تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















1. خودسوزی بدترین و وحشتناکترین نوع خودکشی است. این نوع از خودسوزی ظاهراً در میان زنان ایلام نیز رواج دارد. چند روز قبل مردی در مقابل مجلس خودسوزی می کند. ابتدا گفتند که جانباز است و بعداً از سوی برخی از نمایندگان شاخص مجلس و ریاست آن ادعا شد که این فرد معتاد بوده است. این مطالب در بخش های خبری رسانه ملی نیز نمایش داده شد. امروز بازپرس شبعه سوم دادسرای امور جنایی با قاطعیت اعلام کرده است که آن فرد معتاد نبوده است. 

2. اکنون که مشخص گردیده است آن فرد معتاد نیست، با توجه به اینکه ابتلا به اعتیاد در جامعه ما نوعی انحراف و ناهنجاری به حساب می آید، چه کسی در برابر این آبروریزی و برچسب مسئول است؟ 

3. فرض کنیم اگر فردی که به خودکشی اقدام کرده است، معتاد بود و سخن رئیس و برخی از نمایندگان صحت داشت، آیا باید این مسئله از تریبون مجلس و رسانۀ ملی اعلام شود و آبروی افراد حفظ نشود؟

4. فرض را بر معتاد بودن فرد می گیریم (فرض محال، محال نیست). آیا یک فرد معتاد به صرف معتاد بودن از داشتن حقوق انسانی خویش محروم می گردد؟ حقوق بشر که ما نیز ملزم به رعایت آن هستیم و حقوقی که در قانون اساسی برای شهروندان در نظر گرفته شده است، بشر را در معنای کلی آن مد نظر داشته است و معتاد بودن یا داشتن بیماری خاصی افراد را از داشتن حقوق مندرج در قانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر محروم نمی سازد. اتفاقاً به علت داشتن بیماری اعتیاد بایستی از امکانات خاصی در جامعه برخوردار باشد. این فرد نیز «بشر» محسوب می شود و باید از این زاویه مسئلۀ خودسوزی وی مورد مداقه قرار می گرفت. علاوه بر این، معتاد بودن این فرد نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. در ایران آمار معتادان به شدت افزایش نشان می دهد. واقعاً مجلس باید به طور جدی به مسئلۀ گسترش اعتیاد در ایران بپردازد و راههای قانونی کاهش آن را البته با در نظر گرفتن نظریات صاحب نظران، تصویب نمایند. زدن برچسب اعتیاد، مسئولیت را از نمایندگان مجلس ساقط نمی کند و وظیفۀ آنان را سنگین تر نیز می نماید.

5. چند سال قبل که یکی از همشهریان که انسان بسیار محترمی بود به علت قاچاق پارچه و در جریان تیراندازی نیروی انتظامی کشته شد و مردم بسیاری در مراسم تشییع جنازه و تعزیه حضور داشتند، مرتباً این سخن تکرار می شد و آن را می شنیدم که مگر مواد مخدر قاچاق کرده که این گونه از دور مورد تیراندازی قرار گرفته و کشته شده است. این سخن تلویحاً بدان معنی است که می توان قاچاقچیان مواد مخدر را از دور مورد اصابت گلوله قرار داد و آنها را کشت. اگر چه عمیقاً بر این باورم که قاچاق و فروش و توزیع مواد مخدر پست ترین و بدترین جنایتی است که یک فرد می توان مرتکب شود اما عمیقاً نیز باور دارم که همین قاچاقچیان نیز بایستی در یک محکمۀ عادلانه و با رعایت حقوق بشر، مورد محاکمه قرار گیرند نه آنکه از دور و بدون هیچ محاکمه ای آنها را کشت.

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 22:10 توسط خالد توکلی| |

1. چند شب پیش به مناسبت تولد فرزند یکی از اقوام، مهمانی نسبتاً مفصلی برگزار شد و طی مراسمی برای نوزاد، «نام» انتخاب شد. انتخاب نام نیک و زیبا برای فرزند، به لحاظ دینی و فرهنگی از وظایف پدر و مادر و حقوق فرزند است. برگزاری مراسمی با حضور بزرگان خانواده نیز نشان از اهمیت این رسم دارد. انتخاب نام برای فرزند تابع عوامل مختلف سیاسی و اجتماعی است و می تواند برخی از مسایل و افکار مسلط در جامعه را بنمایاند. وضعیت عقیدتی، فرهنگی و طبقاتی خانواده ها نیز بر انتخاب نام فرزندان مؤثر است. در ایران، سالهاست که دولت خود را مجاز می داند که در این زمینه دخالت کند  با بسیاری از نامها مخالفت می ورزد و خانواده ها را عصبانی و معترض می سازد.

2. برگزاری چنین مراسمی نشان از دوام و قوام خانواده دارد. خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که علیرغم تغییر در کارکردهای آن همچنان به حیات خود ادامه می دهد. این نهاد در طول سالهای گذشته، علاوه بر تغییر در کارکردها، تغییرات بنیادی را در ظاهر و ریخت نیز تجربه کرده است. برای نمونه می توان به خانواده های تک سرپرست اشاره کرد که مادر یا پدر هرگز به صورت رسمی ازدواج نکرده اند. تولد فرزند یا از سر کنجکاوی بوده است یا از بد حادثه. وزیر دادگستری فرانسه یکی از این موارد است که در ایام وزارت حامله گردید و با ذکر این جمله که زندگی خصوصی پیچیده ای دارد، خود را از شر خبرنگاران خلاص کرد، نوزاد نیز به سلامتی به دنیا آمد.

