تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















در طول چند روز گذشته دو حادثه دردناک، بسیار مرا متأثر ساخت. اولی قتل دختری 17 ساله به دست پدر بود و دومی خودکشی دختر جوانی بود که پس تعرض به وی، به این اقدام دست زده بود. هر دو حادثه وحشتناک و غم انگیز بودند. در حادثه اول، پدر علت قتل دختر را سؤظن و حرف مردم ذکر می کند و حادثه دوم زمانی رخ می دهد که دختر جوان، توسط 4 پسر مورد تجاوز قرار می گیرد.
متأسفانه در جامعه ما عادت بر این است که به سادگی از کنار این مسائل و حوادث بگذریم و برای اینکه تشویشی در اذهان عمومی به وجود نیاید یا از ترس اینکه مبادا وضعیت اخلاقی جامعه دچار بحران شود، از تحلیل و بررسی زمینه های بروز اینگونه وقایع چشم پوشی می شود و آن را در خفا نگه می دارند.
علل و عوامل مختلفی می توانند در بروز چنین حوادثی نقش داشته باشند. علل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی و ... در این مطلب می خواهم به نکته ای در این زمینه اشاره کنم ومدعی آن نیستم که علت اصلی بروز این مسائل است، اما فرصت را مغتنم یافتم تا آن را در اینجا مطرح نمایم.

 

در جامعه شناسی این باور وجود دارد که وجود سرمایه اجتماعی موجب کاهش انحرافات اجتماعی می شود.

 

یکی از ابعاد شکل دهنده به سرمایه اجتماعی، وجود ارزشها و هنجارهای مشترک در یک جمع یا جامعه است. بدیهی است برای اجرای ارزشها و هنجارها تمهیدات و ضمانتهایی اندیشیده می شود تا در جامعه، جامه عمل بپوشند و کسانی که از آنها تخلف و تخطی می نمایند، مورد مجازات قرار می گیرند. اما با وجود ضمانتهای اجرایی و توانایی اعمال مجازات، بسیار دیده می شود که افراد جامعه از برخی از ارزشها و هنجارها تخطی می کنند و جامعه نیز معمولاً چندان سختگیری به خرج نمی دهد و تا حدی با تساهل با متخلفین و هنجار شکنان برخورد می شود.

 

در حالت متعادل و در یک جامعه مطلوب، می توان گفت چنین وضعیتی حاکم است. اما به دو شیوه می توان از این وضعیت متعادل و مطلوب فاصله گرفت. یکی اینکه جامعه به وسیله کنترل رسمی و غیر رسمی چنان عرصه را بر افراد تنگ نمایند که حوزه خصوصی وی کاملاً مورد تجاوز قرار گیرد یا با وقوع کوچکترین اشتباه، به شیو های مختلف مورد مجازات قرار گیرد و زندگی بر وی دشوار گردد. این وضعیت در جوامع سنتی و کوچک به چشم می خورد و نتیجه آن نه تنها کاهش انحرافات اجتماعی نیست بلکه موجب افزایش آن نیز می شود. مورد اول ادعای من را تأیید می کند. افراد جامعه بر این تصورند که آن دختر 17 ساله مرتکب انحراف از ارزشها و هنجارهای اجتماعی شده است و بدون هرگونه تساهل و تسامحی، با شایعه پراکنی و تجاوز به حوزه خصوصی آن خانواده و حتی فضولی، عرصه را بر آن خانواده تنگ می نمایند و در نهایت آنها را به ارتکاب چنین عمل وحشتناکی وادار می کنند. در این حالت صرفاً شایعه ای غیر مستند و دور از عقل و منطق نیز می تواند، منجر به وارد آمدن فشاری سخت از سوی مردم بر فرد یا افراد متهم و مورد سؤظن شود، که در این مورد چنین بوده است.

 

اما اگر ارزشها و هنجارهای اجتماعی به شدت تضعیف گردند و نهادهای سنتی و غیر رسمی و رسمی کنترل اجتماعی، مشروعیت خود را از دست دهند، در چنین حالتی نیز با افزایش انحرافات اجتماعی رو به رو خواهیم شد، چنانکه در مورد دوم شاهد آن هستیم. بر طبق ارزشهای اجتماعی تجاوز دسته جمعی و یا فردی به یک دختر، کاملاً منفور و ناپسند است، ولی شاهد افزایش روزافزون آن در جامعه هستیم. این امر نشان می دهد که ارزشها و هنجارها و نهادهای نظارت اجتماعی، دیگر تنظیم بخش رفتار نیستند.

 

مسلماً برای رهایی از چنین وضعیتی باید به اقدامات متعددی دست یازید و در اینجا فقط به دو مورد اشاره می کنم: از آنجایی که بعضی از مردم علت اینگونه حوادث را آزادی می دانند، بر خلاف آنها باید بگویم، قبل از هر چیز باید در جامعه چنان فضای آزادی فراهم گردد که عموم مردم و صاحبنظران بتوانند در مورد حوادثی از این دست و امور جامعه به اظهار نظر بپردازند و در رسانه های جمعی آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. در غیر این صورت محکوم به تکرار این حوادث خواهیم بود. در یک جامعه آزاد هم این حوادث به صورت پنهان و دور از چشم مردم و صاحبنظران قرار نمی گیرد و هم امکان تجزیه و تحلیل آن فراهم می آید. نکته دوم اینکه باید این باور در جامعه تقویت شود که افراد «حق اشتباه کردن» دارند و به محض آنکه اشتباهی از آنها سر زد، نبایستی با برچسپهای مختلف برای همیشه آنها را متخلف به شمار آوریم و امکان زندگی عادی را از آنها سلب نماییم.

 

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:51 توسط خالد توکلی| |

امروز هم در سقز خاک بارید. اگر نصف این گرد و خاکی که در بهار امسال باریده است، باران باریده بود، قطعاً امسال بهار پر طراوتی می داشتیم. وقتی باد و گرد و خاک سقز را فرا می گیرد خیلی شهر غیر قابل تحملی می شود.
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:30 توسط خالد توکلی| |

1. سه شنبه هفته گذشته به اتفاق جمعی از دوستان انجمن جامعه شناسی- کردستان، به منظور شرکت در انتخابات هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی ایران، به تهران رفتیم. شب که با دوستان در هتل نشسته بودیم، پس از طرح مباحث گوناگون، به این نتیجه رسیدیم که بهتر است در روز انتخابات یکی از دانشجویان یا فارغ التحصیلان کرد نیز برای دستیابی به یکی از کرسیهای هیئت مدیره نامزد شود. پس از شور و مشورت با دیگر دانشجویان کرد ساکن تهران و حاضر در روز انتخابات، بالاخره به این نتیجه رسیدیم که آقای صلاح قادری که دانشجوی دکتری جامعه شناسی در دانشگاه تهران است برای این کار می تواند گزینه ای مناسب باشد. لذا جمعی از دوستان این تصمیم را با ایشان در میان گذاشتند و خوشبختانه، البته پس از اندکی تردید ضرورت مسئله را درک و پیشنهاد ما را قبول نمودند.

روز انتخابات فرا رسید و خوشبختانه با تلاش تک تک دانشجویان کرد، توانستیم رأی لازم را برای ایشان جمع آوری کنیم و کاک صلاح قادری به جمع هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی پیوست. بعد از انتخابات احساس شور و سرور فراوانی در چشمان جامعه شناسان کرد، دیده می شد و از این پیروزی شیرین و حرکت هماهنگ و یکدلی دانشجویان کرد، بر خود می بالیدیم.

     2. در یک دهه گذشته تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان کرد مقاطع مختلف رشته علوم اجتماعی (جامعه شناسی، مردم شناسی، مطالعات زنان و...) همواره سیر صعودی داشته است. اما به همین نسبت حضور کردها در حوزه علوم اجتماعی ایران و مباحث مربوط به آن افزایش نداشته است.

اصولاً عالمان و درس خواندگان علوم اجتماعی کرد به دو گونه می توانند حضور خود را در این حوزه نشان دهند. یکی اینکه در نهادها و مؤسسات مختلف وابسته به این حوزه حضور فعال داشته باشند تا بتوانند در سیاستگزاریها و تصمیم گیریها اهداف و مقاصد خود را لحاظ نمایند. شرکت فعال در انتخابات انجمن جامعه شناسی را می توان در این راستا ارزیابی کرد.

  3. به گونه ای دیگر نیز می توان حوزه علوم اجتماعی را تحت تأثیر قرار داد و آن این است که کاری کنیم تا مباحث مربوط به کردها و مورد علاقه آنها به یکی از گفتمانهای مسلط در این حوزه تبدیل شود. این امر مستلزم تلاش نظری و تحقیقاتی فراوانی است که با توجه فارغ التحصیل شدن دانشجویان کرد انتظار می رود هر چه زودتر، در راه رسیدن به این هدف نیز گامهای مؤثری برداشته شود. کردها در ایران و منطقه با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند، از سوی دیگر بسیاری از آنها علایق نظری و تجربی خاصی دارند که باید به گونه ای عمل شود تا در آینده این مباحث در جامعه شناسی ایران، جایگاه ممتازی داشته باشند.
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:34 توسط خالد توکلی| |

چند روز قبل در وبلاگ دوست گرامی و فعال مدنی، عرفان شریفی، داستان عجیبی را خواندم که بعد از چند ساعت معطلی و سرگردانی در نیروی انتظامی به وی گفته اند که اشتباهی روی داده است و ایشان توزیع کننده مواد مخدر نیستند.
برخورد با فعالان مدنی نه تنها باید محترمانه باشد بلکه نهادهای حکومتی به تشویق آنها نیز باید بپردازند، نه اینکه به توزیع مواد مخدر متهم شوند و بدینگونه دیگر فعالان را بترسانند که اگر به فعالیت ادامه دهید، به چنین سرنوشتی گرفتار خواهید آمد.
اما نتیجه ناخواسته چنین رفتارهایی این است که کار به جایی می رسد که توزیع مواد مخدر نیز به یک فعالیت سیاسی تبدیل می شود و توزیع کنندگان واقعی نیز ادعای سیاسی بودن خواهند داشت، البته شاید به اندازه فعالان سیاسی، هزینه بر آنها تحمیل نشود.
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:53 توسط خالد توکلی| |

در چند روز گذشته دوستان عزیز «شارنیوز»، لطف کردند و در بخش «ناساندن» به معرفی اینجانب اقدام نمودند. یکی از مخاطبان همیشگی وبلاگم در تذکر بجا و البته غیر دوستانه و توهین آمیزی به نکته ای درست اشاره کرده اند. وی گفته که از آن نوشته چنین استنباط می شود که گویا خانواده من برای مشارکت در مبارزات «ملا آواره» به سردشت مهاجرت داشته اند و این گونه نیست.

 من هرگز عادت نداشته و ندارم که دیگران را نردبان ترقی سیاسی خود کنم و همواره از این کار ابا داشته ام. هدف از نوشتن این تاریخ نیز به هیچ وجه این نبوده است که از آن واقعه برای خود اسم و رسمی دست و پا کنم، بلکه سلیقه دوستان «شارنیوز» موجب شده است که آن مطلب را اینگونه بنویسند و از آنجایی که از این دوستان شناخت دارم، مطمئنم که ایشان نیز قصد نامناسبی از این کار نداشته اند.
 ایشان به درستی به این نکته اشاره کرده اند و باید بگویم که علت مهاجرت خانواده ام به سردشت کاملاً غیر سیاسی بوده است اما ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که خواندن و نوشتن به زبان کردی و گرایش اولیه ام به سوسیالیسم، ناشی از خواندن کتاب «توتنه وانی هه ژار» بود.
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:11 توسط خالد توکلی| |

  1. امروز در منزل مشغول مطالعه بودم و هر از چند گاهی از پنجره اتاق به کوچه و ساختمان در دست احداث همسایه نیز نگاهی می انداختم -چون منزل ما نزدیک پارک است و این روزها که هوا اندکی بهاری شده است، پارکها شلوغ می شود لذا معتادان در کوچه های نزدیک پارک به دنبال مکانی برای مصرف مواد مخدر هستند- جوان معتادی را دیدم که به دنبال جایی برای مصرف مواد در کوچه سرگردان است و وقتی که ساختمان در دست احداث را دید، بی درنگ به طبقه پایین آنجا رفت و پس از چند دقیقه شاد و شنگول در حالی که آستین بلوزش را پایین می کشید باز به سوی پارک روانه گشت. 
  2. بعد از کمی مطالعه و پرسه در اینترنت خسته شدم و هوای استفاده از بازی تلویزیون به سرم زد و پس از چند دقیقه طاقت نیاوردم و در مقابل تلویزیون زانو زدم و کنترل آن را در دست گرفتم و بازی را شروع کردم. گیم کامپیوترم را پاک کرده ام. 
  3.  مدتی است به این فکر می کنم که آیا این نیز یک نوع اعتیاد نیست و آیا ما انسانها هر کس به طریقی و به چیزی معتاد نشده است. بعضی ها دروغگو هستند، برخی ها تهمت می زنند، عده ای شب و روز مطالعه می کنند، میدان هه لو، کفتر بازی، سکس، چشم چرانی، طمع ورزی، sms، اینترنت و چت و ...   
  4. تفاوت اعتیاد به مواد مخدر با دیگر عادت ها یا اعتیادها در این است که اولاً معتادان به مواد مخدر بدشانس بوده اند که در دام چنین اعتیادی گرفتار آمده اند و دیگران خوش شانس که به جای تریاک، چت یا کتاب نصیبشان شده است. دوم اینکه اعتیاد به مواد مخدر عوارض جسمانی دارد ولی دیگر اعتیادها مثلا ًظلم،خونریزی و خشونت، دروغگویی یا تهمت زدن به دیگران یا با نام دیگران کامنت گذاشتن!!؟ عوارض جسمانی و رسوایی ندارد. سوم اینکه دسترسی به مواد مخدر مستلزم صرف هزینه مادی است. 
  5.  کاش اینها نیز عوارض جسمانی داشتند آن وقت معلوم می شد که تعداد معتادان در جامعه چقدر زیاد است و تا «سیه روی شود هر که در او غش باشد».
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:20 توسط خالد توکلی| |

 امسال خیلی از مردم سال جدید را با انواع نگرانی آغاز کردند. گرانی مسکن و خواروبار و از همه مهمتر خشکسالی بی سابقه که کشاورزان را بیش از همه نگران و مضطرب ساخته بود. امسال بهاری بی باران داشتیم که از رعد و برق و غرش ابر خبری نبود. خوشبختانه امروز باران بارید و اندکی طراوت به شهر و طبیعت بخشید. امیدوارم در روزهای آینده نیز از این طراوت بی بهره نباشیم

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:20 توسط خالد توکلی| |

ظاهراً حکم روزنامه نگاران دو هفته نامه «روژهه لات» ابلاغ شده و خوشبختانه برای خود روزنامه نگاران مجازات چندانی در نظر نگرفته اند اما متأسفانه مجوز نشریه لغو شده است و نشریه ای که توانست مطالب بسیاری از روشنفکران و فارغ التحصیلان کرد را منتشر نماید و مباحث پر سود و مفیدی را آغاز نماید، برای همیشه توقیف گشت.
«روژهه لات» در طول حیات خود یکی از تأثیرگذارترین نشریات کردی بود که تا اندازه ای حرفه ای کار می کرد و به صورت معتدل و علمی به نقد سیاست در کردستان می پرداخت، این نقد از یک سو شامل برنامه هایی میشد که نسبت به کردستان اجرا می گردید و از سوی دیگر به نقد گفتمانهای مسلط در کردستان می پرداختند. توقیف این نشریه نشان می دهد که آستانه تحمل مسئولین بسیار پایین آمده است اما نمی دانند که با توقیف یک نشریه امکان گفت و گو در مورد مسئله کرد را از بین می برند و این به نفع هیچکس نیست.

 
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 21:23 توسط خالد توکلی| |

  1. حکایت دولت نهم و گوجه فرنگی شنیدنی است. سال گذشته خدا به مردم رحم کرد که در محله رئیس جمهور ارزان بود و اطلاع رسانی به موقع ایشان موجب شد که قیمت این کالای ضروری به سرعت پایین بیاید و اقشار مستضعف جامعه آن را بر سر سفره های خود ببینند. اما امسال، ظاهراً در تمام محلات ایران و حتی محله جناب رئیس جمهور نیز گران شده است و فعلاً با این گرانی باید ساخت.
  2. روبه روی دبیرستان اقبال لاهوری، یک ساندویچ فروشی وجود دارد که دانش آموزان در زنگهای تفریح یا قبل و بعد از آن که زود از خانه فرار کرده اند و یا به بهانه ای از معلم اجازه می گیرند و کلاس را ترک می کنند، به آنجا می روند و شکمی از عزا در می آورند. قیمت ساندویچها هم ارزان و منصفانه است. مثلاً همبرگر 200 تومان است. یکی دو بار من هم مهمان دانش آموزان بوده ام و ساندویچهای بدی ندارد.
  3. بحران گوجه فرنگی به این مغازه هم رسیده است. بدین معنی که مدتی است که به جای گوجه، کاهو در ساندویچها می گذارد و دانش آموزان را از خوردن گوجه فرنگی محروم ساخته است.

نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:26 توسط خالد توکلی| |

  1. چندی پیش «مارادونا» پیراهن شماره 10 خود را به نشانه احترام به ملت ایران امضا و برای رئیس جمهور فرستاد. رئیس جمهور نیز در پاسخ وی را فردی پرآوازه توصیف کرد و برای ملت آرژانتین و دیگر ملتهای آمریکای لاتین آرزوی موفقیت و پیشرفت کرده است. لحن نامه به گونه ای است که تو گویی، مارادونا وارث و رهرو «چه گوارا» است و شخصیتی ضد استعماری دارد که در حال مبارزه است.
  2. په له اسطوره برزيلي فوتبال در يك مصاحبه جنجالي می گوید دیه گو مارادونا بازيكن كاملي نبوده و به خاطر استفاده از داروهاي غير مجاز بايد مدال‌هاي خود را پس بدهد.  این مسئله در سالهای گذشته همواره در مورد مارادونا مطرح بوده است که از مواد مخدر استفاده می کند و حتی به خاطر آن چند سالی نیز در زندان بود.
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:39 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin