تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















1. آیا مخابرات هر زمانی که بخواهد می تواند خطوط تلفن همراه و پیامک را قطع کند؟ این پرسش در روزهای اخیر ذهن مرا بسیار به خود مشغول کرده است. خرید سیم کارت، تعهداتی را متوجه شرکت مخابرات می کند و در صورت تخطی از آن باید مشمول جریمه گردد. در روزهای گذشته که سرویس ارتباطی تلفن همراه و پیامک به دلایل مختلف (سیاسی) قطع شده بود شرکت مخابرات اعلام کرد که درآمد آن نه تنها کاهش نیافته است بلکه 5 برابر نیز شده است. این بدان معنی است که نه تنها به تعهدات خود در مقابل مشتریان عمل نکرده است هزینه های زیادی را نیز بر آنها تحمیل کرده است. این در حالی است که شرکت مخابرات می بایست بابت قطعی و افزایش هزینه مشمول جریمه می شد نه به سود کلان دست یابد.

2. چندی قبل تلفن همراهم قطع گردید. به یکی از مراکز خدمات ارتباطی مراجعه کردم و گفت که پول تلفن ثابت پرداخت نکرده ای و طبق قانون جدید، مخابرات می تواند به خاطر عدم پرداخت قبض تلفن ثبت نیز تلفن همراه را قطع کند. قبلاً برای قطع کردن تلفن همراه چند بار تذکر می دادند ولی اکنون از تذکر خبری نیست.

3. قوانین در کشور ما به صورت نابرابر و به نفع دولت تصویب شده اند. در مورد اول که مردم باید طلبکار باشند قانونی در این زمینه وجود ندارد و یا اجرا نمی شود اما در مورد دوم بدون اینکه شرایط مردم در نظر گرفته شود، دولت به سادگی به مشتریان خود فشار می آورد و طلب خود را از آنها می ستاند. این از ویژگیهای جوامع غیر دموکراتیک است که قوانین همواره باید به نفع حکومت تدوین و تصویب گردد و از راههای گوناگون برای مردم محدودیت ایجاد می شود. اگر طلبی از دولت داشته باشی باید روزها و ماهها دنبال آن باشی تا به حقوق خود برسی اما اگر دولت طلبی از فرد داشت از راههای گوناگون و در اسرع وقت آن را می گیرد. ماجرای پیامک و تلفن همراه نیز همین گونه است. ما بابت خرید سیم کارت، پولی را می پردازیم تا بتوانیم برای برقراری ارتباط از آن بهره ببریم اما مخابرات به دلایلی از انجام تعهدات خود عاجز است یا سر باز می زند و به جای اینکه از این بابت از مشتریان عذرخواهی کند و آن را جبران کند اعلام می کنند که درآمد آنها 5 برابر شده است.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 23:38 توسط خالد توکلی| |

مدتی است که از شهر دلگیر سقز دور هستم. امروز دوستان به من اطلاع دادند که با کمال تأسف پدر دوست گرامی کاک احمد عزیزی به رحمت ایزدی پیوسته است. از راه دور به ایشان تسلیت می گویم و آرزوی بهشت برین را برای آن مرحوم دارم.

انسان در هرسن و در هر مقام و موقعیتی باشد «پدر» برای وی تکیه گاه و کانون اعتماد به نفس خواهد بود. آن مرحوم انسان متین و مهربانی بود. این امر در تربیت شخصیت کسی چون کاک احمد که بسیار صبور و بااخلاق هستند کاملاً به چشم می خورد. 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 18:23 توسط خالد توکلی| |

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اواخر دهۀ هفتاد، پیمایشی ملی را انجام داده است که نتایج تحقیقات آن در برخی از موارد بسیار جالب است. اگر این پیمایش به طور مرتب انجام می گرفت، داده های مناسبی را در اختیار محققین علوم اجتماعی قرار می داد تا به تجزیه و تحلیل جامعه بپردازند و درک علمی تری از جامعه داشته باشند. یکی از پرسشهایی که در آن پیمایش مطرح گشته در مورد پنداشت از عدالت اجتماعی است و این سه نظر را مطرح کرده اند:

_ عدالت آن است که به کسانی که نیاز بیشتری دارند، امکانات بیشتری داده شود؛

_ عدالت آن است که به کسانی که شایستگی بیشتری دارند، امکانات بیشتری داده شود؛

_ عدالت آن است که امکانات جامعه به صورت مساوی بین همۀ افراد تقسیم شود.

و پرسیده شده است که به عقیدۀ شما کدام یک از این نظرات درست تر است.

مارکس می گوید در جامعۀ کمونیستی هر کس به اندازۀ توان کار می کند و به اندازۀ نیاز مصرف. لذا می توان گفت گزینۀ اول مارکسیستی است.

گزینۀ دوم که بر عنصر شایستگی در تعریف عدالت تأکید دارد، کارکردگرایانه یا به عبارتی سرمایه دارانه است. شایستگان بایستی از امکانات بیشتر برخوردار باشند. نابرابری به رسمیت شناخته می شود.

گزینۀ سوم که بر تساوی همه تأکید دارد، توده گرایانه است و در دولت فعلی تا حدی بر آن تأکید می شود. مخالفان و منتقدان می گویند این پنداشت از عدالت و اجرای برنامه هایی بر اساس آن منجر به گسترش فقر برابر و گداپروری می شود.

نتایج به دست آمده جالب توجه است: در شهر سنندج به گزینۀ اول 19/6% پاسخ مثبت داده اند. رتبۀ سنندج در ایران اول است. پس از آن مشهد قرار دارد. این بدان معنی است که تفسیر مارکسیستی از عدالت در کردستان نسبت به ایران بیشترین طرفدار را دارد.

در مورد گزینۀ دوم کردستان در رأس نیست (24/2%) اما فاصلۀ چندانی با استان تهران که رتبۀ اول را با 28/5% به خود اختصاص داده است، ندارد. این نیز نشان از رواج قرائت کارکردگرایانه از عدالت در کردستان دارد.

در گزینۀ سوم باز کردستان اول است اما اینبار از آخر رتبۀ اول را به دست آورده است. فقط 56/2% مردم کردستان عدالت را تقسیم امکانات جامعه به صورت مساوی بین همه دانسته اند. این رقم از آن رو دارای اهمیت است که بعد از کردستان تهران با 62/3% قرار دارد. این داده ها نشان می دهد که تفسیر توده گرایانه از عدالت در میان مردم کردستان نسبت به سطح کشور، بسیار پایین است و به جای آن به تفسیر مارکسیستی روی خوش نشان داده اند. اما در زمینۀ تفسیر کارکردگرایانه تفاوت مهمی میان مردم کردستان و دیگر مناطق عمدۀ ایران به چشم نمی خورد.



نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 13:28 توسط خالد توکلی| |

sms در ایران کارکردهای متنوعی داشته و دارد. برای خبر دادن یا گرفتن، تعریف کردن جوک، ارسال جملات زیبا و پر معنی، تبریک روزهای خاص، تبلیغات سیاسی و ... از آن استفاده می شود. در انتخابات اخیر، طرفداران موسوی در این زمینه ابتکار عمل را در دست گرفته بودند و با استفاده از پیامک موج سبز عظیمی را به نفع موسوی به راه انداخته بودند که در گرایش مردم نسبت به کاندیدای مورد نظرشان بسیار مؤثر بود. در روزهای انتخابات، نوعی نظر سنجی نیز از طریق پیامک انجام گرفت که در نوع خود جالب بود. در همان روزها برخی از کاندیداها شماره ای را اعلام کردند تا کسانی که به کاندیدای مورد نظر رأی می دهند، شماره ای را که تعیین شده بود، ارسال کنند تا بدین وسیله از تقلب پیشگیری شود. یعنی کارکردهای تبلیغات، نظرسنجی و پیشگیری از تقلب نیز به آن کارکردهای قبلی افزوده شد.

ازهمه اینها مهمتر این بود که سرویس پیامک در روزهای انتخابات و پس از انتخابات قطع شد و ظاهراً دوباره قطع شده است. فعال بودن پیامک در آن روزها می توانست نقش عمده ای در نحوۀ برگزاری انتخابات و اطلاع از اعتراضها داشته باشد که با قطع آن دولت توانست به بخشی از اهداف خود برسد.

در بیانیه هایی که موسوی و کروبی منتشر کرده اند از قطع سرویس پیامک به عنوان تخلف انتخاباتی یاد شده است. به طور خلاصه می توان گفت که sms در چند ماه گذشته کاملاً سیاسی شده بود و قطع و وصل آن تابع رویدادهای سیاسی گشته است.

چند روزی است که این سرویس نیمه فعال گشته است اما از شور و شوق مردم برای ارسال پیامک خبری نیست. نه جوکی و نه تبریکی! پیامک در سالها و روزهای قبل از انتخابات بخش مهمی از زندگی مردم را به خود اختصاص داده بود. پس از هر سریال، سیل پیامک بود که گوشیها را به صدا در می آورد. در روزهای خاص تعداد پیامکهای ارسالی سر به فلک می کشید و امروزه همه در لاک خود فرو رفته اند و کسی را ذوق آن نیست تا گوشی را بردارد و با ارسال یک جوک، لبخندی را بر لب دوستی بنشاند یا با جمله ای زیبا وی را در فکر فرو برد. شبکه ای از روابط اجتماعی که بدین وسیله ایجاد شده بود اکنون از هم پاشیده است و زمان زیادی را می طلبد تا بازسازی شود و باز شور و شوق بر زندگی چیره گردد.

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 0:29 توسط خالد توکلی| |

قبل از انتخابات که بر این تصور بودم برنده و پیروز انتخابات مهندس موسوی است از آغاز دشواریها و راه ناهموار دموکراسی سخن به میان آوردم که پس از انتخابات با ان مواجه می شویم. امروز وضعیت به گونه ای دیگر رقم خورده یا خورانیده! شده است. در این وضعیت پرسشی که گریبانم را رها نمی کند این است که در آینده چه باید کرد؟ آیا راه دشوارتر از آنی نخواهد بود که می پنداشتم؟ اکنون بسیاری از دوستان به این نتیجه رسیده اند راه ایجاد تغییر از مجرای انتخابات (حداقل تا چند انتخابات بعدی) مسدود گشته است و باید به راهی دیگر اندیشید. نمی دانم این راه چیست و چگونه باید آن را برگزید اما می دانم راهی بسیار دشوار و طاقت فرسا را در پیش رو داریم. یافتن راه دشوارتر از پیمودن آن است.  

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 16:41 توسط خالد توکلی| |

سیاست در جامعۀ ما خربزه ای است که لرز و پس لرزه های بیشمار و هولناکی دارد. معیار سیاست، صدق و کذب گزاره هایی که مطرح می کنی، نیست، عمل مستمر و درست نیز ملاک نیست، روش مناسب هم به هیچ انگاشته می شود. آنچه مهم است و به یک فعال سیاسی مشروعیت می دهد فقط و فقط میزان هزینه ای است که پرداخت می کند. نه نظر، نه روش و نه عمل، هیچکدام مورد نقد و بررسی و اعتنا قرار نمی گیرند. اصلاً مهم نیستند. زندگی خصوصی و آبرو و حیثیت افراد هم مهم نیست و .... 

در جامعه ای که این وضعیت حاکم باشد، سرمایۀ اجتماعی دچار افول و زوال گشته است. در مورد سرمایۀ اجتماعی سخن فراوان گفته شده است. به نظر من مهمترین شاخصۀ آن این است که هزینه های مادی، روانی و اجتماعی زندگی را کاهش می دهد. به عبارت بهتر می توان با «خیال راحت» زندگی کرد. غم نان و آبرو و آزادی نداری و رها از این غمها به زندگی می پردازی.

این انتخابات فرصتی را فراهم ساخت تا شاهد تولید و افزایش سرمایۀ اجتماعی باشیم. دوستیها زنده گشت و روابط برقرار. از شهرهای مختلف تماس گرفته می شد و برای هدف مشترک، تلاشی مشترک آغاز شده بود. کینه ها و نگرانی ها را فراموش کرده بودیم و همه چیز را با حسن نیت می نگریستیم.  از دیدن و شنیدن لذت می بردیم. خوش می دیدیم و خوش می شنیدیم. دلهایمان را سرشار از محبت کرده بودیم و عصبانیتها به زودی به بوتۀ فراموشی سپرده می شدند. دوستی با جمعهای دیگر تجربه می شد و جان کلام اینکه زندگی قابل تحمل تر از گذشته گشته بود. 

آنگاه که سرمایۀ اجتماعی به یکباره فرو می ریزد، کینه ها دوباره سر بر می آورند، بازار دروغ و تهمت داغتر از گذشته می شود، فرصت طلبان مجالی برای خودنمایی می یابند و آنان که این بداخلاقیها را بر نمی تابند یا مجبورند سر در جیب مراقبت فرو برند و خود را از گزند روزگار در امان نگه دارند و یا تندروی پیشه کنند و همه چیز را با عینک بدبینی بنگرند. خیال راحت نیست و ترس و هراسی ناشناخته درونی می شود. دلهره، همه جا و با همه کس حضوری سنگین دارد و خود را تحمیل می کند. کسی بخشندۀ آرامش نیست. نگرانی و عدم اطمینان به آینده انسان را احاطه می کند. چین و چروکها در پیشانیها لانه می کنند. ناامیدی و یأس، شور و شوق را به تاراج می برد و نوعی خشونت در گفتار و رفتار و حتی رویاها دیده می شود.

چند سال دیگر باید این زندگی را تحمل کرد، نمی دانم. زندگی همیشه برای من غیر قابل تحمل بوده است و اکنون غیر قابل تحمل تر از همیشه است.

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 8:50 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin