایت از شخصیتی قابل احترام داشت و در نگاه و برخورد اول، طرف مقابل را تحت تاثیر قرار می داد. روز جمعه هوای سقز و گرد و خاک حال مردم را گرفت. از زمین و آسمان خاک می بارید. این در حالی بود که تا حوالی عصر هوای گرم٬ مردم را کلافه کرده بود٬ اما نزدیک غروب بود که گرد و خاک و فرار مردم به سوی خانه ها شروع و کمبود تاکسی نیز مزید بر علت شده بود که مردم بیشتر از همیشه اعصابشان به هم بریزد. به راستی چرا سقز٬ شهری با قدمت چند هزار سال این گونه شده است؟ دعوا به امری عادی و حتی تفریحی برای مردم تبدیل شده است و اگر چاقوکشی و خون دیده نشود٬ بچگانه تلقی می شود و به سادگی گفته می شود که «چیزی نبود»!!؟ چرا باید در تابستان مردم٬ گرد و خاک را تحمل کنند؟ و..... امروز از طرف انجمن جامعه شناسی جلسه ای برگزار شد. در این جلسه آقای مولودی درباره تحقیقی به طور خلاصه صحبت کرد که چند سال قبل آن را انجام داده بود. قصد ندارم به چند و چون کار ارزشمند ایشان بپردازم. ایشان در طول انجام تحقیق زحمات بسیاری را متحمل شده بودند تا آن را به سرانجام رسانده بودند. آقای مولودی می گفت که برای مصاحبه با نخبگان کرد به افراد زیادی مراجعه کردم و بعضی از آنها به این دلیل که انجام چنین تحقیقی مشکوک است نه تنها از دادن پاسخ طفره رفتند بلکه انواع و اقسام برچسپهای معمول و متداول را در مورد ایشان نیز به کار برده بودند. از طرف دیگر٬ می گفت وقتی به برخی از ادارات برای گرفتن آمار و ارقام مورد نیاز پژوهش٬ مراجعه می کردم آنها نیز با همان روش که مشکوک هستی حاضر نبودند به همکاری با من اقدام نمایند و می گفتند چون مورد تایید نیستی حاضر نیستیم داده های مورد نیاز را به شما بدهیم و برچسپهایی را در مورد ایشان به کار برده بودند که دقیقاْ در نقطه مقابل گروه اول بود. می گویند دکتر شریعتی نیز چنین وضعیتی داشته است٬ در ایران به وی می گفتند که سنی شده است و در عربستان نیز او را یک شیعه تندرو خوانده بودند. این برخوردها نشان می دهد که تا چه حد انجام کار تحقیقی در جامعه ما دشوار است و از آن دشوارتر اتخاذ روش اعتدال در زندگی است که از هر طرف مورد تهاجم قرار می گیری٬ آن هم نه از طرف کسانی که اهل کار و عمل هستند بلکه از سوی کسانی که کم کاری و بی هنری و جبونی خود را با شعارهای تند در خفا و چند برچسپ که همواره در چنته دارند٬ می پوشانند. چندی قبل یکی از دوستان٬ لبخندی بر لب و با قیافه ای حق به جانب به من گفت که خبر داری در فلسطین جنگ داخلی در گرفته است و گروههای فتح و حماس به شدت با همدیگر درگیرند و در ادامه نتیجه گیری کرد که ظاهراْ جنگ داخلی میان گروههای سیاسی امر غریب و یگانه ای نیست بلکه هر جا فعالیت سیاسی وجود داشته باشد لاجرم به گونه ای جنگ داخلی نیز وجود دارد. این گفت و گو مرا به فکر انداخت که آیا واقعاْ آنگونه است که که این دوست ما می گوید و جنگ داخلی امری اجتناب ناپذیر است یا می توان از آن پرهیز کرد و به شیوه ای عمل کرد که دست گروههای سیاسی به خون دوستان و برادران و همنوعان٬ آلوده نگردد. خبر دارید که در ماههای گذشته گروههای فلسطینی فتح و حماس٬ دشمن اصلی خود را فراموش کرده بودند و چنان به جان هم افتادند که گویی خاک یکدیگر با اشغال کرده اند و با قساوت تمام به کشتن یکدیگر پرداختند. جنگ داخلی در میان کردها نیز سابقه طولانی دارد٬ امری ناآشنا نیست و خسارات زیادی را بر کردها تحمیل ساخته است. در این نوشتار به علل سیاسی جنگ داخلی از جمله دخالت نیروهای خارجی یا منافع شخصی و جناحی٬ نمی پردازم و صرفاْ به چند نکته ی نظری در این زمینه اشاره می کنم که به اعتقاد من می توانند تا حدودی چرایی درگیریهای داخلی را توضیح دهند:
| Design By : Night Skin |

