اجتماعی
خیلی مهم است که در یک کشور جهان سوم غیر دموکراتیک، افرادی که به قدرت رسیده اند، اینگونه قدرت را آسان و به دور از خشونت رها سازند و منافع ملی را بر هوا و هوسهای خود و منافع گروهی ترجیح دهند. توانایی دل کندن از قدرت، عامل مهمی در استقرار دموکراسی است که نه تنها برای حفظ منافع ملی از اهمیت غیر قابل انکاری برخوردار است، بلکه سیاستمداران و قدرتمندان را نیز عاقبت به خیر می کند. مشرف با استعفای خود کمک بزرگی به پیشرفت پروژه دموکراتیزاسیون در پاکستان کرد. به نظر من نحوۀ به قدرت رسیدن یک سیاستمدار و حتی دوران حضور وی نیز بر مسند قدرت چندان مهم نیست، از آن مهمتر موقعیت شناسی و نحوۀ رهاکردن قدرت است که مشرف به بهترین وجه عمل کرد.
بعد از تأسیس حزب دمکرات، فعالیت سیاسی در قالب حزب، از چنان هژمونی و موقعیت مسلطی برخوردار می گردد که دیگر انواع سیاست ورزی قدیمی، به صورت آشکار و در ظاهر، برای همیشه از کردستان رخت بر می بندند و تنها فعالیت در چارچوب حزب، برای فعالان سیاسی مقبول واقع و ارزش تلقی می شود. به گونه ای که در ایران یکی از موفقترین تجربه های فعالیت حزبی به لحاظ سازماندهی و تداوم در کردستان دیده شود.
اما اگر فعالیت حزبی چنان فربه گردد که روشهای دیگر سیاست ورزی مدرن را بر نتابد و برای ترویج آنها اقدام ننماید، برای مثال به استقبال فضای روشنفکری نرود یا حداقل آن را تحمل نکند، از آنجایی که از تولید فکر و نظر و نقد محروم می شود، به تدریج، دچار فقر نظری خواهد شد و تنها به شعار دل خوش خواهد کرد. در غیاب رهبری کاریزماتیک و یا در وضعیتی غیر فعال، اختلافات غیر فکری و تا حد زیادی سلیقه ای در میان اعضای حزب بروز می کند و آن را تجزیه و در عمل دچار بحران مشروعیت خواهد ساخت.
لازم به ذکر است که در این نوشتار عملکرد این حزب را مورد داوری قرار نداده ام و صرفاً تأثیر تأسیس آن را در فضای سیاسی کردستان مد نظر داشته ام.
این در حالیست که انجمن و نهادهای مدنی، برای حمایت از این افراد آسیب دیده به ندرت تشکیل می شود و نسبت به گروههایی که به قصد سوء استفاده تشکیل می گردند، رقم بسیار ناچیزی است. به عبارت دیگر همیاری و تعاون برای سوء استفاده بسیار سریعتر و بیشتر از همیاری و تعاون برای حمایت از دختران شکل می گیرد، به گونه ای که برخی از نهادهای دولتی و غیر دولتی گاهی به نام حمایت اما در واقع برای سوء استفاده شکل می گیرند و این موجب می شود که اعتماد که یکی از مهمترین شاخصهای سرمایۀ اجتماعی است، نسبت به نهادهای حمایتی و مدنی از بین برود و سرمایۀ اجتماعی تخریب گردد.
من خودم به دامه علاقه زیادی دارم و هر از چند گاهی به جمع دامه بازان وارد می شوم و البته بیشتر از کنار در بازی دخالت می کنم.
نگاهی اجمالی بر ویژگیهای این دو گروه نشان از تفاوتهای جامعه شناختی میان آنها دارد. برای نمونه می توان گفت که گروه تخته بازها به شدت یک گروه بسته هستند و به ندرت نسبت به غریبه ها از خود روی خوش نشان می دهند، اما گروه دامه بازها، یک گروه کاملاً باز است که به آسانی هر کس که بخواهد می تواند وارد شود و در روند بازی حتی دخالت نماید. در مورد ویژگیهای طبقاتی آنها نیز باید گفت که اکثر تخته بازها کارمند یا از طبقه متوسط و یکدست هستند اما دامه بازها عمدتاً از اقشار پایین جامعه هستند اگر چه معلم و بازاری و کارمند و دست فروش هم با هم مشغول دامه هستند.
تخته بازها با برنامه ریزی دقیق به پارک می آیند و با خود چایی و موکت و ... می آورند اما دامه بازها هر کدام کارتنی در دست، بر روی زمین نشسته اند و با اندکی سنگ و گچ بازی می کنند. هر چند که به تدریج برخی از افراد اکنون با خود تخته دامه می آورند، بر روی آن بازی می کنند و برای آمدن به آنجا قبلاً برنامه ریزی می کنند.
تخته بازها بسیار آرام در گوشه ای می نشینند ولی سر و صدای دامه و اختلاف بر سر نحوۀ بازی گاه از فاصلۀ دور شنیده می شود.
البته محافظ بانو جمی در لحظات آخر زندگی و از دست دادن ثروت و قدرت، به او ابراز علاقه کرد و در حقیقت تنها عشق بود که التیام بخش آنها بود، هر دو ناکام از دنیا رفتند اما منظره زیبایی را آفریدند.
در این سریال هر گاه از عشق سخنی به میان می آید، اشکها جاری می شوند و هر گاه از قدرت و ثروت، خشونت به میان می آید. در این مواقع به یاد شعری از زنده یاد شاملو که این روزها در حق ایشان نامهربانی شده است، می افتم:
سلاخی زار می گریست؛
به قناری کوچکی
دل باخته بود.
یکی از کارهای خوبی که بوفه ها انجام می دهند پخش موسیقی است، البته اگر اندکی صدای بلندگوها را کم کنند، خیلی بهتر است. چون گاهی اوقات گوشخراش است و نه تنها تسکین دهنده نیست، موجب سلب آرامش هم می شود.
موسیقی از هنرهایی است که بسیار سریع بر احساسات انسان تأثیر می گذارد و انسان را وا می دارد تا برای لحظاتی چند «ترتیب و آداب» اجتماعی را وانهد و به احساسات خود مجالی برای ابراز بدهد. این وضعیت با پخش یکی از ترانه های خهبات مهولودی به وقوع پیوست. ترانه ریتمی تند وشاد داشت. هر کسی از جای خود به جنبش و حرکت افتاده بود، اما احساسات در مقابل هنجارهای الزام آور و سخت تاب مقاومت نداشت و تا حد زیاد عقب نشینی کرده بود. در چنین مواردی معمولاً افراد در قالب شوخی و با خنده حرکاتی را انجام می دهند و بلافاصله آن را قطع می کنند و یا بسیاری در خفا و به آرامی، به تکان دادن پا یا زمزمه همزمان ترانه اکتفا می کنند.
در این میان اما دخترکی 4-5 ساله که هنوز در دنیای زیبای کودکی خود غوطه می خورد، عنان از کف بداد و بی توجه به دیگران و البته با تأیید ضمنی مادر، برای لحظاتی چند بدن کودکانه خویش را به رقص درآورد و بی توجه به آداب اجتماعی، منظره بسیار زیبایی را ایجاد کرد.
رقص در جامعه ما که حتی برخی از بردن نام آن نیز ابا دارند و «حرکات موزون» نامیده می شود، از جمله هنرهایی است که در رشد عاطفی کودکان بسیار مؤثر است و آموزش آن در مهدهای کودک بسیار ضروری است و گسترش آن زندگی را زیباتر می کند.
| Design By : Night Skin |