3. امشب در خبرها، عکس پسری 13 ساله را نشان داد که پدر شده است. مادر 15 سال سن داشت. ظاهراً هنوز یاد نگرفته اند که با پیچیده قلمداد کردن زندگی خصوصی خود، خبرنگاران را دست به سر کنند و به دور از هیاهو به زندگی ادامه دهند. وزیر هم نیستند تا از رانت قدرت بهره گیرند و دیگران را به سکوت وادارند. خبرنگاران در مورد وظایف نقش پدر از نوجوان پدر پرسیده بودند و او نیز به آن پاسخ داده بود. وقتی خبر را پخش کرد، منزل یکی از آشنایان مهمان بودیم. همه سکوت کردند. خانمها نیز به دقت گوش فرادادند. هیچ توضیح و تفسیری ارائه نشد.

4. سکوت یا پاک کردن علامت سوأل، اولین و عام ترین کنشی است که در چنین مواردی از ما سر می زند. گاهی پاسخ ایدئولوژیک و جهت دار، مبنای تفسیر ما می شود مثلاً فرهنگ و تمدن غرب دچار انحطاط شده است اخلاق از بین رفته است و.... البته می توان به گونه ای دیگر نیز با این مسئله برخورد کرد. تعداد حاملگی های دوران مجردی، روند رو به افزایشی را نشان می دهد. این به خودی خود، حکایت از بروز یک پدیده اجتماعی دارد که قبلاً نظیر آن موجود نبوده است. لذا قبل از هر چیز باید وجود آن را به رسمیت شناخت و به جای پاسخهای ایدئولوژیک یا ناقص و تک علتی، تلاش کرد تا جنبه های مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد. برخی از جامعه شناسان بر این باورند که بازگشت به ارزشهای کهن خانوادگی، راه چاره است. مدرنیته نشان داده است که امکان عقب گرد را به انسانها نمی دهد. به مثابه لودری عمل می کند که چیزی از گذشته بر جای نمی گذارد تا به آن رجوع کرد. برخی دیگر با خوش بینی به آن می نگرند و از اینکه می بینند این نهاد محافظه کار روز به روز بیشتر تضعیف می گردد و رو به نابودی می رود، نمی توانند خوشحالی خود را پنهان نمایند. اما عده ای نیز هستند که بر این باورند که بایستی نهادهای حمایتی برای مهمانان جدید بر پا کرد، حقوق آنها را در نظر گرفت و با آموزشهای جنسی مناسب برای نوجوانان از بروز این پدیده ها پیشگیری کرد یا آن را کاهش داد. در واقع باید جامعه را برای رویارویی با وضعیت جدید آماده ساخت و به نحو مطلوب به آسیب شناسی آن پرداخت. البته این وضعیت همچنانکه نشان از انحطاط اخلاقی غرب ندارد، سرنوشت محتو ما نیز نیست و می توان با درک درست از مسئله، فرهنگ و نیازهای جامعه به نحو مطلوب از آن پرهیز کرد.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 0:20 توسط خالد توکلی| |

آیا نگرانی از گسترش دموکراسی، درست است؟ سالهاست که اصل راهنمای من در فعالیت سیاسی گسترش دموکراسی بوده است. در این میان با نامهربانی ها و گاهی بی انصافی هایی مواجه شده ام و این امر، تعجب مرا برانگیخته است. چرا باید از گسترش دموکراسی هراس داشته باشیم؟ آیا خیر محدودی است که دستیابی به آن مانع از بهره مندی دیگران می شود؟

مزایای اجتماعی (قدرت، ثروت، منزلت و اطلاعات) محدود هستند و دستیابی به آن موجب محرومیت دیگران می شود. لذا رقابت برای رسیدن به این مزایا کاملاً طبیعی است. برای پرهیز از رقابت ناسالم و تخریب همدیگر، جوامع توسعه یافته، راههای مشخصی را تدوین و تنظیم نموده اند. قبل از هر چیز،  رقابت برای دسترسی به مزایا را از یک بازی بی قاعده به بازی قاعده مند، تبدیل کرده اند. البته قاعده به تنهایی کافی نیست، کارکرد و فونکسیون قواعد نیز مهم است. بدین معنی که آیا این قواعد در جهت کاهش هزینه ها عمل می کنند یا بر میزان هزینه ها می افزایند. علاوه بر این می توان ساختاری را پایه گذاری کرد که توان حل تعارضات را داشته باشد. بسیاری از جامعه شناسان بر این باورند اگر یک نظام اجتماعی توان حل تضادها و تعارضات را نداشته باشد، موجودیت آن با مشکل مواجه می شود و امکان دارد در سراشیبی سقوط قرار گیرد. برخی از نظامهای اجتماعی از سرکوب و روشهای خشونت آمیز برای حل تعارضات بهره گرفته اند و می گیرند. این روش هم هزینۀ فراوانی را بر طرفین تحمیل می کند و هم قادر به حل مسئله نیست، بلکه صورت مسئله را به طور موقت پاک می کند.

دموکراسی اما این گونه نیست. در دموکراسی قبل از هر چیز قاعده ای تدوین می شود که مورد توافق اکثریت است و همه خود را ملزم به رعایت آن می دانند. اضافه بر این، هزینۀ رقابت نیز به شدت پایین می آید و از همه مهمتر، حل تعارضات امکان پذیر می گردد. از این رو، دموکراسی را نباید به مثابه امتیازی خاص برای عده ای در نظر گرفت و اگر کسانی برای تحقق آن تلاش نمودند، آنها را متهم کنیم که برای منافع خویش به چنین کاری دست می یازند. در واقع دموکراسی یک کالای عمومی است که منافع آن نصیب تمامی افراد جامعه می گردد و کیکی است که تمامی ندارد و هر آنچه بیشتر مصرف شود، بر مقدار آن افزوده می گردد. با توجه به این امر می توان دموکراسی را به منزلۀ خیری عمومی تعریف کرد که توانایی حل تعارضات موجود در یک سیستم اجتماعی را افزایش می دهد. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که در یک نظام اجتماعی، وجود تضاد و تعارض، امری اجتناب ناپذیر است و اصولاً زندگی اجتماعی بدون تضاد وجود ندارد. دموکراسی وضعیتی را ایجاد می کند که با تضادها و تعارضات مختلف به گونه ای برخورد شود که اولاً به رسمیت شناخته شوند و در ثانی راهی مناسب برای حل آن نیز در نظر گرفته شود.  

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 22:36 توسط خالد توکلی| |

در روزهای اخیر بحث در مورد تعداد نشریات استان کردستان بالا گرفته است و آمار مختلفی ارائه می شود. کاری به این آمارها ندارم، اما یقین دارم که از سال 1380 برای اخذ مجوز نشریه ای برای کودکان، به اتفاق دوست بزرگوار، کاک احمد عزیزی، اقدام نموده ایم و تا کنون هیچ جوابی مبنی بر موافقت و یا عدم موافقت دریافت نکرده ایم. نمی دانم تا کی باید منتظر باشیم؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:18 توسط خالد توکلی| |

1. امشب تلویزیون BBC برنامۀ مستند جالبی از گنجینه های افغانستان تهیه کرده بود. خیلی جالب و در عین حال تأسف برانگیز بود. این برنامه نشان می داد که افغانستان یکی از مراکز فرهنگی دنیا است که آثار باستانی بی نظیر و فوق العاده ای دارد. اما متأسفانه جنگ و خونریزی که با دخالت شوروی سابق آغاز شد و با مطلق گرایی قومی و دینی و سیاسی استمرار یافت، این کشور را با ویرانی مواجه ساخته است و زندگی مردمان را در آنجا سخت و دشوار ساخته است.

2. سال 71 برای شرکت در امتحان کارشناسی ارشد از مشهد به تهران آمدم. قبلاً سوار قطار نشده بودم. تعدادی از دوستان با هم بودیم و بلیط قطار به سختی به دست آمد. در قطار که نشسته بودیم، یکی از بچه ها که ظاهراً قبل از ما چند بار دیگر با قطار به مسافرت رفته بود، تعریف می کرد که اگر شانس داشته باشی، شاید در کوپه با چند دختر همسفر شوی و ....

بعد از مدتی می خواستم از مشهد به سقز برگردم. با زحمت بسیار بلیط را تهیه کردم و در کوپه منتظر مسافران دیگر ماندم. با کمال تعجب دیدم که 5 نفر افغانی تشریف آوردند. هزار بار، لعنت نثار شانس کردم و بر روی تخت دراز کشیدم. سوأالاتی از من پرسیدند و گفتند که بیا اندکی گپ بزنیم. البته کمی کنجکاو هم شده بودم و تا حدی حس جامعه شناختی نیز گل کرده بود. از شغل و زندگی در ایران پرسیدم. در میانشان دبیر و کارمند دولت و ... وجود داشت. خیلی فهیم و مهربان بودند. از تحقیری که می شدند، بسیار در رنج بودند و وقتی رفتار برخی از مردم را نسبت به خود تعریف می کردند، چهره شان در هم می رفت و افزایش چین و چروک در سیمایشان دیده می شد.

3. امشب آن خاطره برایم زنده شد. وقتی مجسمۀ بودا را دیدم که با دینامیت منفجر شده است، بر خود لرزیدم که انسان باید تا چه حد حقیر و وحشی باشد تا با چنین میراث فرهنگی و تمدنی این گونه برخورد کند. مشکل افغانستان مطلق گرایی است و مطمئنم در صورت استقرار دموکراسی به کشوری پیشرفته تبدیل خواهد شد. اما این پرسش همچنان ذهنم را به خود مشغول داشته است که این همه درد و رنج و ویرانی آیا دیگر جبران خواهد شد؟ آیا دلها و غرورهای شکسته شده التیام می یابند؟

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 23:16 توسط خالد توکلی| |

1. سالها قبل در یادداشتی با اشاره به رأی بالای «احمد توکلی» در کردستان  در مقابل هاشمی رفسنجانی در پنجمین انتخابات ریاست جمهوری، کردستان را پیش آهنگ دوم خرداد خواندم. احمد توکلی در آن انتخابات فقط در کردستان از رقیب خود پیشی گرفت. آن رأی البته بسیار معنی دار بود و از مخالفت با سیاستها و برنامه های مبتنی بر تبعیض حاکمیت که آن روزها هاشمی نماد آن بود، حکایت داشت. این رفتار سیاسی مردم کرد که به صندوق های رأی برای ابراز اعتراض روی آوردند، اتفاقاً مؤثر واقع شد، استانداری از کردستان (صرفنظر از عملکرد و وضعیت کنونی وی) منصوب شد و تیغ گزینش که بسیاری از جوانان و نخبگان را از دانشگاه و استخدام در ادارات دولتی محروم ساخته بود، اندکی کند گردید.

2. نمی دانم نگرش احمد توکلی نسبت به کردستان چیست و چگونه است. خود را بسیار طرفدار عدالت می داند، تا حدی رک و صریح است، انتقادات روشن و صریحی از دولت که مورد حمایت وی نیز بوده و می باشد، دارد و با طلب معذرت از موسویان نشان داد که صداقت را نیز در فعالیتهای سیاسی خود مد نظر دارد. امیدوارم در موقعی مناسب نظر و تحلیل خود را نیز به طور صریح و شفاف در مورد مسائل کردستان ارائه نماید.

3. در سایت «الف» مطلبی را تحت عنوان «از قانون شکنی دست بردارید» منتشر ساخته است. با اشاره به بودجه های سالهای گذشته نشان داده است که به طرز گسترده ای از سوی مسئولین دولت نهم، قانون رعایت نشده و به تعبیری شکسته شده است. این قانون شکنی از یک سو بی توجهی به نهاد قانونگذاری (مجلس) را شامل می شود و از سوی دیگر از تلف شدن میلیاردها دلار از سرمایه های مملکت حکایت می کند.

4. جناب توکلی؛ این وضعیت را به دست در جیب کردن هفتاد میلیون نفر ایرانی تشبیه کرده اید. من به عنوان یکی از هفتاد میلیون ایرانی، ضمن تقدیر از افشاگری و اعتراض شما، چند پرسش دارم: اگر این گفته های شما درست است، به چه دلیل در انتخابات آینده از این دولت و این روش حکمرانی حمایت می کنید؟ اگر وای به حال فردای ماست (البته اگر فردایی باشد)، چرا به صورت جدی تر در مجلس با آن برخورد نمی کنید؟ مگر مجلس در رأس امور نیست؟ نوشتن یک یادداشت در سایت یا نشریه، بسیار خوب است، اما برای شما که در مجلس و دولت نفوذ دارید و از کسانی هستید که در روی کار آمدن این دولت و به تبع ان ایجاد چنین وضعیتی دست و دخالت دارید، کافی است؟ آیا بهتر نیست با اتخاذ موضعی جدی تر، مانع از گسترش رنج و درد مردم شوید و بدینوسیله دین خود را به مردم نیز ادا کرده باشید؟ ما نیز حق داریم که از شما بخواهیم که از ما معذرت بخواهید. اما بیش از معذرت خواهی، از شما می خواهیم که با تمام قوا در مقابل قانون شکنی بایستید و از حقوق مردم حداقل در زمینۀ مسائل اقتصادی دفاع کنید. فراموش نکنید که شما در نهادی جای گرفته اید که در رأس امور است، لذا شما در رأس امور هستید و در فرداها باید پاسخگو باشید. 



پ.ن: من هیچ نسبت سببی یا نسبی با ایشان ندارم.

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 12:13 توسط خالد توکلی| |


در چند روز گذشته به اتفاق دوستان، از تمامی شهرهای استان کردستان، با سید محمد خاتمی دیداری داشتیم. این فرصت را یافتم تا نظر خود را در مورد دغدغه ها و تردیدهای انتخاباتی بیان کنم. به غیر از من، تعداد دیگری از فعالان سیاسی و فرهنگی و نمایندگان برخی از تشکلها نیز، نظر خود را ابراز داشتند. از آن جمله می توان به فرهاد جوانمردی، رئوف کریمی از سوی جبهۀ متحد کرد- شاخۀ کردستان، لقمان ستوده از سوی جمعیت دعوت و اصلاح، حسین فیروزی، معروف صمدی، جلال جلالی زاده و ... اشاره کرد. قرار بود که مراسم بزرگداشت بازرگان مجدداً برگزار شود و در آنجا سخنرانی داشته باشم. اما مجدداً مجوز ندادند و مراسم برگزار نشد. سخنان من بدین شرح بود:

جناب آقای خاتمی:

1. خوب یا بد، این تصور نسبت به مردم کردستان وجود دارد که نسبت به مردم دیگر مناطق ایران، سیاسی تر هستند. واقعیت این است که در طول صد سال اخیر، سیاست بخش مهمی از زندگی ما بوده و در شکل گیری تاریخ ما نقش مهمی داشته است. بر این اساس ما با دغدغه های شما در زمینۀ حضور یا عدم حضور آشنا هستیم. ما می دانیم که حضور در میدان سیاست که در آن قواعد مورد تأیید و تأکید مردم رعایت نشود و رقابت نابرابر شکل گیرد، چقدر سخت و دشوار است. ما می دانیم که بداخلاقی انتخاباتی، چگونه فضای انتخاباتی را مسموم می کند و هزینۀ فعالیت سیاسی را افزایش می دهد. ما می دانیم که در جامعه، نهادهای مدنی ضعیف هستند و ضعف جامعۀ مدنی فعالیت سیاسی را بسیار دشوار می سازد و ...

2. این دغدغه ها برای ما غریب نیستند و سالهاست که با آنها دست به گریبان هستیم. این ها مسائل سیاسی اصلی جامعۀ ما است که باید برای آنها چاره اندیشی کرد. لذا تردیدی که از این دغدغه ها نشأت می گیرد، بر خلاف برخی از افراد که آن را تهدید تلقی می کنند، برای ما مهم، مقدس و هستی بخش است.

3. بنابراین برای پیشبرد دموکراسی و اصلاح جامعه و ایجاد برابری، باید عزم جزم کرد و به دلایلی چند بایستی در صحنۀ انتخابات حضور فعال داشته باشید. اول اینکه، بر خلاف گذشته، اکنون، تقریباً در مورد تعریف اصلاحات، ظرفیت نظام و توانایی های شما، در میان مردم، نوعی توافق نسبی حاصل آمده است. دوم اینکه شاخص های توسعه در ایران و کردستان به شدت کاهش یافته اند و در نتیجه رنج و مشکلات مردم افزایش یافته است. سوم اینکه سرمایۀ اجتماعی (مشارکت مدنی، اعتماد عام و ....) در سالهای اخیر روندی نزولی را طی کرده است. چهارم، جامعۀ ما به شدت به اجرای برنامه هایی که مبتنی بر رفع تبعیض و دموکراسی باشد نیاز دارد.

4. جناب آقای خاتمی؛ چنانکه برنامه های شما مبتنی بر رفع تبعیض و دموکراسی باشد ما از شما حمایت می کنیم و با هم تلاش می کنیم که به استقرار دموکراسی مدد برسانیم و در صورت به قدرت رسیدن نیز سعی می کنیم که منتقدی منصف برای شما باشیم.   

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 22:5 توسط خالد توکلی| |

امروز از ساعت 4 دندانهایم شروع کردند به درد کردن. 3 قرص خوردم، دو تاشون مفنامیک اسید بودند و یکی بروفن. تأثیر نکردند. رفتم دندانپزشکی. دوست خوبم کاک هادی شریفزاده با خنده و روی خوش به استقبالم آمد. دندان عقلم را کشید. از عقل همین یک ذره باقی مانده بود که کشیده شد. خیلی راحت بود.


نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 20:49 توسط خالد توکلی| |

هر روز صبح که از خواب بیدار می شدم، اولین کارم این بود که نگاهی به بیرون بیاندازم. نه باز از برف خبری نبود. دیروز هوا ابری بود اما گویا نظم طبیعت به خورده بود. گاهی باران می آمد و گاهی آفتاب می درخشید. هوای پر طراوتی بود. اما امروز چیز دیگری دیدم. برف به سرعت می بارد. گویی می خواهد کم کاری ماههای قبل را تلافی کند. همه جا سفید است. از این زیباتر نمی شود. حال می شود تصور کرد که شیطنت بچه ها گل می کند. آدم برفی ها به دنیا می آیند و پالتوهایی که در پستو زندانی شده بودند رنگ رهایی و آزادی را ببینند. سقز امروز خیلی زیباست. برف به شدت می بارد و درخت آلبالوی حیاط ما نیز سفید پوش شده است. حال باید به فکر گنجشک ها بود. جنب و جوش و جست و خیز بیشتر آنها نشان از آن دارد که گرسنه و نگران هستند. یادتان نرود که زندگی و زمستان با آنها زیباتر و دلپذیرتر می شود.
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 8:30 توسط خالد توکلی| |

ظاهراً در اکثر کشورهای دنیا، میان شهرهایی که در مجاورت هم قرار دارند، نوعی اختلاف و تضاد وجود دارد. این امر می تواند علل مختلف و متفاوتی داشته باشد و به گونه های گوناگون، ابراز گردد. شهرهای سقز و بانه نیز از چنین قاعده ای مستثنا نیستند. یکی از دلایل اختلاف میان این دو شهر، قرار گرفتن آنها در یک حوزۀ انتخابیه است که متأسفانه برخی از کاندیداها که از دوراندیشی و اخلاق انتخاباتی بی بهره اند، در ایام انتخابات، برای جمع آوری رأی، آتش اختلاف را شعله ورتر می سازند تا از این رهگذر، آرای بیشتری برای خود دست و پا کنند.

در انتخابات مجلس ششم که به عنوان کاندیدا در انتخابات به فعالیت پرداختم، گاهی تلاشهایی صورت می گرفت تا با تکیه بر اختلاف میان سقز و بانه، از آرای من کاسته شود. اما چون من در شهر زیبای سردشت به دنیا آمده ام، ترفند رقیبان به این شیوه به اجرا در آمد که در سقز تبلیغ می شد که نباید به «توکلیِ سردشتی» رأی داد و بر بسیاری از دیوارهای سقز هنوز این جمله وجود دارد که «توکلی سردشتی، نه». در بانه اما من سقزی می شدم و لذا توصیه می شد که نباید به «توکلیِ سقزی» رأی داد.

خوشبختانه با یاری و کمک دوستان خوشنام، روشنفکر و آگاه بانه ای و سقزی که در ستاد انتخاباتی حضور پیدا کرده بودند، اسیر ترفندهای تنگ نظرانۀ رقیب نشدیم و با طرح شعارهایی که تأکید اصلی آن بر حل مسئلۀ کرد و مشکل دموکراسی در ایران و احترام به حقوق تمامی شهروندان در حوزۀ انتخابیه بود، بر مکر و حیلۀ کوته نظران چیره گشتیم و مردم خوب سقز و بانه آنان را ناکام گذاشتند. آنچه از آن روزها و روزهای بعد از آن از بانه و مردم خوب آن در ذهن من نقش بسته است، چیزی جز سرزندگی و جدیت و مهربانی نیست. اختلافات منطقه ای و محلی را پشت سر گذاشتیم و به اهدافی فراتر از آن اختلافات کودکانه اندیشیدیم و از آن نتیجه نیز گرفتیم. البته فضای سرشار از شور و طراوت اصلاح طلبی نیز در پدید آمدن این وضعیت تأثیر به سزایی داشت.

امروز با یکی از همان دوستان بانه ای لحظاتی چند را به گفت و گو نشستیم، از مشکل بی آبی بانه سخن گفت و نگران بود و ما را نیز نگران کرد. اگر شرایط جویی به همین گونه باشد، مردم بانه تابستان پر رنج و محنتی خواهند داشت. در دوران استانداری دکتر رمضانزاده سد کوچکی به طور اورژانسی ساخته شد اما مشکل را به گونه ای اساسی حل نکرد. نمی دانم چه کاری از دست من بر می آید. متأسفانه نشریۀ ای نمانده است تا زبان به اعتراض بگشاییم و حدیث رنج و مشقت مردم را فریاد بزنیم.

امیدوارم این مطلب از سوی دوستان نیز مورد توجه قرار گیرد تا شاید در حد توان خویش کمکی به گشایش در کار فروبستۀ مردم بانه بنماییم.

نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 20:52 توسط خالد توکلی| |

دوستان زیادی دارم که گرایش های فکری، ظاهری، سیاسی و سنی متفاوتی دارند. برای من بیش از همه صداقت و صمیمیت در دوستی از اهمیت برخوردار است و اعتمادی که از آن حاصل می شود. اصولاً بدون زندگی در چنین شبکه ای از روابط اجتماعی زندگی بسیار سخت و طاقت فرسا می شود.

گاهی برخی از دوستان، از سر لطف، مطالبی را مطرح می کنند که اگر این قاعده در جامعه رواج داشته باشد، نتیجۀ ناخواستۀ آن گسترش فضای بی اعتمادی در جامعه است. در یک ماه گذشته از چند نفر از دوستان، شنیده ام که می گویند در میان دوستان و کسانی که با آنها ارتباط داری و فکر می کنی که رفیق و دوست شما هستند، سخنانی مبنی بر بدگویی از شما شنیده ایم و بهتر آن است که با هر کسی از در دوستی در نیایی. دوست دیگری که لطف دارد و در دفتر مدرسه، اکثراً با من هم صحبت می شود، می گفت که یکی از معلمان با طعنه گفته است چرا با فلانی اینقدر گرم هستی و ...

این دوستان قبل از تعریف این سخنان، البته قول می گرفتند که به مصادیق و کسانی که این مطالب را گفته اند کاری نداشته باشم و صد البته با این کارشان کنجکاوی مرا صد چندان می کردند.

1. همانطور که گفتم این دوستان از روی لطف این مطالب را برای من بازگو می کردند و قصد بدگویی کسی را نداشتند.

2. سخنان این دوستان نشان از آن دارد که بدگویی در مورد افراد جامعه و گاهی بی انصافی وجود دارد و کسانی به این عمل روی می آورند که در ظاهر ابراز دوستی می کنند.

3. ظاهراً رفتار من برای برخی از دوستان غیر قابل تحمل شده است و بایستی در آن تجدید نظر به عمل آورم.

4. بازگویی این مسایل به صورت مبهم و بدون اشاره به کسانی که چنین حرفهایی را در مورد من گفته اند، موجب می شود که اعتماد من نسبت به بسیاری از دوستان کم شود و بیهوده نسبت به برخی از آنان بدبین گردم. برای اجتناب از این امر، همواره تلاش کرده ام که وجود چنین رفتارهایی را عادی و نتیجۀ برخی از رفتارهای خودم تلقی کنم. سخت بر این باورم که وجود سرمایۀ اجتماعی نقش مهمی در خوب زندگی کردن دارد و می تواند به موفقیت فرد کمک نماید.

نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 11:48 توسط خالد توکلی| |

. 1. وجود بحران و مسئلۀ اجتماعی در هر جمع و جامعه ای، امری اجتناب ناپذیر است. به دلایل مختلف، زندگی اجتماعی بحران آفرین است. سطح پیشرفت و توسعۀ یک جامعه آنگاه معلوم و مشخص می شود که نحوۀ برخورد و رویارویی آن جامعه با بحرانها و مسائل آشکار گردد. برخی از جوامع اصلاً مسائل و بحرانها را به رسمیت نمی شناسند و با پاک کردن صورت مسئله، به خیال خود، از شر مسئله رهایی یافته اند، غافل از اینکه مسئله در بطن جامعه ریشه می دواند و حالت مزمن پیدا می کند. برخی دیگر از جوامع به مسئله می اندیشند اما چون فاقد تئوری، روش و ابزار لازم برای حل مسئله و بحران هستند، پاسخی درخور و راهکاری مناسب را برای آن ارائه نمی کنند. در برخی دیگر از جوامع که دارای نظریات مختلف و روشهای کارآمد هستند، بحران و مسئله به مثابه فرصتهایی تلقی می شوند که می توان از آنها در جهت پیشبرد و آغاز مرحله ای جدید بهره برد. نه تنها از بحران و مسئله نمی هراسند بلکه به استقبال آن نیز می روند. به عبارت دیگر جرأت و جسارت دانستن و در نتیجه حل مسئله را دارند.

2. در ایران نیز مانند هر جامعه و کشور دیگر، بحرانها و مسائل متعدد به چشم می خورد. یکی از این مسائل «مسئلۀ کرد» است که حداقل بیش از 6 دهه از عمر آن می گذرد. مسئلۀ کرد را به طور ساده و اجمالی می توان بدین شکل تعریف کرد: تلاشی است برای رفع تبعیض و ایجاد برابری فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه به طور عام و دستیابی به زندگی مناسب و استحقاق های انسانی برای کردها به طور خاص. در طول سالیان گذشته، همواره تلاشهای فراوانی برای حصول اهداف صورت گرفته است و در مقابل نیز به جز برهه هایی خاص و محدود، همواره تلاش شده است تا صورت این مسئله پاک شود و تلاشی جدی برای حل مسئله صورت نگرفته است. پاک کردن صورت مسئله نیز نتوانسته است به نابودی و پاک شدن مسئله بیانجامد. این نوع برخورد با مسئلۀ کرد در طول سالیان گذشته بر رنج و محرومیت مردم کرد افزوده است و در نتیجه شاهد هستیم که روز به روز ابعاد تازه تر و گسترده تری به خود می گیرد. برای نمونه می توان به صورت خلاصه به دو برهۀ زمانی اوایل انقلاب و اکنون پرداخت و آنها را با هم مقایسه کرد تا معلوم شود که آیا راهکارها، افکار و روشهای مبتنی بر نادیده گرفتن مسئله می تواند نابودی مسئله را به همراه داشته باشد یا نه. در این زمینه به تحقیقات و بررسی های گسترده نیازی نیست. مروری اجمالی بر اخبار و حوادثی که در کردستان روی می دهند، نه تنها حکایت از عمق و گسترش مطالبات و خواسته های پیشین دارد، بلکه استفاده از ابزارهای مدرن نیز به یاری آن آمده است و شکل و صورت تازه ای به آن بخشیده است. اگرچه بسیاری از احزاب فعال در کردستان، خود دارای مسائل و بحرانهای درونی مزمنی هستند که سالهاست از حل آن عاجزند اما اکنون مسئلۀ کرد به دلایل مختلف، از جمله تحولات منطقه ای، سقوط صدام و به قدرت رسیدن کردها در عراق، دسترسی به امکانات ماهواره ای و اینترنتی، حضور جمع کثیری از کردها در کشورهای اروپایی و آمریکا و ... موجب شده است که مسئلۀ کرد ابعاد تازه ای به خود بگیرد و در سطح جهان به رسمیت شناخته شود و در نهایت خودآگاهی تازه ای در کردستان ایجاد شود.     

3. مهندس بازرگان یکی از سیاستمداران تأثیرگذار و قابل توجه ایران است که میراث فکری و سیاسی گرانبهایی را برای آیندگان بر جای گذاشته است. به عنوان فردی که دغدغۀ «مسئلۀ کرد» را دارم، اعتقاد وثیق دارم که در یک نظام و جامعۀ دموکراتیک مسئلۀ کرد هم با هزینۀ کمتر و هم با سرعت بیشتر حل و فصل می گردد و بر این باورم که میراث بازرگان، سرمایۀ مناسبی است تا با استفاده از آن بتوان از رنج و درد مردم بکاهیم و زندگی سالم تر و انسانی تری را رقم بزنیم. می دانیم که دولت موقت با مسائل و بحرانهای فراگیر و مستمر دست به گریبان بود. مسئلۀ کرد یکی از مهمترین و سخت ترین بحرانهایی بود که دولت موقت با آن روبه رو شد. دولت موقت در آن دوران در پی پاک کردن صورت مسئله بر نیامد و اگر چه انتقاداتی بر عملکرد آن وارد است اما در کل جرأت و جسارت رویاوریی با مسئله را داشت و آن را نادیده نگرفت. برگزاری انتخابات شوراها در سنندج در جهت تمرکززدایی از قدرت صورت گرفت، استانداران بومی در کردستان زمام قدرت را در دست گرفتند و با حسن نیت به مطالبات مردم گوش فرا دادند و فرهنگ و آداب و رسوم مردم را ارج نهادند. بعد از دولت موقت تا حد زیادی رویکرد اصلی حکومت نسبت به مسئلۀ کرد را می توان در چارچوب نگاه امنیتی توصیف کرد. نگاه امنیتی، عزم آن را ندارد که به صورت جدی مسئله را مورد بررسی قرار دهد بلکه بیش از آنکه در پی شناخت و حل مسئله باشد به تحمیل نظر خود یا نادیده گرفتن مسئله می انجامد. وضعیت کنونی مسئلۀ کرد و تداوم بحران در کردستان و مسائل و مشکلاتی که هم اکنون مردم با آن روبه رو هستند نشان می دهد که رویکرد امنیتی نسبت به کردستان نه کارآمد و نه اخلاقی بوده است. مسئلۀ کرد امروزه عمق و گستردگی بیشتری پیدا کرده است، در سطح جهان شناخته شده تر است، به رسمیت شناخته می شود، نهادهای بین المللی و جهانی چون سازمان ملل، پارلمان اروپا و ... آن را زیر نظر دارند، چندین کانال ماهواره ای و فضای عمده ای از دنیای مجازی در اختیار کردها است، هویت جدیدی شکل گرفته است، جنبۀ مذهبی آن پررنگتر شده است و در عراق و ترکیه به پیشرفتهایی نائل آمده است و .... علاوه بر اینها در میان فعالان سیاسی کرد در سالهای گذشته نگاه نسبت به حقوق بشر و دموکراسی و روشهای متناسب با آن مقبولیت بیشتری یافته است در مرکز نیز این اتفاق مبارک به چشم می خورد، گفتمان رفع تبعیض و برابری خواهی و حقوق بشر اکنون به گفتمان مسلط تبدیل شده است. در چنین شرایطی، نقش مرحوم مهندس بازرگان و میراث فکری و رفتاری بازرگان که مبتنی بر دموکراسی خواهی، حقوق بشر، اعتماد، استبدادستیزی، تساهل مذهبی، صداقت، تعهد و احساس وظیفه نسبت به سرنوشت کشور و شهروندان و ... است می تواند نقطه عزیمت خوبی برای گفت و گو در مورد مسئلۀ کرد باشد و آغاز مناسبی برای حل این بحران در کشور است. مرحوم مهندس بازرگان در سالهای قبل از انقلاب و حتی بعد از آن به عنوان یک روشنفکر در جامعه مطرح بوده است. در مباحثی که مطرح کرده است به آزادی، برابری و دموکراسی اهمیت ویژه ای داده است. از سوی دیگر، وی لوازم و خصوصیات دنیای مدرن را نیز به خوبی شناخته است و درصدد تشریح تناسب آنها با دین و سنت ایرانی برآمده است. همچنین بر این باور است که مشکل اصلی جامعۀ ما قبل از هر چیز استبداد است و در عمل نیز بیش از هر چیز به رهایی ایران از استبداد و فرهنگ استبدادی می اندیشد. ایشان در دوران کوتاه نخست وزیری تلاش بسیاری کرد تا به شکل گیری و پرورش جامعۀ مدنی کمک کند و دولت را حداقلی سازد، به حاکمیت قانون ارج می نهاد، از تندروی و انقلابی گری پرهیز می کرد، به دفاع از بخش خصوصی برخاست. در منش و رفتار نیز بازرگان میراث گرانقدری برجای گذاشته است. تقریباً دوست و دشمن بر این نکته تأکید دارند که انسانی کاملاً با اخلاق بوده است و از صفات حسنه ای چون سختکوشی، صداقت، صراحت، تواضع، انسان دوستی برخوردار بوده است. این میراث آنقدر ارزش دارد که نادیده گرفته نشود و آنقدر توانایی و کارآمدی دارد که از آن برای حل مسائل بهره برد.        

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 9:27 توسط خالد توکلی| |

1. ما در کشوری زندگی می کنیم که با دهها مسئلۀ کوچک و بزرگ دست به گریبان است. بسیاری از این مسائل، از بس که مورد بی اعتنایی قرار گرفته اند و توجهی به آنها نشده است، حالت مزمن پیدا کرده اند و روز به روز حل آنها بیش از پیش مشکل می شود. برای حل مسئله، حداقل به روش و نظریه نیاز داریم. روشی که راهنمای ما در مسیر پژوهش باشد و نظریه ای که بنیانهای فکری حل مسئله را فراهم و آماده نماید.

2. سالهای مدیدی است که در ایران و کشورهای منطقه مسئله ای به نام مسئلۀ کرد وجود دارد. در این سالها روش هایی برای حل آن انتخاب شده است که تنها و تنها منجر به گسترش ابعاد و هزینه های آن شده است.

3. تا حد زیادی بر این باورم که مسئلۀ کرد، در یک چارچوب دموکراتیک، آسانتر و با هزینۀ کمتری قابل حل است.

4. روش و منش مهندس بازرگان می تواند نقطۀ عزیمت مناسبی برای حل این مسئله باشد. وی عمیقاً به روشهای دموکراتیک پایبند بود، مشکل اصلی ایران را استبداد داخلی می دانست، تساهل دینی را به ویژه در اواخر عمر خود ترویج می کرد، حکومت حداقلی را می پسندید، با اخلاق بود و ...

 

نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 21:28 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin