تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















چند روز قبل در کلاس در مورد انقلاب مشروطه صحبت می کردم و نکته ای به ذهنم رسید که برای شما بازگو می کنم. انقلاب مشروطه، همچنانکه از اسم آن پیداست هدف اصلی اش مشروط و محدود ساختن قدرت به طور عام و قدرت شاه به طور خاص بود. در واقع، انقلابیون می خواستند که شاه در ایران یک نقش تشریفاتی داشته باشد. ابتدا با تأسیس پارلمان و تدوین قانون اساسی این هدف تا اندازه ای تحقق یافت اما پس از چندی ورق برگشت و قدرت لجام گسیخته و مطلق مجدداً در اختیار شاه قرار گرفت و آنچه محدود و مشروط گشت، پارلمان و نمایندگان مردم بود تا آنجا که در سالهای بعد این مجلس بود  که تقریباً تشریفاتی شده بود.
در یک قرن اخیر این تقابل همچنان وجود داشته است. بدین معنی که مشروطه طلبان و طرفداران محدود ساختن قدرت در مقابل مطلق گرایان به مبارزه پرداخته اند و تا کنون نهادهایی که مظهر مشروط سازی قدرت هستند با محدودیت روبه رو شده اند.
 
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:7 توسط خالد توکلی| |

امروز یکی از دوستان خبر درگذشت کاک صلاح علایی را به من داد و من و بسیاری از دوستانم را متأثر ساخت. این مرحوم را از سالهای دور می شناختم. یکی از ویژگیهای ممتاز ایشان ادب و آرامشی بود که در رفتار وی به چشم می خورد. در انتخابات مجلس ششم که با ایشان رقیب بودم، دیدم که به شدت پایبند به رعایت اخلاق انتخاباتی است، لذا اطمینان بیشتری یافتم که در تشخیص رفتار آن مرحوم ره به خطا نبرده ام و نسبت به تمامی کاندیداها همین گونه بود. این در حالی بود که برخی دیگر از رقیبان به هر شیوه ی غیر اخلاقی برای تخریب رقیبان و از آن جمله کاک صلاح بهره می جستند.
اگر چه شاید در امر نمایندگی توفیق چندانی نیافت و فرصت نمایندگی کمی نصیبش شد اما واقعیت این است که ادب وی بسیار بهتر از دولتش بود. خدا به بازماندگانش صبر عطا فرماید.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:43 توسط خالد توکلی| |

امروز در مسیر مهاباد به بوکان، یکی از مسافران می گفت که قاچاقچی مشروبات الکلی است. در طول راه مباحث جالبی را مطرح کرد که برای من تازگی داشت. از چگونگی وارد کردن مشروبات الکلی از خاک عراق تا شهرهای مرکزی ایران، از چگونگی گیر افتادن و در رفتن از دست نیروهای انتظامی، از قیمت و ....... خاطرات و واقعیات عجیبی را بازگو کرد.

در میان سخنانش چند نکته جالب داشت:

  •         می گفت که قاچاقچیها کارهای خیر و عام المنفعه زیادی انجام می دهند و به نمونه ای اشاره می کرد که برای کمک به بیماری نیازمند حدود یک و نیم میلیون تومان پول جمع کرده بودند. به چند مورد دیگر نیز اشاره کرد.
  •  نکته جالب دیگر وجود انسجام و همبستگی بالای اجتماعی در میان قاچاقچیان بود. می گفت در هر حال از همدیگر حمایت می کنند و سعی می کنند به هنگام گرفتاری، مشکلات را با همکاری و همیاری هم رفع نمایند. در مراسمی چون عروسی یا عزا همگی مشارکت دارند و بر اساس لیستی که تهیه کرده اند، حتی کسانی که در مراسم نیز حضور نداشته باشند، دیگران از طرف وی کادو را می دهند و بعداً از او بازپس می گیرند.
  •  آخرین نکته جالبی که بدان اشاره کرد در پاسخ به پرسش یکی از مسافران بود که توصیه کرد حالا که تا کنون توانسته است مقداری پول جمع کند، این شغل پر خطر را رها و شغلی امن را انتخاب کند. در پاسخ گفت که در کشور ما فقط سیاست خطرناک است و خدا را شکر که من اصلاً علاقه ای به سیاست ندارم.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:35 توسط خالد توکلی| |

  1. در چند روز گذشته یکی دیگر از زندانیان سقزی که 25 سال در زندان بود خوشبختانه آزاد شد و به آغوش خانواده اش (نمی دانم خانواده ای مانده است) باز گشت. آزادی ایشان در رسانه ها و افکار عمومی بازتاب چندانی نداشت و در سکوت برگزار شد.
  2. برای کسانی که طرفدار حقوق بشر هستند آزادی هر زندانی سیاسی و حتی غیر سیاسی خوشحال کننده است و زندانیان سیاسی به خوب و بد تقسیم نمی شوند تا برای آنکه خوب است پایکوبی و برای آنکه با ما نیست و در نتیجه بد است، سکوت را انتخاب کنیم.
  3. یکی از مهمترین دغدغه های من در طول چند سال گذشته، کاهش هزینه فعالیت سیاسی بوده است. نمی خواهم مقایسه ای بین سالهای زندان شدن داشته باشم.  فرقی نمی کند یک سال و  25 سال، هر دو عمری طولانی هستند و باید به جایی برسیم که این عمر در زندان سپری نشود.
  4. به هر حال آزادی این زندان سیاسی مرا بسیار خوشحال کرد و به امید آزادی تمامی زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی، چرا که در زمانه و سرزمین ما که هزینه فعالیت سیاسی بسیار بالاست، سیاست کاری است بسیار شرافتمندانه.
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 18:14 توسط خالد توکلی| |

در انتخابات مجلس ششم در مورد فرهنگ محفلی در بانه و سقز یک سخنرانی داشتم. اکثر دوستان موافق بودند که سخنرانی جالبی بود. در آن جا گفتم که یکی از ویژگیهای فرهنگ محفلی استفاده از رسانه «شایعه» است، به این دلایل که مکتوب و مستند نیست، به نویسنده و روشنفکر و خبرنگار و روزنامه نگار نیاز ندارد و بسیار عوام فریبانه و غیر مسئولانه است و از آن طریق می توان به هر چیزی پرداخت یا گیر داد. این رسانه از یک جهت دیگر نیز مورد توجه و استفاده محافل است که بیش از آنکه برای ساختن از آن بهره ببرند در جهت تخریب از آن استفاده می کنند و به سادگی انسانهای نیک و بزرگوار را زشت و ناپسند جلوه می دهند و کوچولوها را بزرگ.
شایعه در فضایی شفاف و مدنی کارساز نیست و تأثیری بر افکار عمومی ندارد اما در یک فضای تاریک و غیر دموکراتیک کاربرد و کارکرد فراوان دارد، شایعه پردازان از آفتابی شدن و ابراز وجود می ترسند و از همین روی به رسانه های جمعی مجال فعالیت نمی دهند، چرا که رسانه ها به شفافیت فضای جامعه کمک می کنند و تاریکی ها را روشنایی می بخشند.
در جامعه ما امروزه شایعه ها مبنای تعامل و حتی برنامه ریزیهای سیاسی و اجتماعی شده است. قیمت زمین و مسکن و بسیاری از اقلام مورد نیاز مردم تابع شایعاتی است که در بازار وجود دارد و شرایط روانی ناامنی را برای شهروندان ایجاد کرده است.
شایعاتی در مورد منطقه آزاد تجاری شدن سقز، قیمت زمین و مسکن را افزایش، شایعه ای در شهر «صاحب» قیمت زمین را کاهش می دهد، در انتخابات یک شایعه کافی است که فردی نماینده و دیگری از کورس رقابت عقب بیافتد و در تهران اول شایعه راه می افتد بعد وزیر برکنار می شود و جالب آنجاست که وزیر اقتصاد از سابقه چنین شایعاتی سخن به میان آورده بود و ظاهراً ما در جامعه ای زندگی می کنیم که شایعه به زندگی ما سر و سامان می بخشد و مبنای برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی ما است.
 
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 19:2 توسط خالد توکلی| |

خوشحالم که محمود صالحی آزاد شد. تبریک میگویم.
 
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 2:50 توسط خالد توکلی| |

در مورد سریال «مرد هزار چهره» مطالب نسبتاً فراوانی نوشته شده است. به تدریج smsهایی نیز که بر اساس آن ساخته می شود در جامعه اذهان را به خود مشغول می دارد. به نظر من این سریال نسبت به دیگر کارهای مهران مدیری از مبنای نظری قویتری برخوردار بود و بر همین اساس میتوان پیش بینی کرد که تأثیرگذاری آن بیشتر از کارهای پیشین ایشان باشد.

در این سریال «مسعود شصتچی» در چهار موقعیت ویژه قرار می گیرد و در نهایت در دام پلیس و قانون گرفتار می آید. در دادگاه با ادعای اینکه انسان با شرف و در عین «اشتباهی» است، می تواند نظر شاکیان را عوض کند و از شکایت خود صرفنظر کنند.

«مسعود» علاوه بر اینکه اشتباهی بود، باید گفت «خوش شانس» نیز بود، چرا که در همواره در آخرین لحظاتی که احتمال می رفت به وسیله منزلت، قدرت ، شهرت و ثروت فاسد گردد، از مهلکه می گریخت و فاسد نمی شد. مولوی اشتهار را دارای بند محکمی دانسته است که بسیاری در دام آن گرفتار می آیند، عارفانی که پیرو نهضت ملامتیه بودند با انجام اعمال مکروه تلاش می کردند که همواره مورد ملامت مردم قرار گیرند تا نفس آنها مغرور نگردد، لیبرالها نشان داده اند که قدرت فساد می آورد و بالاخره مارکس در مورد خطرات ثروت و ازخود بیگانگی به انسانهایی که اسیر سود و سرمایه بودند، هشدار داد.

«مسعود» از تمامی این موارد فسادآور به سلامت گذشت، چون خوش شانس بود و اگرچه در هر قسمت انسانی وظیفه شناس حضور داشت که ممانعت مختصری از اعمال خودسرانه وی به عمل می آورد. اما در سریال شاهد بودیم که به تدریج در مزایا و فرصتهای اجتماعی غرق می شد، میل به فساد نیز در وی رشد می یافت، در مقابل آیینه می ایستاد و خود را دکتر می نامید یا سخن گفتن با اقتدارو امر و نهی با دیگران را تمرین می کرد و یا به دنبال نوکر می گشت و از این کارها خوشحال می شد. اما در این مواقع با «خوش شانسی» فاسد نمی گشت و .....

در جوامع دموکراتیک افراد نه شانسی یا به عبارت سریالی آن «اشتباهی» در چنین موقعیتهای خطیری قرار می گیرند و نه به صورت اتفاقی از مهلکه جان سالم به در می برند، بلکه قبل از هر چیز، جامعه پذیری و آگاهی دموکراتیک همراه با ساختارهایی که مانع از تمرکز قدرت، ثروت و شهرت در دست فرد یا افراد می شوند، در فاسد نشدن فرد اهمیت اساسی دارند.

«محمد علی همایون کاتوزیان» در کتاب اقتصاد سیاسی ایران به نکته جالبی اشاره کرده است. وی می گوید، اگر امیر کبیر که اکنون به عنوان یک شخصیت سیاسی، مورد احترام و تکریم ایرانیان است به این دلیل است که شانس آورد دوران صدارت وی کوتاه بود و رضا شاه از آن جهت منفور، که دوران پادشاهی وی طولانی بود. اگر عکس این وضعیت در تاریخ اتفاق می افتاد اکنون رضا شاه محبوب قلوب و امیر کبیر منفور بود. چرا که منش و روش حکومتداری آن دو تفاوت بنیادی با یکدیگر نداشت بلکه یکی از دیگری «خوش شانس»تر بود.

«مسعود بهنود» در ایام انتخابات مجلس ششم، مقاله ای نوشت و در آن به این نکته اشاره کرده بود که حاکمانی که بلدند به موقع از اریکه قدرت فاصله بگیرند، در تاریخ برای خود نامی نیک بر جای می گذارند و آنان که موقعیتها را نمی شناسند، به بدترین وجه از تخت قدرت به زیر کشیده می شوند.

اگر می خواهیم که تحت تأثیر مزایای اجتماعی فاسد نگردیم، باید فعالیتهای خود را در دو زمینه متمرکز سازیم، از یک سو نسبت به تربیت دموکراتیک آحاد جامعه همت گماریم و از سوی دیگر ساختارهای جامعه را به کونه ای تنظیم کنیم که دموکراسی و رعایت قانون بر ما تحمیل گردد، در غیر این صورت انسان استعداد عجیبی در از خود بیگانگی یا به قول مسعود «جوگیر شدن» دارد.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 0:10 توسط خالد توکلی| |

هفته گذشته به سردشت رفتم.  روستاهای بانه و سردشت از طبیعت بکر و زیبایی برخوردار هستند. روستاهایی که در کنار جاده هستند به تدریج زبیایی خود را از دست می دهند. یکی از دلایل چنین وضعیتی، پخش شدن کیسه های پلاستیکی در اطراف و داخل روستا است که منظره بسیار زشتی را به وجود آورده و موجب آلودگی محیط زیست می شود. در بانه و سردشت نهادهای مدنی و غیر دولتی خوبی به ویژه در زمینه محیط زیست فعال می باشند که نمی دانم چرا فکری به حال آشغالدانی روستاها و بخصوص کیسه های پلاستیکی نمی کنند تا سلامتی مردم به خطر نیافتد و محیط زیست نیز همچنان پاک و سالم بماند. از سوی دیگر در چند سال گذشته گردشگران بسیاری ترجیح می دهند که در ایام تعطیلات یا برای گذران اوقات فراغت خویش به این شهرها مسافرت نمایند. اگر محیط زیست ما زیبا باشد، گردشگران بیشتری جذب خواهند شد.

نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 16:41 توسط خالد توکلی| |

اگر به مجموعه تجربیات و دانسته های خویش نظر و مروری اجمالی و منصفانه داشته باشیم، اولین نکته ای که ذهن ما را متوجه خود می سازد این است که دانسته ها، تجربیات و اعمال ما در مقابل نادانسته ها و کارهای ناکرده، خیلی ناچیز هستند و البته پرسه در اندیشه ها و افکار امری است که به ندرت آن را انجام می دهیم تا به چنین نتیجه های برسیم. باور شخصی من این است که همه چیز را حتی همگان نیز نمی دانند و سیستم ادراکی انسان به گونه ای است که هرگز نمی تواند به شناخت در مورد تمامی مجهولات نائل آید. از سوی دیگر، زندگی، علایق و فرصتها و بازیگران دیگر موجود در جامعه نیز زندگی انسان را به شدت محدود می سازند و مانع از اجرای  تمامی خواسته ها و تحقق نیات انسان می گردد.
یکی از مشکلات فرهنگی ما کردها این است که به هنگام قضاوت در مورد دیگران، بیش از آنکه در مورد اندیشه ها و اعمال و کنشهای وی به قضاوت بپردازیم، به کارهای ناکرده یا نادانسته های وی اشاره می کنیم و بر این اساس، حکم و داوری خود را ارائه می کنیم.
بسیار شنیده ام که برخی از دوستان در کامنتهایی که گذاشته اند می گویند چرا این را نکرده ای یا نگفته ای و بر این مبنا در مورد من قضاوت می کنند. واقعیت این است که کارهای ناکرده فراوانی دارم که اگر آنها را مبنای داوری در باره من قرار گیرد، نمره قابل قبولی نصیب من نمی گردد. البته این امر فقط در مورد من صادق نیست و به طور قطع می توان ادعا کرد که تمامی انسانهایی که پرسه در دنیا بر آنها تحمیل شده است، از این قاعده مستثنا نیستند.
پس بیاییم بر مبنای کرده ها و دانسته ها، در مورد خود و دیگران به قضاوت بپردازیم و البته در قضاوت نیز انصاف را رعایت کنیم چرا که زندگی سرشار از لغزش، اشتباه، کم کاری و .... است و در چنین شرایطی گرفتن نمره قبولی بسیار سخت و دشوار است. اینجا عدالت ناکارآمد است و انصاف است که می تواند کارآیی بهتری داشته باشد و یا شاید «عدالت به مثابه انصاف» بتواند ما را در بالا بردن نمره یاری رساند و گره از کار فروبسته ما بگشاید.
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 11:46 توسط خالد توکلی| |

دیشب در تلویزیون دیدم که محمود صالحی یکی از فعالان کارگری به علت اعتصاب غذا و بیماریهای ناشی از آن در بیمارستان بستری شده است. اگرچه با بخشی از نظرات ایشان و بخش عمده ای از نظرات طرفدارانش موافق نیستم، اما وی را انسان شریفی می دانم که باید حق زندگی کردن در یک محیط آزاد را داشته باشد و بتواند با خیال راحت به ترویج اندیشه ها یا تنظیم فعالیتهای سیاسی خود بپردازد.

به یاد دارم که در چند سال گذشته که اصلاح طلبان زمام فرمانداری را در اختیار داشتند فرصتی پیش آمد تا در روز کارگر به سخنرانی بپردازد و نظرات خویش را مطرح نماید.

امیدوارم هر چه زودتر سلامت خود را بازیابد و آزاد گردد.  

 
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 11:22 توسط خالد توکلی| |

دکتر علی شریعتی در مورد تداوم نهضت و جنبش انقلابی نظریات نسبتاً جالبی داشت و به انقلاب همیشگی و مداوم می اندیشید. وی با در مقابل هم قرار دادن دو وضعیت و مفهوم «نهضت» و «نهاد» معتقد بود زمانی نهضت انقلابی تدوام خواهد داشت که به «نهاد» تبدیل نشود، اگر چنین امری حادث گردد، روحیه انقلابی نیز از بین می رود و به تدریج انقلاب دچار فساد و فروپاشی می شود. این نظریه تا حدی به نظریه تطور ابن خلدون شباهت دارد با این تفاوت که ابن خلدون آن را برای تبیین احوال جوامع و عشایر به کار می برد اما شریعتی، آن را برای تدوام انقلاب و نهضت مورد استفاده قرار می دهد.

 

اگرچه نظریه شریعتی در مورد تحول و دگرگونی روحیه انقلابی تا حدی درست است اما واقعیت این است که اگر باورها و دستاوردهای یک نهضت «نهادینه» نگردند، به این معنی که به مجموعه ای از ارزشها و هنجارهای مستقر و مکرر تبدیل نشوند، ممکن است که به فراموشی سپرده شوند یا در بهترین حالت چیزی جز خاطره از آنها باقی نماند. از سوی دیگر نهادینه کردن اندیشه های انقلاب، خود می تواند به پویایی آن مدد برساند و همچنان آن را زنده نگه دارد.

 

ایام یادبود و گرامیداشت حوادث و قایع مهم یکی از روشهای نهادینه کردن باورهای یک نهضت، برای زنده ماندن و حرکت است. البته به شرطی که روزهای مهم به کلیشه تبدیل نگردند و به ابتذال کشیده نشوند. نهضت برای ماندن و تقویت خود و شکل گیری هویتی خاص و ماندگار نیاز دارد تا نمادها و نهادهایی را ایجاد نماید و روزهایی خاص را مقدس و ویژه معرفی کند. بدیهی است اگر در این روزها فقط به تعریف و تمجید از خود بپردازیم و روحیه تملق و چاپلوسی را ترویج کنیم، به همان نتایجی خواهیم رسید که شریعتی از آن بیم داشت. ولی اگر این روزها را به بهانه ای برای بازخوانی گذشته، انتقاد از عملکرد خود و تأمل در فرصتهای آینده اختصاص دهیم به تداوم و بالندگی نهضت یاری رسانده ایم و این روزها به رمز ماندگاری و پایداری تبدیل خواهند شد.

 

دهم فروردین روز «شهیدان» کردستان، روزی است که رژیم پهلوی رهبران جمهوری کردستان را به شهادت رساند. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

 
 

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 15:59 توسط خالد توکلی| |

چند روز قبل صدای مهیبی توجه مردمی را که در خیابان جمهوری بودند به خود جلب کرد، ابتدا فکر کردم که باز دعوا و درگیری و یا زورگیری با خالکوبی «چه» باعث به وجود آمدن آن صدای مهیب شده است و لذا علاقه چندانی به نزدیک شدن به محل حادثه نداشتم.
ناخواسته به سوی محل صدا رفتم و دیدم که یک دستگاه پژو با یک دستگاه «سه چرخه» تصادف کرده اند. راننده سه چرخه که از ناحیه سر به شدت آسیب دیده بود، پیاده شده بود و قسمت عقب سه چرخه را وارسی می کرد که آیا آسیب دیده است یا نه.
  • سالهاست در سقز و بوکان کارگاههایی هستند که به تولید این سه چرخه ها مشغولند و بر طبق آمارهای غیر رسمی حدود 5 هزار دستگاه از آنها در سطح این دو شهر به فعالیت می پردازند.
  • این خودروها که تکنولوژی آنها و حتی کارکرد آنها کاملاً بومی است، بسیاری از نیازهای جامعه را برآورده می کنند و از سوی دیگر موجب ایجاد اشتغال برای عده کثیری از مردم شده است. همین امر موجب تداوم حضور آنها در خیابانهای شهر شده است تا جایی که به تدریج به شهرهای همسایه نیز صادر می گردد و به ترانه های فولکلور منطقه نیز راه یافته است.
  • از آنجایی که به روش علمی و صنعتی تولید نمی شوند، از یک سو موجب آلودگی هوا می شوند و از دیگر صدای گوشخراش آنها آلودگی صوتی ایجاد می کند.
  • در طول سالهای گذشته که این محصول به بازار عرضه شده است تا کنون هیچ گونه تغییری را نه در ظاهر و نه در باطن آن مشاهده نکرده ایم و همچنان به مانند گذشته تولید می شوند. گویی تولید کنندگان آن نیازی به نوآوری در این عرصه احساس نمی کنند.
  • سرنشینان آن هیچ امنیتی ندارند،تنها شانسی که دارند این است که نمی توانند ویراژ بدهند و با سرعت بالا حرکت کنند، البته معمولاً خودروهای دیگر همواره تلاش می کنند که از «سه چرخه» ها دوری گزینند چون در هر صورت فقط آسیب و ضرر نصیبشان خواهد شد و از گواهینامه، سند، بیمه و حتی سوئیچ نیز خبری نیست.
  • به هر حال کسانی که بر روی این نوع از خودروها کار می کنند، انسانهای زحمت کشی هستند و بسیاری از نیازهای مردم را رفع می کنند و برخی از آنها به طور همزمان، علاوه بر رانندگی، کارگری، مصالح فروشی، حمالی و دلالی را نیز انجام می دهند. لذا ضروری است در جهت کاهش کارکردهای نامطلوب آسیبهای آن و از جمله امنیت بیشتر برای سرنشینان آن، اهتمام بیشتری لحاظ شود.


نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:11 توسط خالد توکلی| |

ایام نوروز از یک جنبه خسته کننده و ملال آور است و آن چیزی نیست جز تعطیلی روزنامه ها و سایتهای خبری که به مناسبت عید تعطیل شده اند. البته هر سال قبل از عید چند نشریه ای نیز تعطیلی و توقیف بر آنها تحمیل می شود، امسال شاهد بودیم که این رویه شامل حال چند نشریه هنری و سینمایی شد.
سایتهای اینترنتی و حتی وبلاگهای شخصی نیز که از فیلتر و هک شدن(وبلاگ شخصی عبدالعزیز مولودی که طرفداران بسیاری دارد در یک اقدام غیر اخلاقی مورد هجوم قرار گرفته است) در امان نیستند. به خاطر پارازیت هم ماهواره ها جمع شده اند.
از همه بدتر این است که در این روزها فقط باید به اخبار یک رسانه که به صورت یکطرفه و ایدئولوژیک به پخش خبر می پردازد گوش دهیم، این وضعیت پرسه در بزرگراه را دشوار می سازد.

نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت 23:23 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin