تبليغاتX
اجتماعی


اجتماعی





















انتخابات افغانستان به پایان رسید و تا 3 روز دیگر نتیجه آن مشخص می شود. نکات قابل توجه در این انتخابات فراوان بود. برخی از کاندیداها برنامه هایی برای حل مسئله طالبان ارائه می کردند، برخی دیگر بر خروج نیروهای خارجی تأکید می ورزیدند و ... آنچه برای من جالب بود و فکر می کنم به نوعی منجر به پیشرفت تجربه دموکراسی در افغانستان و منطقه می گردد، تعدد کاندیداها بود.

در نگاه اول شاید این تعدد را در تضاد با دموکراسی بدانیم. در مقایسه با کشورهای دموکراتیک، این تصور درست است اما با توجه به وضعیت افغانستان به نظر من به دلایل زیر تعدد کاندیداها به نفع گسترش دموکراسی است:

1. حضور پر تعداد نشان از تعهد و مسئولیت اجتماعی و مدنی نخبگان جامعه برای مشارکت در امور سیاسی دارد و می دانیم که مشارکت آگاهانه و مستمر لازمه گسترش دموکراسی در یک جامعه است.

2. تعدد کاندیداها نشانگر وجود آزادی در افغانستان است که افرادی با سلایق و برنامه های مختلف امکان حضور در میدان رقابت برای دستیابی به مهمترین نقش سیاسی کشور را دارند.

3. تنوع کاندیداها و برنامه های متفاوت آنها از جامعه ای زنده که دارای تنوع فکری و سیاسی است، خبر می دهد. دموکراسی در حقیقت چیزی نیست جز اینکه تفاوتها را به رسمیت شناخته شود و زمینه رقابت مسالمت آمیز برای دستیابی به قدرت فراهم آید.

4. کاندیداهای متعدد نشان می دهد که مردم در رأس امورند و قبل از انتخاب آنها فیلتری وجود ندارد تا برخی از کاندیداها را حذف نماید. در واقع، آنگاه که از یک انتخابات دموکراتیک سخن به میان می آید باید توجه داشت که بایستی دو «حق» مردم مورد توجه قرار گیرد: حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن. تعدد کاندیداها از محدود نشدن حق انتخاب شدن حکایت دارد.

5. آزادی از آزادی تغذیه می کند. بدین معنی که دموکراسی را باید آزمود و به تدریج نهادینه کرد. دموکراسی را نمی توان به صورت بسته ای تقدیم یک ملت کرد. باید عزم ساختن و پرداختن آن موجود باشد، سپس به تدریج نسبت به تأسیس آن همت گماشت. انتخابات بهترین عرصه برای تمرین دموکراسی و استقرار جامعه باز است اگر چه دشمنان آن با موشک و عملیات انتحاری تمرین را بر هم زنند و مردم را مرعوب نمایند. چنانچه مردمی عزم برپایی جامعه ای دموکراتیک داشته باشند، همه اینها نمی تواند بهانه ای برای صاحبان قدرت باشد تا برای آزادیهای مردم محدودیت ایجاد نمایند و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را نادیده بگیرند. 

6. برپایی یک جامعه دموکراتیک نیازمند صبر و شکیبایی است. تحمل مخالفان یکی از مهمترین فضیلتهایی است که هم به شکوفایی دموکراسی مدد می رساند و هم در جامعه دموکراتیک گسترش می یابد. در زیر موشک باران و در برابر سیل تهمتها و نامردمیها، صبورانه انتخابات را برگزار کردن و خم به ابرو نیاوردن است که دموکراسی خواهان را موفق می گرداند و آنها را به اهداف خود نزدیکتر می سازد.

در طریق دموکراسی باید جفا و ملامتها را به جان خرید و خوش بود که در این طریقت، رنجیدن کافری است.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 22:3 توسط خالد توکلی| |

1. یک شنبه از سقز به مقصد تهران حرکت کردم. خوشبختانه وسایل زیادی نداشتم. یکی از دوستان هم خوابگاهی «کاستر» خواسته بود و اندکی تخمه که قرار بود برای دوستی در تهران ببرم. شرح تأخیر در حرکت و تلف کردن وقت در طول مسیر را برخی از دوستان قبلاً در وبلاگهای خویش آورده اند که از تکرار آن خودداری می کنم. از یک سو نگران بودم دیر به تهران برسم اما وقتی چهره مضطرب جوانانی را که «بار» داشتند، می دیدم سختی نشستن در اتوبوس برایم قابل تحمل و قابل توجیه می گشت.

2. بعد از انجام کارهای تهران به سوی اصفهان راه افتادم. اتوبوس 17 نفر مسافر داشت. در طول مسیر به هر شهری که می رسیدیم، شاگرد پیاده می شد و مسافر بین راهی سوار می کرد. راننده هم که خیلی فکر می کرد هنرپیشه فیلمهای زمان شاه است و صدای ناهنجاری داشت، مسافری را که تازه از فرنگ برگشته بود کنار خود نشاند و برای اینکه صدایشان شنیده نشود در حالت درازکش! با مسافر صحبت می کرد. مسافر ادعا می کرد که سالهاست در ایران نیست و فارسی را فراموش کرده است. راننده هم گاهی با گفتن ok به ما نشان می داد که انگلیسی هم بلد است. مسافر به راننده گفت کار دستشویی دارد و راننده هم در حالی که بلند می خندید، گفت به پلیس راه که رسیدیم کل آن اطراف دستشویی است و ....

3. در هر دو صورت حقوق مسافران و قوانین راهنمایی و رانندگی رعایت نشد اما آنچه واضح است این است که در مورد اول، تحمل سختی، خستگی و نگرانی از بابت عدم رعایت قوانین و حقوق مسافران ساده تر بود.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 9:35 توسط خالد توکلی| |

1. یک ماهی است که در خوابگاه دانشگاه اصفهان ساکن هستم. زندگی خوابگاهی و دانشجویی به طور کلی، دشواریها و لذتهای خاص خود را دارد. 3 نفر در یک اتاق روزگار می گذرانیم. بد نیست. تا حدی توانسته ام سر و سامانی به پایان نامه ام بدهم. یکی از هم اتاقیها علاقه زیادی به چایی دارد، لذا همیشه چایی تازه دم داریم. برخی از روزها که غذا نمی دهند، فضای آشپزخانه جالب است. دانشجویان به آشپزی مشغول می شوند. غذاهای عجیب و غریبی درست می کنند. لباسهای دانشجویان نیز در خوابگاه جالب توجه است. شلوارک زیاد استفاده می شود. بعضی از دانشجویان فقط به یک شلوارک اکتفا می کنند و برخی دیگر رکابی، تی شرت و ... 

2. دیروز رفتم کتابخانه دانشکده اقتصاد و کتابی تحت عنوان «رشد و توسعه» به امانت گرفتم. اقتصاد در میان رشته های مختلف علوم انسانی بیش از همه کمی و دقیق شده است. استفاده از ریاضی و آمار برای تبیین نظریات اقتصادی امری متداول است. کتاب را ورق می زدم. در صفحه 95 کتاب شکلی وجود داشت که قانون بازده کاهنده (نزولی) را نشان می داد. خطی مورب کاهندگی تولید را به نمایش می گذاشت. نوشته ای در کنار این شکل توجه مرا به خود جلب کرد. خواننده با مداد نوشته بود:

یکسو غم او یکسو دل من در تار مویی                   در این میانه دل می کشاند ما را به سویی

نمودار کاهندگی تولید موجب افزایش عشق شده بود. جوانی و عاشقی همین است که در نمودار و خط مورب آن، خم پرچم و زلف و موی پریشان یار دیده می شود.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 14:26 توسط خالد توکلی| |

روزهاست که باید چیزی بنویسم اما این روزها در چنان وضعیت پیچیده ای گرفتار آمده ام که نمی دانم چی بنویسم و چی ننویسم. مسئله اصلاً سیاسی نیست. امیدوارم هر چه زودتر از این وضعیت رهایی یابم.

نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 0:28 توسط خالد توکلی| |

  1. اگر انتخابات ریاست جمهوری ایران در ماههای گذشته برگزار نمیشد، انتخابات کردستان عراق در رأس اخبار منطقه و جهان قرار می گرفت. وجود رقبای جدید و در عین حال قوی، فعالیت کانالهای تلویزیونی مستقل و شکل گیری چند ائتلاف میان احزاب، خروج آمریکا از عراق، صدور نفت از کردستان و مسئلۀ کرکوک همه اهمیت روند و نتیجۀ انتخابات را به شدت بالا برده بودند.
  2. آنچه در سطح محلی برای کردها مهم است این است که به صورت جدی در حال تمرین و اجرای بازی دموکراسی و تأمین نیازهای اولیه و زندگی امن هستند. همه می دانند که در طول سالهای گذشته که حاکمیت صدام بر کردستان از بین رفته بود، فساد اداری و مالی به شکل وحشتناکی گسترش یافته و زندگی را بر مردم دشوار ساخته بود. نوشیروان مصطفی به عنوان یکی از خوشنام ترین و مهمترین افراد کادر رهبری اتحادیه میهنی، بسیار تلاش نمود تا از درون حزب اصلاحات را آغاز و از درد و رنج مردم بکاهد اما ظاهراً قفس آهنین حزب چنان محکم و استوار بود که تلاش برای تغییر از درون ناکام ماند. وی که سالها رنج دوری و مبارزه برای رهایی و رفاه مردم را بر خود هموار ساخته بود، نمی توانست مانند برخی دیگر از همقطارانش، مردم را فراموش نماید و در برج عاج روشنفکری جا خوش کند یا دفتر و دستکی برای خود برپا نماید و خوش بگذراند، لذا هنگامی که دم گرم وی در قفس سرد حزب، کارگر نیفتاد به فکر جدایی و برپایی جریانی مستقل افتاد که در این انتخابات رسماً اعلام موجودیت کرد و نتایج نیز از استقبال مردم نسبت به وی حکایت دارد. وی که شعار تغییر (اوباما) را انتخاب کرده و بسان انتخابات ایران رنگ را نماد هواداران قرار داده بود توانسته است اعتماد مردم را جلب کند و رقیب سرسختی برای احزاب حاکم باشد.
  3. پذیرش برگزاری انتخابات سالم و رقابتی بخش مهم و عمده ای از دموکراسی سیاسی است که در بسیاری از کشورهای خاورمیانه به چشم نمی خورد و خوشبختانه در کردستان عراق وجود دارد اما صبر و شکیبایی مردم و پذیرش مهندسی تدریجی و گام به گام نیز در نهادینه کردن فضای رقابتی و اصلاح کژیها از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است که این مستلزم فرهنگ سازی و تلاش فراوان است. لیست تغییر در این مرحله باید ضمن نظارت مستمر و مؤثر بر قدرت و کاهش فساد، بر ماهیت تدریجی تغییر نیز تأکید داشته باشد. در غیر این صورت، دموکراسی موجود شکننده خواهد بود و تغییر به نتایج مطلوب خود نخواهد رسید.
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 19:55 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin