تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















  1. فرزاد کمانگر را از نزدیک نمی شناسم اما از نامه هایی که از وی منتشر شده است پیداست که انسان دردمند، آگاه و فرهیخته ای است. در روزهای گذشته همواره وضعیت ایشان را پیگیری کرده ام و به عنوان یک انسان، فعال سیاسی و معلم حکم اعدام را برای وی ناعادلانه می دانم و امیدوارم هر چه زودتر آزاد شود و در جامعه به فعالیتهایی که حق دارد انجام دهد، بپردازد.
  2. به هیچ وجه بر این باور نیستم که فرزاد کمانگر تروریست هستند. مروری اجمالی بر نامه هایی که از ایشان منتشر گشته است هیچ نشانی از خشونت و ترور ندارد، بلکه سرشار از مهربانی و انسانیت است.
  3. لازم به ذکر است که به طور کلی با حکم اعدام مخالف هستم و از آنجایی که حکم فرزاد کمانگر را ناعادلانه می دانم، به طریق اولی با این حکم مخالفت می کنم.
  1. خواننده گرامی، جناب ساسان: من به توصیه شما عمل کردم. اگر منطقی و به دور خشونت و هیاهو نظر بدهی، تأثیرگذارتر خواهی بود.
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 9:4 توسط خالد توکلی| |

امشب سری به پارک کوثر زدم. مسافران زیادی در آنجا بودند. مردم شهر نیز حضور چشمگیری داشتند. عادت خوبی است که مردم شبها به پارک می آیند. هوا خیلی خوب و خنک بود. همه چیز ایده آل بود. تنها یک چیز آزاردهنده به چشم می خورد و آن عدم رعایت نظافت و ریختن پوست تخمه در پارک و روی مبلمانی است که در آنجا ساخته اند. اگر چه هزینه فراوانی برای ساخت مبلمان پارک کوثر شده است اما چون در بسیاری از جاها سطل آشغال وجود ندارد و از سوی دیگر نوعی بی مبالاتی نسبت به پاکیزگی شهر در رفتار مردم دیده می شود، گاهی شاهد مناظر زشتی خواهیم بود که باعث می شود آنچنان که باید و شاید از پارک لذت نبریم. نمی دانم چرا شهرداری سطلها را از پارک شهر جمع کرده است و در پارک کوثر هم به شدت کمبود سطل آشغال حس می شود.
اگر چه تخمه موجب شده است که مشاغل فراوانی در سقز ایجاد شود و به نوعی سوغات شهر ماست اما عوارض جسمانی آن نیز نباید نادیده گرفته شود و برای مصرف زیاد آن و ریختن پوست آن در مکانهای عمومی، باید چاره ای اندیشیده شود. از سوی دیگر می توان با بسته بندی مناسب، میزان فروش آن را نیز افزایش داد و در ضمن برخی از توصیه های بهداشتی و حتی اجتماعی را بر روی بسته نوشت.
علاوه بر این درگیری و دعواهای گاه و بیگاه عده ای جوان و خشونت و چاقوکشی نیز از دیگر علل و عوامل لذت نبردن از پارک است که خوشبختانه امشب در پارک خبری از آن نبود.
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 3:6 توسط خالد توکلی| |

امروز به اتفاق تنی چند از دوستان به نمایشگاه کتاب رفتیم. نمایشگاه جالبی بود و بخشی از ناشران معتبر کشور در این نمایشگاه شرکت کرده بودند و آخرین کتابهای منتشر شده خود را به نمایش گذاشته بودند. نکته جالب توجه این بود که مدیر نمایشگاه (مسعود راشدی) بسیار مؤدبانه با بازدیدکنندگان برخورد می کرد و فروشندگان نیز با صبر و حوصله به پرسشهای بازدیدکنندگان پاسخ می دادند و آنها را راهنمایی می کردند.
در حوزه جامعه شناسی کتابهای خوبی را آورده بودند و چند کتاب خریدم. توصیه می کنم حتماً برنامه ریزی کنید که از نمایشگاه بازدید کنید.
نقش گروه «شه وار» نیز در برگزاری هر چه بهتر نمایشگاه نباید نادیده گرفته شود و به همه دست اندرکاران خسته نباشید می گویم.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 17:53 توسط خالد توکلی| |

  1. استاندار جدید استان مازندران در مراسم تودیعش ادعا می کند که نمی خواهد گرد و خاک کند، اما بلافاصله  دچار فراموشی می شود و حسابی گرد و خاک به پا می کند و می گوید: «جاي بسي تاسف است که استان کردستان توانست 95 درصد آب‌هاي سطحي خود را مهار کند ولي 90 درصد آب‌هاي مازندران هرز رفته و به دريا مي‌ريزد.»
  2. ظاهراً قبلاً رئیس جمهور و برخی از مشاورانش نیز در مورد حدیث سفره و نفت دچار فراموشی شده بودند.
  3. در یکی از سفرهای استانی، رئیس جمهور به مردم آن استان وعده می دهد که در چند سال آینده کاری می کند که آن استان از همۀ استانهای دیگر توسعه یافته تر شود غافل از اینکه ایشان رئیس جمهور ایران هستند نه دبیر کل یک حزب مخالف دولت، که البته از رهبر حزب مخالف نیز چنین سخنی بعید است.
  4. پروژه ملت سازی را در ایران بهتر از این نمی توان اجرا کرد.
  5. جای بسی تأسف است که مردم استان مازندران چنین استانداری خواهند داشت.
  6. حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.
 
نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 21:49 توسط خالد توکلی| |

  1. بعد از انتخابات ریاست جمهوری از سوی برخی از طرفداران و ستادهای انتخاباتی دکتر معین و ائتلاف نیروهای ملی مذهبی، تأسیس جبهه دموکراسی خواهی در زمرۀ اهداف پس از انتخابات مطرح گردید. برخی از اصلاح طلبان و از جمله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از این برنامه استقبال نکردند و سعید حجاریان، که خود از قربانیان خشونت است، تأسیس جبهۀ صلح طلبی را با توجه به گسترش روزافزون و نهادینه شدن خشونت و احتمال درگرفتن جنگ و تهاجم خارجی به کشور، دارای ضرروت بیشتر دانست.در روزهای گذشته «شورای ملی صلح» در دستور کار بخشی از روشنفکران ایرانی قرار گرفته است و هر چه احتمال تهاجم نظامی آمریکا به ایران بیشتر می گردد، ظاهراً ضرورت آن نیز بیشتر حس می شود.
  2. در سالهای گذشته که بحث و گفتمان حقوق بشر در ایران و در میان بخش بزرگی از اصلاح طلبان داخل و خارج از حکومت مسلط گشته بود، ضمن استقبال از رواج آن گفتمان و پذیرش این نکته که مسئلۀ کرد نیز در قالب آن قابل حل است از دوستان اصلاح طلب به این دلیل که به صورت گزینشی با اصول حقوق بشر برخورد می کردند، انتقاد داشتم و از آنها خواستم که در مورد اصل «حق تعیین سرنوشت» به صورت شفاف اظهار نظر نمایند و اولویت حقوق بشر را بر دیگر ارزشها و اهداف بپذیرند. در غیر این صورت با استفادۀ ناقص و یا ابزاری از حقوق بشر، ره به جایی نخواهیم برد.
  3. تأکید بر صلح و آشتی، نه تنها نیاز امروز و فردای ماست، بلکه در دیروز ما نیز باید مورد تأکید قرار می گرفت. خشونت و جنگ در سالهای گذشته، مشکلات و مسائل متعددی را بر جامعه تحمیل کرده است و بر رنج و مصیبت مردم افزوده است. لذا تأکید بر آن در هر زمان و مکانی، مغتنم است و باید مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد و از بانیان آن تقدیر به عمل آورد.
  4. نگرانی من در این مورد به تجربه تأکید بر رعایت حقوق بشر بر می گردد. «صلح» ارزش والایی است که انسانها در طول هزاران سال زندگی اجتماعی خود به آن رسیده اند. به خودی خود، ارزش است و نباید به مثابه یک ابزار از آن بهره گرفت. جنبش ملی صلح در ایران جنبشی نیست که  صرفاً برای کاهش خطر حملۀ آمریکا به ایران مورد استفاده موقتی و مقطعی قرار گیرد که اگر به این هدف دست یابد، بسیار خوب است، اما همزمان و برای جلب اعتماد مردم به نهادهای مدنی و حتی کاهش احتمال حمله آمریکا به ایران لازم است، تفسیر موسعتری از صلح داشته باشیم، به گونه ای که تلاش برای کاهش خشونتهای داخلی را نیز در بر بگیرد.
  5. سالهای متمادی است که فضای خشونت در کردستان، زندگی مردم را تحت الشعاع خود قرار داده است و بر درد و رنج مردم افزوده است. نگاه و نگرش «امنیتی» نسبت به کردستان، موجب محرومیت  و مصیبتهای فراوانی برای مردم شده است، از هر طرف خشونت می بارد، هر روز شاهد انفجار مین در روستاها و اطراف شهرها هستیم، خشونت علیه دگراندیشان و فعالان سیاسی در اینجا بیشتر از جاهای دیگر است و ...
  6. نگاه «اورژانسی» به ارزشهای جهانی و انسانی، اعتماد مردم را نسبت به ارزشها، نهادهای مدنی و روشنفکران از بین می برد. صلح، بسیار بلند مرتبه است و آن ارزش را دارد تا به خاطر آن، بسیاری از پیشداوریها را نقد و حتی فراموش کنیم و شبکۀ نوینی از روابط اجتماعی را بر اساس آن مستقر سازیم. صلح پایدار نیازمند جنبشی پایدار است و آنگاه به سر منزل مقصود خواهد رسید، که فقط به دنبال صلح در مواقع خطر و اضطراری نباشد بلکه تمامی جنبه های زندگی را و روابط انسانی را به صورت دائم تحت پوشش قرار دهد. بزرگترین ظلم در حق صلح و قربانیان خشونت این است که آن را به مجموعه ای از اهداف و اغراض دیگر فرو بکاهیم.    
نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 19:9 توسط خالد توکلی| |

در مصاحبه ای که فرماندار سقز با خبرنگار شارنیوز داشته است در مورد دانشگاه و از جمله خوابگاه دانشجویی حرفهایی زده اند. فرماندار در این مورد صادقانه سخن نگفته اند. وی می خواهد افتتاح دانشگاه را به نام خود تمام کند در حالی که هیئت امنای آن سالهاست در حال رایزنی با مسئولان هستند. از سوی دیگر سال گذشته که به اتفاق بعضی از دوستان در صدد تأسیس یک خوابگاه دانشجویی بودیم، فرماندار به اتفاق برخی از مسئولین بومی و غیر بومی، علیرغم موافقت سازمان مسکن و شهرسازی، به طور غیر قانونی، با این پروژه ضروری و مورد نیاز مخالفت کرد و به همراه مسئولان فرهنگی!!؟ شهرمان مانع از ادامه آن شدند.

نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 9:46 توسط خالد توکلی| |

مدتی است در صدا و سیما شاهد برنامه هایی هستیم که مردم را به صرفه جویی در مصرف آب و برق دعوت و تشویق می کنند و در این راستا از فوتبال بیشترین بهره را می گیرند. نکاتی چند در این مورد به ذهنم رسید:
  1. اگرچه فوتبال یکی از پدیده های اجتماعی پرطرفدار در سطح ایران و جهان است اما این بدان معنی نیست که فوتبالیستها در هر زمینه ای برای مردم گروه مرجع به شمار می آیند.
  2. معمولاً عادت کرده ایم تا مشکلی به وقوع نپیوندد به فکر علاج آن نمی افتیم. به عبارتی «علاج واقعه» را به بعد از «وقوع» آن موکول می کنیم. مدیریتی که دچار روزمره گی است نتیجه ای جز این ندارد.
  3. صرفه جویی یک عادت و رفتار فرهنگی است که اعضای جامعه باید در طول فرایند جامعه پذیری آن را درونی نمایند، در مدارس، رسانه های جمعی و در خانواده باید همواره مورد تأکید قرار گیرد. با چند کلیپ و مصاحبه با چند فوتبالیست یا برانگیختن ترحم مردم برای تماشای فوتبال، نمی توان رفتاری دائمی و درونی شده را ایجاد کرد.
  4. اجرای توصیه های دولت نیازمند اعتماد مردم نسبت به دولت است. به عبارت دیگر نیازمند وجود سرمایه اجتماعی قوی در جامعه است. در غیر اینصورت دولت مجبور است برای کاهش مصرف مردم به اقدامات تنبیهی متوسل شود که این امر شاید برای مدت کوتاهی میزان مصرف را کاهش دهد اما در درازمدت منجر به تخریب سرمایه اجتماعی می شود. وجود سرمایه اجتماعی در یک جامعه امکان همکاری، همیاری، مشارکت اجتماعی و پیروی از ارزشهای مشترک را در جامعه افزایش می دهد و در چنین مواقعی، دستیابی به منافع مشترک را امکانپذیر می سازد.     
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 0:23 توسط خالد توکلی| |

در جلسه باز انجمن معتادان گمنام گفته شد که در سراسر جهان بیش از یک میلیون عضور دارند. نکته جالب این بود که دویست هزار نفر آن در ایران هستند. پرسشی که مطرح می شود این است که علت چنین استقبال گسترده ای از این انجمن و نهاد مدنی چیست. در حالی که می بینیم و شواهد موجود حاکی از آن است که در کشور ما مشارکت در این امور کم است.
  • قبل از هر چیز استقبال گسترده معتادین از انجمن، حاکی از این واقعیت است که تعداد آنها در کشور ما نسبت به کشورهای دیگر بسیار بالا و زیاد است. طبق آمارهای رسمی، حدود 2 میلیون معتاد در کشور ما وجود دارد. بدیهی است به همان نسبتی که تعداد معتادان بالا باشد، تعدادمشارکت کنندگان در این گونه انجمنها نیز افزایش می یابد.
  • از آنجایی که معتادان از جامعه طرد می شوند، بیش از هر چیز نیازمند مکانی هستند که در آنجا با دیگران ارتباط داشته باشند. انجمن برای بعضی از معتادان مکان مناسبی است که با دوستان خود بنشیند، در مورد مسائل مختلف و مورد علاقه متقابل گفت و گو کنند یا از مشکلات خود بگویند و مطمئن از اینکه کسانی هستند که وی را درک می کنند.
  • در جامعۀ ما اعتیاد یک ضد ارزش به شمار می آید و مردم و خانواده ها نسبت به آن بسیار حساس هستند. خانواده ای که معتاد دارد، به هر دری می زند و به هر وسیله ای متوسل می گردد تا فرد معتاد را نجات دهند و شر آن را از خانواده دور نمایند. کسانی که از پزشکان و دیگر مراکز ترک اعتیاد ناامید می شوند، به این انجمن نیز مراجعه می کنند تا شاید به هدف خود برسند. اصولاً در ایران برای درمان بیماریهایی که اندکی طول بکشد، معمولاً به یک پزشک مراجعه نمی شود، بلکه نزد چند پزشک می روند، از گیاهان دارویی استفاده و خود درمانی می کنند و به نیروهای ماوراطبیعی و ... نیز متوسل می شوند. اعتیاد نیز از این قاعده مستثنا نیست.
  • گاهی معتاد برای فرار از فشار خانواده، دوستان و احتمالاً وجدان خود، با رفتن به انجمن، وانمود می کند که در حال ترک است. انسان موجودی است که تمایل فراوانی برای مقبول نشان دادن خود یا فریب دیگران و حتی خود دارد و همواره خود را به گونه ای نشان می دهد که مطابق ارزشها و مقبول جامعه باشد. معتادان آنگاه که از مقبول نمایی و یا فریب دیگران ناتوان ماندند، به خودفریبی روی می آورند.
  • تعدادی از معتادان پذیرفته اند که بیمار هستند و به هر دلیل تمایل به ترک مواد مخدر دارند (تنها شرط عضویت در انجمن) انجمن فرصت و تجربه موفق و خوبی است که با کمک دیگر دوستانشان، مواد مخدر را کنار بگذارند و زندگی جدیدی را شروع نمایند.
 
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 11:20 توسط خالد توکلی| |

در جلسه انجمن معتادان گمنام مرتباً تکرار می شد که این انجمن صرفاً مدنی است و به هیچ تشکل یا جناح سیاسی وابستگی ندارد، درست هم می گفتند. اما در میان مدعوین طرفداران مکتب قرآن، احزاب سیاسی، مسئولین و دست اندرکاران سیاسی فراوان به چشم می خوردند. یکی دو نفر که از لباسها و ظاهرشان معلوم بود که از طرفداران مکتب قرآن هستند نیز در آنجا حضور داشتند. نکته جالب اینجا بود که این افراد به محض اینکه فرماندار و معاونش را دیدند که به جلسه آمدند آنجا را ترک کردند.
با توجه به رفتار فرماندار با این گروه در رمضان سال گذشته، رفتار این افراد قابل توجیه بود و صد البته موضع ثابت و شفاف آنها نیز قابل تقدیر است.
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 11:20 توسط خالد توکلی| |

نیچه سخنی دارد که میگوید اگر هنر نبود از فرط واقعیت خفه می شدیم. در این شبها که هوا به شدت گرم شده است و تلویزیون نیز برنامه های جالبی ندارد، به راستی اگر فوتبال نبود از فرط برنامه های ایدئولوژیک خفه می شدیم.
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:20 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin