تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















امروز از دوست عزیزم جناب عبداعزیز مولودی پیام کوتاهی به دستم رسید که مقبل هنرپژوه ـ کوهنورد نام آشنای بوکانی و عضو تیم ملی ایران- فوت کردند. ایشان را از نزدیک نمی شناختم اما کم و بیش پیگیر فعالیتهای ورزشی وی بودم. به برخی از دوستان و آشنایان اطلاع دادم که این حادثه دلخراش اتفاق افتاده است همگی بسیار ناراحت شدند. خدا رحمتش کند.
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:23 توسط خالد توکلی| |

یکی از نظرات دقیقاً به تکرار مطالبی پرداخته بود که در دانشگاه اصفهان از سوی کتابدار و مسئول کتابخانه ارائه می شد، با این تفاوت که این دوست گرامی کمی مطلب را سیاسی کرده بود. این امر نشان می دهد که این نگرش ریشه دارتر از آنی است که فکر می کردم. ایشان گفته اند که در تمام دنیا یادداشت نوشتن از روی پایان نامه ممنوع است. نمی دانم این دوست عزیز چگونه و بر چه اساسی این ادعا را مطرح کرده اند، در حالی که هم اکنون در دانشگاه تربیت مدرس، کل پایان نامه را زیراکس می گیرند یا بر روی سی دی رایت می کنند یا حتی بسیاری از دانشگاهها در سطح جهان به صورت آن لاین، پایان نامه ها را در اختیار دانشجویان و محققین قرار می دهند.

اما باز این پرسش و نگرانی دوست ما باقی است که برای عدم سواستفاده از پایان نامه ها چه باید کرد؟ به نظر من قبل از هر چیز باید اصل را بر برائت گذاشت و با اعتماد تام دسترسی کامل و آزادانه را برای دانشجویان فراهم کرد. دوم اینکه باید اخلاق علمی چنان در جامعه دانشگاهی رواج یابد که دانشجو به خود اجازه ندهد به چنین کاری دست بزند و حقوق مولفین را رعایت ننماید، چرا که اگر عزم تقلب در میان دانشجویان رواج داشته باشد، راههای تقلب بسیار است. نکته آخر این که اساتید نیز باید از چنان فراغت و توانی برخوردار باشند که با دقت کامل، پایان نامه ها را مطالعه کنند. تشخیص کسی که زحمت می کشد از کسی که پایان نامه ای را رونویسی می کند و به نام خود تحویل اساتید راهنما می دهد کار دشواری نیست، اگر دانشجو آنقدر زرنگ باشد که اساتید راهنما و مشاور، پی به نیرنگ او نبرند باید اساتید مدعو از دانشکده و گروههای دیگر، مچ او را بگیرند و اگر از این هفت خوان گذشت و کسی ندانست که او چکار کرده است باید به آن دانشجو تبریک و دست مریزاد گفت.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:51 توسط خالد توکلی| |

ديروز براي مطالعه چند پايان‌نامه به كتابخانه مركزي و بخش مرجع آن مراجعه كردم. كارت شناسايي را دادم و پايان‌نامه مورد نظرم را برداشتم و به مطالعه آن پرداختم، در حين مطالعه نكاتي چند را نيز از آن كه براي نوشتن پروپوزال من مناسب بود، يادداشت كردم. در اين اثنا، فردي كه مسئول كتابخانه بود به نزديك من آمد و گفت حق نداري از پايان‌نامه رونويسي كني. به ايشان گفتم كاري كه من انجام ميدهم رونويسي نيست، يادداشت‌برداري و بخشي از فرايند كار نوشتن پايان‌نامه است و گفتم كه حتي اگر بر اساس قرائت شما اين كار من رونويسي به حساب ‌آيد، اينجا فقط نوشته‌اند كه گرفتن زيراكس ممنوع است، چرا نمي‌نويسيد در اينجا يادداشت‌نويسي نيز امكان‌پذير نيست تا مراجعه‌كنندگان از وضعيت كتابخانه اطلاع داشته باشند و بيهوده وقتشان را اينجا تلف نكنند، گفتم كه در دانشگاههاي ديگر، براي نمونه در دانشگاه تربيت مدرس، امكان زيراكس كل پايان‌نامه و حتي رايت آن نيز وجود دارد، چرا شما اينگونه با دانشجو برخورد مي‌كنيد. اما مثل اينكه گوشش بدهكار نبود و مي‌گفت كه بعضي از دانشجويان عين پايان‌نامه را رونويسي مي‌كنند و در جايي ديگر تحويل استاد خود مي‌دهند، يا مي‌گفت يكي از كساني كه پايان‌نامه‌اش اينجا هست، مرا قسم داده است كه مواظب پايان‌نامه‌اش باشم و.... بالاخره به مسئول ايشان مراجعه كردم و از وي خواستم كه نامه‌اي را كه ادعا مي‌كنند بر اساس آن دانشجو يا محقق نبايد از پايان‌نامه يادداشت‌برداري كند به من نشان دهد كه با تكرار همان حرفهاي كارمند اولي، نتوانست نامه را پيدا كند و به من نشان دهد.

بالاخره به رئيس دانشگاه مراجعه كردم. نگرش ايشان با مسئولين كتابخانه كاملاً متفاوت بود و گفت كه به دكتر رحيمي مراجعه كنم تا ايشان مشكل مرا حل كنند. به ايشان كه مراجعه كردم، در دفتر وي باز همان حرفهاي كليشه‌اي و بدبينانه نسبت به دانشجو را شنيدم و من نيز كه كم كم داشتم از كوره در مي‌رفتم، البته با كمي عصبانيت از دانشگاههاي ديگر گفتم كه با اينجا خيلي متفاوت هستند تا اينكه توانستم دكتر رحيمي را ببينم، وي به حرفهاي من گوش داد و گفت كه ما داريم سيستم كتابخانه را الكترونيكي مي‌كنيم و از اين پس كل پايان‌نامه در اختيار محققان قرار مي‌گيرد.پس از آن با من به كتابخانه آمدند و به كارمند مربوطه تذكر دادند كه يادداشت‌برداري كاملاً آزاد و زيراكس نيز تا ۱۰ صفحه مشكلي ندارد. كارمندي كه مانع كار من شده بود، مرتب مي‌گفت كه من چيزي نگفته‌ام و مي‌ترسيد مبادا توبيخ شود.

اين مسئله جنبه‌اي از فرايند درس خواندن در دانشگاه اصفهان است. در اينجا دانشگاهي را مي‌بينيم كه از زيباترين دانشگاههاي ايران و پرخرج‌ترين آنهاست، اما متاسفانه در بسياري از موارد فقط ظاهري زيبا دارد و چنان درگير ظاهر و رعايت مو به موي آئين‌نامه و ... هستند كه به كلي يادشان مي‌رود هدف از برپايي چنين دستگاه عريض و طويلي، آموزش و پرورش و پژوهش است. در جامعه‌شناسي به چنين موردي -مناسك‌گرايي- گفته مي‌شود. در اين حالت فرد مناسك‌گرا به جاي تلاش براي تحقق اهداف سيستم مورد نظر، مناسك را بر اهداف ترجيح مي‌دهد و در واقع آنها را به بوته فراموشي مي‌سپارد و فقط به اجراي چند بخشنامه آنهم به طور وسواسي اكتفا مي‌كند.

در نهايت يادداشتها را پاره كردم و در سطل آشغال انداختم. درس خواندن واقعاً سخت است.

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 13:58 توسط خالد توکلی| |

تهدید عراق از سوی ترکیه در چند روز اخیر بسیار مورد توجه شبکه های خبری جهان قرار داشته است و گمانه زنی در باره حمله ارتش ترکیه به عراق در صدر اخبار رسانه های گروهی قرار داشته است. ظاهراً این روشی است که سیاستمداران توسعه طلب و جاه طلب ترکیه برای سرکوب و مقابله با پ.ک.ک برگزیده اند، چرا که این کشور در حدود یک دهه پیش نیز در مورد سوریه به این روش توسل جسته بود و اتفاقاً به اهداف خود نیز رسیده بود. در آن زمان سوریه اوجلان را مجبور به ترک سوریه کرد تا اینکه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ترکیه با همکاری «سیا» ایشان را در کنیا دستگیر کردند.

اما ظواهر امر نشان می دهد که ترکیه از تهدید به حمله به کردستان عراق، هدفی فراتر از مقابله با پ.ک.ک را در سر می پروراند و شاید آن اهداف نیز برای ترکیه، مهمتر باشند. به نظر من این اهداف عبارتند از:

  • در چندسال گذشته و تحت تأثیر دستگیری عبدالله اوجلان، فضای باز سیاسی دوران اصلاحات، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی دانشجویان کرد در دانشگاههای ایران، گسترش کانالهای ماهواره ای کردی، ریاست جمهوری مام جلال و تأیید فدرالیسم در عراق، هویتی جدید برای کردها به نام «هویت ملی کرد» شکل گرفته است. یکی از بارزترین نمونه های این این هویت جدید این است که در اکنون برای توصیف کردستان از شرق، غرب، جنوب و شمال کردستان سخن به میان می آید نه کردستان عراق، ترکیه سوریه و ایران. البته وجود احساس یکپارچگی و داشتن سرنوشت مشترک نیز از دیگر وجوه و نمودهای این احساس جدید است که در مقاطع مختلف مانند دستگیری اوجلان و موفقیتهای کردها در ساختار سیاسی عراق به گونه ای خود را نشان داده است. ترکیه که بیشترین جمعیت کرد را در منطقه دارد و تا کنون شدیدترین شیوه های سرکوب و محدودیت را در حق آنها روا داشته است و به نتیجه نیز نرسیده است، بیش از همه از ظهور این احساس و گسترش آن نگران است، لذا با تهدید به حمله به دولت اقلیم کردستان می خواهد مانع از ترویج روحیه و احساس «هویت ملی کرد» شود.
  • مسئله دیگری که ذهن سیاستمداران نظامی ترک را به خود مشغول داشته است، مسئله دولت اقلیم کردستان و ریاست جمهوری مام جلال در کشور عراق است. این مسائل نیز موجب نگرانی آنها شده است. دولت اقلیم و حضور کردها در دولت عراق از یک سو به گسترش احساس هویت ملی مدد می رساند و از سوی دیگر، در برابر اجرای سیاستهای سرکوبگرانه ترکها مانع ایجاد می کند. اکنون ترکیه در عراق با یک رئیس جمهور و وزیر خارجه کرد، روبه روست و بدیهی است که نمی تواند در مورد روشهای آشکار و نهانی سرکوب کردها با یک وزیر و رئیس جمهور کرد به توافق برسد. این امر موجب شده است که وزن سیاسی کردها در منطقه افزایش یابد و به همان نسبت ترکیه ضعیف و نگران شود.
  • مسئله سرنوشت «کرکوک» نیز برای «ناسیونالیسم ترک» از اهمیت ویژه ای برخوردار است و ترکها تمام سعی و تلاش خود را در سالهای گذشته بر این امر متمرکز کرده اند که کرکوک در اختیار دولت اقلیم قرار نگیرد و سهم ترکها را که در این شهر در اقلیت هستند، افزایش دهد. این مسئله برای ناسیونالیستهای ترک از چنان اهمیتی برخوردار است که تا کنون چندین بار تهدید حمله به عراق را در صورت واگذاری کرکوک -که اکثریت آن کرد هستند و یکی از مسایل داخلی کشور عراق است- به دولت اقلیم کردستان، مطرح کرده اند. نظامیان ترک در اینجا نیز بیش از آنکه نگران سرنوشت ترکمنهای ساکن در کرکوک باشند نگران گسترش هویت ملی و ارائه تجربه ای موفق از مدیریت دولت اقلیم کردستان هستند که چنین سراسیمه در مقابل ماده 140 که هدف آن حل مسئله کرکوک به شیوه ای دموکراتیک است، کارشکنی می کنند و البته عرض خود می برند و زحمت ما می دارند.
  • و اما اخبار رسمی و ظواهر امر نشان می دهد که ترکیه حضور پیشمرگان کرد را در کوههای قندیل، بهانه ای برای حمله به دولت اقلیم و عراق قرار داده است و چنان وانمود می کند که هدف اصلی از تهدید به حمله نابودی این حزب است که به زعم دولت ترکیه، تروریستی است. این امر یعنی حفظ تمامیت ارضی و مبارزه با تروریسم به لحاظ بین المللی می تواند توجیه داشته باشد و موجب شود که دولت ترکیه از سوی نهادهای حقوق بشر جهانی چندان مورد فشار و سرزنش قرار نگیرد.
  • شکل گیری و توسعه احساس هویت ملی شعاری است که ابتدا از سوی حزب کارگران کردستان مطرح گردید و با دستگیری اوجلان، این احساس شکوفا شد و مجال ظهور و بروز یافت به طوری که جوانان زیادی از سراسر مناطق کردنشین و جاهایی که تصور نمی شد روحیه «کردیت» در آنجا موجود است، به عضویت این حزب درآمدند و در سراسر کردستان و حتی ایران نسبت به دستگیری ایشان اعتراض شد. عضوگیری این حزب از سراسر مناطق کردنشین، بدون توجه به تابعیت آنها و به کاربردن ادبیاتی که نشان از مرکزیت کردستان دارد، به گونه ای که برای مناطق مختلف کردستان از شرق، غرب، شمال و جنوب استفاده می شد یا معرفی کردن اوجلان به عنوان رهبر کردستان معرفی کردن، همگی نشان از این دارد که پ.ک.ک به کردستان بزرگ می اندیشید. اکنون اگر این حزب درک و تحلیل درستی از شرایط جهانی و منطقه ای و وضعیت دولت اقلیم کردستان و خود نداشته باشد، خود را مدار و محور کردستان بداند و اولویت را فقط به اجرای برنامه ها و شعارهای خویش بدهد و توجهی به شرایط حساس اقلیم کردستان و کرکوک ندشته باشد و به شیوه ای عمل کند که یا میان کردها جنگ داخلی رخ دهد یا اینکه نقش و سهم کردها در کرکوک کاهش یابد و در نتیجه منجر به تضعیف دولت اقلیم کردستان و موقعیت کردها در عراق شود، ترکیه به اولین و در واقع مهمترین هدف خود که همانا تضعیف هویت ملی و در مرحله بعد تضعیف تجربه دولت اقلیم کردستان است، دست می یابد. از سوی دیگر اگر موضعگیریهای مسئولان کرد دولت عراق و اقلیم کردستان، سنجیده و حساب شده نباشد، باز ممکن است این روحیه خدشه دار شود.
  • ترکیه بر این تصور بود که با تهدید به حمله می تواند به اهداف خود برسد و این بار نیز از این حربه برای پیشبرد اهداف خود بهره ببرد، چنانکه در مورد سوریه چنین عمل کرد و به آنچه که می خواست رسید، اما در شرایط فعلی کار ترکیه بسیار سخت است و می توان برنامه ها و اهداف آن را با شکست مواجه ساخت، البته اگر با تدبیر و سیاست و به دور از مطلق گرایی با این وضعیت روبه رو شویم. ترکیه خوابهای بیشتری برای کردستان دیده است باید به گونه ای عمل شود که این خوابها به واقعیت نپیوندند. در چنین موقعیتی، ترکیه فقط با گسترش ساز و کارهای دموکراتیک می تواند از این آزمون سربلند بیرون بیاید و قبل از هر چیز با آزادی اوجلان حسن نیت خود را به کردها نشان دهد. در این صورت می توان امیدوار بود که دولت ترکیه عزم حل مسئله کرد را دارد. فراموش نباید کرد که ترکیه با انجام و برگزاری انتخابات آزاد در چند ماه گذشته و پیروزی اسلامگرایان و راهیابی 20 نماینده کرد به پارلمان، چهره ای دموکراتیک از خود به نمایش گذاشت و این امر باعث شد که در افکار عمومی کردها و مردم خاورمیانه، خوشبینی نسبت به این کشور ایجاد شود، اما با بازگشت به سیاستهای نظامی گرایانه، این اعتبار اندک خود را نیز در میان ملتهای منطقه از دست خواهد داد.
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 18:46 توسط خالد توکلی| |

مدتی بود به علت خراب شدن کامپیوترم، نتوانستم مطلب جدیدی بنویسم. قبلاً در نظر داشتم به مناسبت روز جهانی کودک مطلبی را به کودکان عزیز اختصاص دهم که ظاهراً دو هفته ای از آن روز گذشته است. نمی دانم آیا در میان مخاطبین این وبلاگ کودک هم وجود دارد یا نه؟ ولی به هر حال این مطلب را کودکان عزیز تقدیم می کنم.

سال 1380، بعد از ابطال انتخابات و خستگی مفرط از کارهای انتخاباتی، با دوست گرامی ام – کاک احمد عزیزی- تصمیم گرفتیم که مدتی به کارهای فرهنگی روی آوریم تا شاید بتوانیم در این عرصه مثمر ثمر باشیم، تصمیم بر این شد نشریه ای مربوط به کودکان را به زبان کردی منتشر نماییم. با توجه به این که  در ایران چنین نشریه ای وجود ندارد و کودکان کرد از حق داشتن نشریه به زبان کردی محروم هستند، ضرورت آن به خوبی حس می شد، هر چند عده ای بر این باورند که کار جدی یعنی کار برای بزرگسالها. اما ما تقاضای خود را به اداره ارشاد دادیم و مرتب پیگیر گرفتن مجوز آن بودیم.

تلاشهای ما در دوره ای بود که اصلاح طلبان بر سر کار بودند و الحق در این زمینه کوتاهی کردند. من شخصاً به بسیاری از آنها چند بار مراجعه کردم، ضرورت آن را گوشزد کردم اما انگار عزم بر این بود که مچوز داده نشود. البته چند نامه رد و بدل شد که ما هنوز در نوبت هستیم و باید منتظر باشیم. اکنون بیش از 6 سال از تقاضای ما می گذرد و کودکان کرد، همدم و مونسی ندارند که اشعارش را به خاطر بسپارند، جایی ندارند که نقاشیهای خود را در انجا چاپ کنند، به لطیفه هایش بخندند، داستانهایش را به خاطر بسپارند، منتظر آمدنش باشند و برای آن لحظه شماری نمایند و ما نیز همچنان منتظر و چشم به راه مجوز.

وقتی برای گرفتن مجوز به دوستان اصلاح طلب که هم در دولت و هم در کمیسیون فرهنگی مجلس حضور داشتند و می دانستم که اراده ای جدی برای پیگیری آن ندارند خیلی احساس تنهایی می کردم و دلم به حال کودکان کرد می سوخت که در عصر انفجار اطلاعات حتی باید از داشتن یک نشریه محروم باشند. به هر حال روزشان مبارک باد.

نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 19:39 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin