تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















یکی از مهمترین مشخصه های جنبش سیاسی و اجتماعی کردها در طول سالهای گذشته٬ تلاش برای تثبیت هویت و پر رنگ کردن تمایز خود با دیگران بوده است. در این مسیر فقط ناسیونالیسم قومی کردها فعال نبوده است٬ بلکه جریانهای مذهبی نیز به هویت خواهی روی آورده و به آن مدد رسانده اند. نمونه بارز هویت خواهی٬ به تاریخ برگزاری اعیاد مذهبی بر می گردد٬ به گونه ای که معمولاْ تلاش می شود  روز عید٬ با عربستان و دیگر کشورهای اسلامی هماهنگی لازم به عمل آید و همزمان با آنها عید اعلام می شود.

امروز (۵ شنبه) روز عید قربان است. البته عده ای دیروز را عید اعلام کردند. فردا نیز از سوی دولت به صورت رسمی٬ عید اعلام شده است. تعداد «اس ام اس» های رسیده در این روزها نشان میدهد که اینگونه اعیاد برای بسیاری از اقشار مردم از اهمیت خاصی برخوردار است و چون مبتنی بر هویت خواهی است٬ اقبال مردم نیز به آن  بیشتر شده است. از سوی دیگر٬ برخی از پیامهایی که می رسد٬ یا جنبه زیبایی شناختی آن قابل توجه است یا طنز آن حکایت از خوش سلیقگی مردم دارد.

چند سال قبل در مورد عید قربان و یکی از نتایج این اسطوره٬ به این نکته اشاره کردم که این حادثه٬ پیامهای متعددی دارد٬ یکی از این پیامها این است که دیگر نباید عقیده را بر جان تقدم بخشید. در حقیقت ایده تقدم جان بر عقیده از زمانی آغاز می شود که چاقوی حضرت ابراهیم «کند» می شود و خدواند نیز «قوچی» را برای قربانی کردن می فرستد. فکر می کنم٬ این داستان حاوی این پیام بوده است که دیگر باید از قربانی کردن انسان در پای عقاید خویش دست برداریم.

عید قربان بر همه ابراهیمیان مبارک 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 9:20 توسط خالد توکلی| |

در دروس جامعه شناسی دوره دبیرستان٬ بخشی از درس به فعالیتهایی اختصاص دارد که دانش آموزان با راهنمایی معلم باید آنها را انجام دهند. در یکی از درسهای مطالعات اجتماعی به دانش آموزان گفتم که در مورد یکی از آثار منفی و نامطلوب رشد سریع جمعیت٬ به تحقیق بپردازند و نتیجه را در صورت امکان در جلسه آینده ارائه دهند. دانش آموزان به سرعت و  بدون هر گونه اعتراضی در جلسه بعد٬ کارهای خود را به من تحویل دادند. در حین گفت و گو با بچه ها و مطالعه نوشته های آنها٬ به این نتیجه رسیدم که دانش آموزان هر کدام به یکی از کافی نتهای سطح شهر میروند و مسئول آنجا نیز موضوع مورد نظر را جستجو کرده٬ مقاله ای را برای آنها پرینت می گیرد و پس از جلد گرفتن٬ تحقیق را به صورت آماده در اختیار دانش آموزان قرار می دهد. به همین سادگی!

تردیدی نیست که اینترنت در دنیای امروز و در امر تحقیق اهمیت فوق العاده و روزافزونی دارد و آشنایی با آن و استفاده از آن برای دانشجویان و دانش آموزان ضروری است. چرا که با استفاده از آن می توان از مطالب و تحقیقات پیشین آگاهی یافت و موضع مشخصی در مورد موضوع اتخاذ کرد. اما اگر اینگونه که دانش آموزان از آن بهره می گیرند٬ رواج یابد٬ این روش٬ فقط منجر به گسترش تنبلی و بی انصافی در امر تحقیق خواهد شد و نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 20:6 توسط خالد توکلی| |

در چند روز گذشته سفری به مهاباد داشتم. ساعت ۱۱ می خواستم به ترمینال بروم و از آنجا به سقز برگردم. مدت زیادی منتظر تاکسی بودم٬ جمعیت زیادی بدون رعایت نظم٬ ایستاده بودند و گهگاهی که یک تاکسی از سر می رسید٬ خیلی زود پر می شد و می رفت. دقایقی چند ایستادم٬ کسی نوبت را رعایت نمی کرد و از هر روشی برای سوار شدن بهره می گرفتند الا صف کشیدن و به صورت منظم سوار تاکسی شدن. بعضی ها در وسط خیابان ایستاده بودند و مرتب پیشروی می کردند٬ آنانکه جوانتر بودند به زور هم که شده٬ سوار تاکسی می شدند و در این میان خانمها بیشتر مورد ظلم قرار می گرفتند.

مهاباد یکی از شهرهای مهم کردستان است٬ حیف است که در سوار شدن تاکسی٬ نظم رعایت نشود. باید فرهنگ مدرن نیز در جامعه گسترش یابد٬ نباید فقط به دستاوردهای مادی دنیای مدرن اکتفا کرد.  

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 21:28 توسط خالد توکلی| |

در کلاس نشسته بودم و با بچه ها داشتم صمیمانه در مورد گذشته صحبت می کردم بعضی از دانش آموزان با تردید به حرفهایم گوش میدادند و منتظر بودند که تناقضی در سخنان من بیابند و مچ مرا بگیرند. می گفتم که مدرسه ای که شما در آن درس میخوانید با آنچه که من در آنجا درس می خواندم تفاوت چندانی نکرده است. صندلیها٬ تخته سیاه٬ معلم٬ دفتر٬ شیوه تدریس و .... همگی مانند ۲۵ سال گذشته است٬ فرقی نکرده اند. اگرچه دنیا تحولات عجیب و غریبی را پشت سر گذاشته است اما ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم. عقب ماندن از قافله تحول یکی از مشکلاتی است که مدارس و آموزش و پرورش با آن روبه رو هستند. همین امر موجب شده است که کارآیی معلمان در مدرسه و نقش آنها در جامعه پذیری افراد کاهش یابد و در نتیجه اعتماد نسبت به معلم و مدرسه نیز دچار افول شود. در گذشته معلمان از پایگاه و منزلت اجتماعی والا و بالایی برخوردار بودند اما امروزه کمتر دانش آموزی در ذهن خود به معلم شدن فکر می کند. دیگر به معلمان٬ «فرهنگی» گفته نمی شود. این صفت دارای بار ارزشی مثبتی است که داریم از آن محروم می شویم٬ البته به همان نسبت جامعه نیز دچار زیان خواهد شد.

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 1:12 توسط خالد توکلی| |

امروز روز دانشجو بود. در سالهای  اخیر نقش دانشجویان کرد در تحولات سیاسی کردستان پررنگتر از گذشته شده است و به تدریج می رود سمت و سو و جهت مشخصی پیدا کند، به گونه ای که برخی از ظهور و بروز جنبش دانشجویی کردی سخن به میان می آورند. دانشجویان کرد در طول سالهای گذشته دستاوردهایی داشته اند که یکی از مهمترین آنها، برقراری زمینه گفت و گوی برابر در دانشگاهها و جلب حمایت دانشجویان فعال دانشگاهها از مسئله کرد در ایران است. این دستاورد موفقیت کمی برای دانشجویان نیست، چرا که همه آنها به درک درست تری از مسایل ایران نایل آمده اند. روز دانشجو بر تمامی دانشجویان مبارک باد.

نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 0:11 توسط خالد توکلی| |

امروز نزدیک غروب مقداری پول لازم داشتم، تصمیم گرفتم که از عابر بانک استفاده کنم و پول لازم را برداشت نمایم. اولی طبق معمول نوشته بود که دستگاه موقتاً کار نمی کند، دومی نوشته بود که کارت شما خراب است البته قبل از اینکه کارت را از جیبم در آورم و کرکره سومی را کشیده و قفل بزرگی به آن زده بودند. غروب غم انگیزتر از همیشه شده بود، در آن سرما به سه بانک مراجعه کردم و هیچکدام به وظایف خود عمل نکرده بودند، نمی دانستم اگر وقت خود را صرف سر زدن به چند عابر بانک دیگر کنم به هدف خود نائل می آمدم و در نهایت ریسک نکردم و به خانه برگشتم. کاری از دستم بر نمی آمد، فقط تصمیم گرفتم به محض برگشتن به خانه در وبلاگم ماجرا را شرح دهم.

اصولاً عابر بانک را به این دلیل ساخته اند که در مواقع اضطراری، بتوان با مراجعه به آن، پول لازم را برداشت، اما ظاهراً در سقز این دلیل فراموش شده است و بسیار اتفاق افتاده است که بخش عمده ای از عبر بانکها کار نمی کنند. البته کارمندان بانک نیز استدلال جالبی دارند و ان این است که ادعا می کنند که امواج پارازیتی که دسترسی به ماهواره را مختل می سازد در سیستم عابر بانکها نیز همین گونه عمل می کند و باعث از کار افتادن آنها می شود. به هر حال در دنیای جدید که باید نسبت به نهادهای انتزاعی و عام اعتماد داشت، چنین کارهایی موجب می شود که از اعتماد مردم نسبت به آنها کاسته شود و در نتیجه هم بانکها دچار ضرر و زیان شوند و هم مردم هزینه بیشتری متحمل شوند.

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 1:4 توسط خالد توکلی| |

به ایام انتخابات که نزدیک می شویم، مهمترین مسئله ای که ذهن بسیاری از ما کردها را به خود مشغول می دارد، مسئله «شرکت یا تحریم» است. در این نوشته می خواهم به گونه ای ویژه بحث فوق را مورد بررسی قرار دهم. بدین معنی که نمی گویم، کدامیک از این دو بهتر یا بدترند، بلکه از این منظر به تجزیه و تحلیل این مورد می پردازم که اگر چه این دو گروه به ظاهر متضاد یکدیگر هستند و در مقابل یکدیگر صف آرایی می کنند، اما گاهی و البته عمدتاً هر دو از یک روش مشابه بهره می گیرند و در نتیجه هر دو به یکسان آسیب می بینند.

تردیدی نیست که انتخابات قلب دموکراسی است و برای کسانی که دل در گرو این دستاورد مهم بشری دارند و برای تحقق آن تلاش می کنند، انتخابات از اهمیت خاصی برخوردار است. به گونه ای که انتخابات از سویی به عنوان مجرا و مقدمه ای  برای رسیدن به دموکراسی تعبیر و از سوی دیگر به عنوان بخشی از فرایند تحقق دموکراسی به آن نگریسته می شود. به عبارت دیگر انتخابات هم یکی از شاخصهای مهم دموکراسی و هم یکی از همترین راههای رسیدن به دمکراسی محسوب می شود. این گفته مورد قبول بسیاری از عالمان سیاست و جامعه است که نمی توان از راههای غیر دموکراتیک به دموکراسی رسید، بر همین اساس انتخابات به مثابه یک ساز و کار دموکراتیک، فرصت خوبی است تا با استفاده از آن به تحقق و گسترش فرهنگ دموکراسی در جامعه مدد رسانید. فرایند انتخابات، عرصه ای را بر روی می گشاید و فرصتی را فراهم می سازد که در آن به تمرین و ترویج مدارا، تکثر، برابری و سیاست ورزی مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک بپردازیم به گونه ای که این فرصت شاید در زمانی دیگر میسر نباشد.

اما اگر واقع بینانه و منصفانه نگاهی به برخی از نتایج انتخابات در سالهای گذشته بیندازیم متوجه خواهیم شد بسیار اتفاق افتاده است که انتخابات در جهت تقویت و تثبیت دموکراسی در ایران عمل نکرده است و نتایجی را شاهد بوده ایم که مخالفان دموکراسی را خوشحال ساخته و منافع آنان را تأمین کرده است. حال سوأل اینجاست که چرا از رهگذر انتخابات، دموکراسی تقویت نمی شود؟ بدیهی است که در پاسخ به پرسش فوق می توان موارد و علل متعددی چون نظارت ها و فیلترهای مختلف، نبود آزادی احزاب و مطبوعات و...... را ذکر کرد و اگر چه من نیز با این علل موافقم اما هدف از این مطلب، علاوه بر تأیید موراد فوق، ذکر نکته ای دیگر است که بیشتر به فرهنگ فعالان سیاسی در هر دو گروه طرفدار تحریم یا مشارکت، مربوط می شود.

به هنگام انتخابات دو گروه از فعالان سیاسی در برابر هم صف آرایی می کنند. در یک سو طرفداران مشارکت قرار دارند و در سوی دیگر طرفداران تحریم. در این میان کمتر اتفاق می افتد که این دو گروه در کنار هم یا به دور یک میز گرد، جمع شوند و دلایل خود را مطرح نمایند و مردم نیز با گوش دادن به استدلالهای آنان، تکلیف خود را بدانند. اما آنچه بیشتر اتفاق می افتد و دیده می شود، این است که هر دو گروه، به هنگام رقابت و برای جذب نظر و در نهایت رأی مردم به طرح اهداف و انتظارات حداکثری و تا حد زیادی غیر قابل تحقق روی می آورند. مسائلی از سوی طرفدارن مشارکت در انتخابات مطرح می گردد که عملی ساختن آنها، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار مشکل است. از سوی دیگر طرفداران تحریم نیز چنان القا می کنند که با تحریم می توان بر بسیاری از ناملایمات چیره گشت و آنها را از میان برداشت و نتایج تحریم را چنان بزرگ نمایی می کنند که دستیابی به آنها بسیار سخت است. این دو گروه اگرچه در ظاهر و حتی در باطن، شاید، دموکراسی را یک ارزش و تحقق آن را هدف اصلی خود معرفی نمایند و هدف از تحریم یا مشارکت را تحکیم دموکراسی بدانند، اما نتیجه ناخواسته آنان چیزی جز کمک به تعویق و تعلیق دموکراسی نیست. در نهایت آنچه به دست می آید تنبلی و انفعال به نام تحریم توجیه می شود و رأی احساسی و هیجانی و غیر منطقی به نام مشارکت تمام می شود و صد البته هر دوی اینها به کام مخالفان دموکراسی شیرین می آید.

«پوپر» معتقد است که در دو حوزه طبابت و سیاست نباید به برآورده ساختن انتظارات حداکثری دامن زد و کسانی را که به این امر توجه نمی کنند «شارلاتان» می نامد. جان کلام من نیز این است که در ایام انتخابات با طرح شعارهای کلان و بالا بردن انتظارات مردم نه تنها کمکی به مردم، حزب سیاسی و کاندیدای مطلوب خویش نمی کنیم، بلکه فرایند دموکراسی را نیز با تهدید مواجه خواهیم ساخت. نتیجه شعارهای حداکثری در ایام انتخابات، فقط انفعال، تخریب اعتماد به نفس و عزت نفس مردم و اعتماد به نهادهای عام و انتزاعی چون احزاب است. این امر مانع از آن می شود که رأی مردم برای مدت زمان طولانی، تثبیت شود و جهت مشخصی پیدا کند. به همین دلیل است که برای بسیاری از فعالان سیاسی، پیش بینی نتیجه انتخابات کار دشوار و ناممکنی است و همواره تا آخرین دقایق، منتظر نتایج غیر قابل پیش بینی یا حماسه هستند. در این صورت، آن چه که رأی مردم را سمت و سو می دهد نه استدلال سیاسی و عقلانی است، بلکه هیجانات یا عواملی انتسابی و مبتنی بر اعتماد خاص است که مسیر انتخابات را تعیین می کند، اینجاست که بازنده اصلی، فقط طرفداران دموکراسی و در مرحله بعد مردم هستند و انتخابات از اهداف اصلی خود، دور می شود. جامعه ما به قول «کاتوزیان» جامعه ای کوتاه مدت است، در انتخابات نیز این روند ساری و جاری است، فقدان مسیر و جهت مشخص و کوتاه مدت بودن موضع سیاسی و آرای انتخاباتی مردم، انتخابات را به عرصه رقابت تکنوازان و بخت آزمایانی تبدیل می کند که باوری به دموکراسی و درک درستی از آن ندارند و صرفاٌ از کوتاه مدت بودن جامعه ایران برای دستیابی به قدرت بهره می گیرند و آن را با رفتار خود بازتولید می کنند.   

نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 11:23 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin