تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















امسال در حالی به استقبال نوروز می رویم که روز اول سال 87 همزمان است با تولد پیامبر مهربانی و رحمت. این روز را به همه دوستان تبریک می گویم. بدیهی است منظور از دوستان، فقط شامل کسانی نمی شود که در این بزرگراه نظراتم را تأیید کرده اند، بلکه منتقدان عزیزی را نیز در بر می گیرد که هر از گاهی از نظرات آنها بهره مند می شوم.
امیدوارم که پرسه ما در این بزرگراه با توهین به هیچ کس، صنف و ارزشی همراه نباشد.
پیروز و سربلند و شاد باشید.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:12 توسط خالد توکلی| |

هاوار نشریه ای دوست داشتنی بود. متأسفم از این که جامعه از اطلاع رسانی شفاف و آگاهی و دست اندرکاران آن از حقوق شهروندی محروم گشتند.
 
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:35 توسط خالد توکلی| |

بالاخره پس از کش و قوسهای فراوان، انتخابات مجلس به پایان رسید و نتایج کلیه حوزه های انتخابیه به غیر از تهران اعلام شد. اگر چه رد صلاحیتها گسترده تر از گذشته بود و اعتراض اصلاح طلبان و بخشی از مردم را به دنبال داشت، اما نتایج به دست آمده غیر قابل پیش بینی و شگفتی آور نبود.
ترجیح می دادم در مورد انتخابات سکوت پیشه می کردم، اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که به نکاتی چند در این مورد اشاره ای داشته باشم، به ویژه پس از اینکه از سوی طرفدار یا طرفداران یکی از کاندیداهای پیروز، در این وبلاگ با توهینهای رکیکی روبه رو شدم، با عزم جزمتری نوشتن را بر سکوت ترجیح دادم.
  1. قبل از هر چیز باید گفت که در این دوره، اکثر کاندیداهای انتخابات از فقر تئوریک یا کمی تجربه نسبت به مسائل سیاسی منطقه ای (کرد)، ملی و جهانی برخوردار بودند و عمده آنها نتوانستند از فرصت تبلیغات برای ارائه برنامه یا شعارهای جدی و جدید بهره ببرند. همین امر فضای انتخابات را سرد کرده بود و موجب شد که بسیاری از مردم انگیزه ای برای شرکت در انتخابات نداشته باشند. برای نمونه در شهرستان سقز، مشارکت کمتر 30 درصد بود.
  2. معمولاً انتخابات از این لحاظ که فرصتی تقریباً آزاد را برای فعالان سیاسی فراهم می سازد تا به طرح نظریات و برنامه های خود بپردازند، برخی از آنها تلاش می کنند تا از فضای به دست آمده بهره ببرند، لذا در انتخاباتهای گذشته معمولاً شاهد مطرح شدن مسائل و نکته های جدید در فضای سیاسی جامعه بودیم. این انتخابات از این لحاظ یک گام و در واقع چند گام به پس بود چرا که نه تنها شاهد گفتمان جدیدی در فضای سیاسی کردستان نبودیم بلکه نوعی بازگشت به تبلیغات چندین دوره گذشته نیز به چشم می خورد. رواج شعارها و روشهای تبلیغاتی کهنه و عوام فریبانه و تخریب کاندیداها به شدت ذهن تماشاگران انتخابات را آزار می داد.
  3. تخریب سرمایه اجتماعی از مهمترین عوارض این انتخابات بود. ناگفته پیداست که سیستم انتخابات به دلیل فقدان آزادی احزاب و مطبوعات و در نتیجه عدم حضور جدی و پررنگ احزاب، کامل نیست و از نقایص عمده ای در رنج است. احزاب در جریان انتخابات کارکردهای فراوانی دارند که میتوان به معرفی نامزدها، ارائه برنامه و نظارت بر آنها اشاره داشت. اما به نظر من مهمترین کارکرد یک حزب سیاسی در ایام انتخابات تقویت سرمایه اجتماعی است، بدین گونه که با ارائه برنامه و معرفی نامزد قدرتمند، به جای اختلاف افکنی در میان مردم و اتکا بر هویتهای محدود و موقت و انتسابی، بر هویتهای عام و اکتسابی تأکید می کنند و این امر نه تنها موجب دشمنی میان گروههای مختلف نمی شود بلکه منجر به انتخاب بهتر و اعتماد بیشتر میان آنها نیز می گردد. در این انتخابات شاهد بودیم که برخی از نامزدها، به جای ارائه برنامه، نه تنها بر هویت عامی چون کرد بودن، ایرانی بودن، کارگر بودن و ... تأکید نمی ورزیدند، بلکه با اشاره به سقزی یا بانه ای بودن (در حوزه انتخابیه سقز و بانه) یا به خان و رعیت بودن (در حوزه انتخابیه سردشت و پیرانشهر)، در پی کسب آرا بودند.
  4. در این دوره شاهد حضور افراد تحصیلکرده در میان کاندیداهای مجلس بودیم. خوشبختانه برخی از آنها تأیید شدند و توانستند خود را به جامعه معرفی نمایند، متأسفانه برخی از آنها رد صلاحیت شدند و از برنامه های آنان محروم گشتیم. انتظار می رود این دوستان که پیداست نه تنها نسبت به کردستان تعلق خاطر بلکه تعهد نیز دارند، حضور پررنگتری در حوزه عمومی کردستان داشته باشند و با ارائه قرائتی علمی از «مسئله کرد» به گفت و گویی مفید دامن بزنند و من از هم اکنون به نوبه خود ورود این دوستان را به فال نیک می گیرم و به آنها خیر مقدم می گویم.
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 18:17 توسط خالد توکلی| |

دیشب خبرنگار یکی از بخشهای خبری سیما، گزارشی را تنظیم کرده بود که در آن از مردم می خواست تا به نمایندگان مجلس آینده نامه ای بنویسند و هر چه دل تنگشان میخواهد، بنویسند. این گزارش در نوع خود جالب بود و مردم هم به نسبت مطالبات و معلومات خود، جمله ای را در نامه درج می کردند. در نهایت خبرنگار نامه را به آدرس مجلس هشتم پست کرد.

آنچه بیشتر از گزارش جالب توجه بود این بود که گزارشگر، نامه را اینگونه آغاز کرده بود: خدمت آقایان نمایندگان مجلس هشتم. غافل از اینکه قرار است در مجلس هشتم چند نفری خانم نیز حضور داشته باشند. این واقعه اگر عمدی باشد، دغدغه کاندیداهای زن اصولگرا را قبل از انتخابات قابل درک می سازد که از سوی اصولگرایان چندان مورد توجه قرار نمی گرفتند. اما اگر غیر عمدی باشد حاکی از این است که مردسالاری بدجوری در ناخودآگاه ما و به ویژه خبرنگاران سیما ریشه دوانده است.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:4 توسط خالد توکلی| |

دنیای مدرن دو جنبه یا به عبارتی دو چهره دارد. یکی از این چهره ها کریه و زشت است که مصادیق آن را می توان در شرق شناسی، استعمار و گسترش سلاحهای کشتار جمعی یافت. چهره دیگر زیبا و لطیف است که از مصادیق آن به گسترش آزادی و دموکراسی، حقوق بشر و رفاه، می توان اشاره کرد.

 

«حلبچه» مکانی است که این دو چهره با یکدیگر برخورد دارند و نتیجه آن روی دادن فاجعه حلبچه است که در آن هزاران کرد به شهادت رسیدند. در این فاجعه، صدام چهره کریه و زشت غرب را به کار گرفت و کردها نیز با تاکید بر دموکراسی و آزادی با چهره زیبای غرب به میدان آمدند.

 

اگر چه در آن روزگار به ظاهر صدام و سلاحهای شیمیایی برنده میدان به شمار آمدند اما تاریخ در کردستان به نفع جنبه زیبای دنیای مدرن در حال رقم خوردن است و از این فرصت باید بهره جست و با نهادی کردن دموکراسی و آزادی و رعایت حقوق بشر، باشد که بهره بیشتری از آن چهره زیبا ببریم و بدین وسیله زخمهای عمیق ناشی از بمبارانها و سلاحهای کشتار جمعی بهبود یابند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 18:46 توسط خالد توکلی| |

هرگاه در مورد نقشهای سیاسی مختلف مانند نمایندگی مجلس، وزارت، ریاست جمهوری، دبیر کل سازمان ملل متحد و .... صحبت کرده ام، اغلب اولین پرسشی که از من پرسیده می شود، این است که حقوق مثلاً نماینده یا فلان نقش سیاسی چقدر است.

بعد از شنیدن پاسخ که فرضاً دو میلیون تومان است، سکوت توأم با تعجب بر جمع حکمفرما می شود و با حسرت به هم نگاه می کنند که چه حقوق کلان و فراوانی و آن گاه که می گویم این حقوق در مقابل حقوق فوتبالیستها یا هنرپیشه ها و بسیاری از مشاغل موجود در بازار چیزی نیست، ابتدا مقاومت و سپس قبول می کنند که این حقوق چندان مهم هم نیست.

حال پرسشی که پیش می آید، این است که چرا این حقوق کم، برای ما فراوان و زیاد محسوب می شود؟ و چرا توانایی تصور حقوقهای کلان چندین میلیون تومانی را نداریم و چرا فقط به صورت یکجانبه موقعیتهای شغلی را به تصویر می کشیم؟

در پاسخ به این پرسش می توان به علل و عوامل مختلف از جمله فقر، بیکاری، تضاد طبقاتی، رواج پول پرستی، فقدان نهادهای مدنی و سیاسی مستقل و فرهنگ سیاسی مناسب اشاره کرد. اما در این جا ضمن اینکه تأثیر عوامل فوق را انکار نمی کنم، ضروری می دانم که به نکته ای دیگر نیز اشاره داشته باشم و آن چیزی نیست جز فقدان همدلی و داشتن چشمداشتهای محدود.

تحقیقات جامعه شناسان نشان داده است، کسانی که به یک اقلیت تعلق دارند و در محیطی آکنده از تبعیض و محرومیت پرورش می یابند، از اشتغال مطلوب هیچ چشم اندازی ندارند و از تعصب گسترده، فقدان قدرت سیاسی و بزرگ شدن با چشمداشتهای بسیار محدود برخوردار خواهند شد.

نقشهای سیاسی فوق که از آنها نام بردم، همگی وظایف و اختیارات سیاسی مهمی دارند اما چون در یک محیط محروم و سرشار از تبعیض تربیت شده ایم، فقط به حقوق آن توجه داریم و صرفاً این قسمت از امکانات این نقشها برای ما برجسته می شود. به ندرت این پرسش مطرح می گردد که آیا می تواند رئیس جمهور و وزیران را مورد سوأل یا استیضاح قرار دهد یا نه. آیا می تواند در مورد مسائل سیاسی داخلی و خارجی اظهار نظر کند و ....

در مورد اغلب کسانی که امکان دستیابی به این نقشها نیز برایشان فراهم می گردد، این وضعیت به چشم می خورد و به چنان مسائل مبتذل و پیش پا افتاده ای گیر می دهند که در مقابل اختیارات نقش آنها چیز مهمی به شمار نمی آید و یا بیش از آنکه در مقابل قدرتمندان بایستند به انتقاد از آنها بپردازند در مقابل مردم دچار خود بزرگ بینی و غرور می گردند.

برای نمونه یکی از مدیران در جلسه ای خطاب به کاندیداهای رد صلاحیت شده گفته است که چرا ناراحت هستید مگر ما شما را نفی بلد کرده ایم و آزاد هستید که از آب و هوا بهره ببرید و....

این مدیر، به شدت چشمداشت محدودی از نقش خود دارد و از توانایی همدلی با آن برخوردار نیست، چرا که اولاً نفی بلد کردن در حوزه اختیارات او نیست ثانیاً آب و هوا نیز به وی تعلق ندارد که این گونه در مورد آن دست و دل بازی می کند. اما چون قبلاً هیچ تصوری از این نقش نداشته است و به یکباره و بدون تمهیدات لازم به اینجا رسیده است، این گونه سخن می گوید که البته مورد تعجب و تأسف بسیاری از حاضرین نیز قرار گرفته بود.

نامه ای را دیدم که حاملان یکی از نقشهای سیاسی، خطاب به یکی از وزیران نوشته بود و در آنجا از واژه حقیر در مورد خود، استفاده کرده بود. نمی دانم که آن وزیر بعد از خواندن نامه، نسبت به حوزه انتخابیه آن نماینده، چه تصوری در ذهنش نقش بسته است. همین فرد در ارتباط با مردم  بسیار مغرورانه عمل می کند.

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:4 توسط خالد توکلی| |

آمار و ارقام موجود و رسمی نشان می دهد که روز به روز بر تعداد زنانی که از راه فحشا کسب درآمد می کنند، افزوده و از سوی دیگر از سن آنها کاسته می شود.
امروز در کنار جاده چند زن را دیدم که برای خودروها دست بلند می کردند. راننده می گفت که اینها فاحشه هستند و هر سال به این کار می پردازند.
علل مختلفی موجب رواج فحشا در جامعه می شود که در این مطلب به آن نمی پردازم، فقط می خواهم بگویم که بزرگترین ظلم در حق مردم این است که آنها مجبور شوند برای امرار معاش و کسب درآمد، به خودفروشی روی آورند.
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 22:51 توسط خالد توکلی| |

چند روز  قبل از اینکه وزیر فعلی آموزش و پرورش از مجلس رأی اعتماد بگیرد، گفت که تمامی حقوق و مطالبات معلمان پرداخت می شود. وی در ضمن در مورد افزایش تورم در جامعه نیز اظهار نگرانی کرد. بهمن تمام شد ولی از مطالبات معلمان که نمی دانیم داریم یا نه، خبری نبود.
چند روز قبل بخشنامه ای را در مدرسه دیدم که نوشته بود در نیمه اول اسفند عیدی و حقوق اسفند معلمان پرداخت می شود که باز خبری نشد.
دیروز برای گرفتن سبد کالاها ثبت نام کردم. مثل اینکه عدس، نخود، لپه، مرغ و گوشت می دهند. قسمتی از هزینه های این سبد را دولت می پردازد و بدینوسیله نفت را بر سر سفره ها حس می کنیم.
امروز نامه ای را در مدرسه به من و تمامی همکاران دادند و از سوی یکی از کاندیداها برای امشب دعوت شده بودیم که در جلسه تبلیغاتی آنها حضور سبز داشته باشیم.
ما معلمان همزمان با آموزش، نباید پرورش را نیز فراموش کنیم.
 
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:52 توسط خالد توکلی| |

دنیای رانندگان بیابان دنیای عجیب و غریبی است. اکثر آنها با ذوق هستند و اشعار یا مطالب جالبی را بر روی ماشین خود می نویسند. یکی از سرگرمیهای من  وقتی که در سفر هستم، خواندن این اشعار است که گاهی آدم را به فکر فرو می برند.

امروز در مسیر سقز-بوکان، ماشینی را دیدم که دام و حیوانات اهلی را به بازار و لابد از آنجا به کشتارگاه می برد. در پشت ماشین این شعر را نوشته بودند: بر مرگ آفرین گر زندگی چنین است.

شعر جالبی است، شاید بخشی از مصائب و ناامیدیهای زندگی را نشان می دهد٬ اما جالبتر آن بود گاوهایی که در ماشین بودند، دقیقاً بر کلمه «زندگی» ریده بودند و در آخرین روزهای زندگی خود٬ تصویر پرمعناتری به شعر بخشیده بودند.

نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:9 توسط خالد توکلی| |

    بسیاری از عالمان علوم سیاسی و اجتماعی بر این باورند که انتخابات قلب دموکراسی و مهمترین و در عین حال کم هزینه ترین روش برای مشارکت آحاد مردم در سرنوشت خویش و آگاهی سیاستمداران از مطالبات و انتظارات مردم است، لذا در کشورهای توسعه یافته به آن توجه فراوانی می شود و حتی به عنوان شاخص توسعه در نظر گرفته می شود.
در کشور ما سالهاست انتخابات برگزار می شود. قبل از انقلاب تا حد زیادی فرمایشی بود و بعد از انقلاب نیز، اگرچه زمینه رقابت برای دگراندیشان و غیر خودیها فراهم نمی آید، اما در اکثر انتخاباتها میان خودیها رقابت نسبی وجود دارد.
در انتخابات مجلس هشتم وضعیت به گونه ای دیگر است. در این انتخابات فضا بر خودیها نیز تنگ گشته است و بسیاری از آنها رد صلاحیت شده اند و رقابت را به شدت کم کرده است.
در این میان آنچه جالب است این است که بعضی از کاندیداها از این که رقیبشان حذف شده است به خود می بالند و دروازه و میدان خالی از رقیب را به توپ می بندند و احساس قهرمانی نیز می کنند.
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 17:50 توسط خالد توکلی| |

تدوین برنامه های درسی و آموزشی اصولاً به دو شیوه و برای رسیدن به دو هدف عمده انجام می پذیرد: ممکن است هدف نظام آموزشی، تربیت افراد مطیع و وفادار به حکومت باشد، لذا متون و مطالب درسی کاملاً ایدئولوژیک نوشته و به گونه ای تنظیم می شود که مشروعیت حکومت را توجیه کند و در نهایت افرادی فارغ التحصیل شوند که اطاعت از ایدئولوژی نظام حاکم را کاملاً بپذیرند. تمام هم و غم متولیان نظام آموزشی نیز تربیت افرادی است که در خدمت ایدئولوژی نظام حاکم باشند و از آن حمایت نمایند. این وضعیت در استخدام افراد برای فعالیت و به عهده گرفتن نقش در نظام آموزشی نیز تأثیر دارد و بیشترین سخت گیری در زمینه گزینش، در این بخش از نظام اداری اعمال می شود. از آنجایی که در این نظام آموزشی وفاداری و اطاعت از اهمیت زیادی برخوردار است، پس از مدتی رفتارهای کلیشه ای و ظاهرسازی و حتی تملق در نظام آموزشی رواج می یابد و به تدریج انگیزه تحصیل و یادگیری از مدارس رخت بر می بندد.

تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد که به شیوه ای دیگر نیز می توان به تدوین برنامه های درسی و آموزشی همت گماشت و آن این است که به بیش از هر چیز به نیازهای نظام اقتصادی توجه داشت و بر اساس آن، به برنامه ریزی درسی پرداخت و افراد را به استخدام در آورد. در اینجا هدف از آموزش و پرورش، تربیت افرادی است که بتوانند در نظام اقتصادی به خوبی به نقشهای خود عمل نمایند و از مهارت و وجدان کاری برخوردار باشند. اگر در جامعه ای از این روش برای برنامه ریزی درسی بهره گرفته شود، میان نظام اقتصادی و آموزشی رابطه ای تنگاتنگ شکل می گیرد و شاهد عقب ماندگی و بیکاری تحصیلکرده ها نخواهیم بود. نظام آموزشی نیز به روز و به هنگام تغییر می کند و در مدارس شور و شوق خاصی حاکم خواهد گردید. به خلاقیت و کارآفرینی توجه می شود و فارغ التحصیلان در کوتاهترین زمان ممکن جذب بازار کار می گردند.   

نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 10:3 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin