تبليغاتX
اجتماعی - حکایت گوجه


اجتماعی





















  1. حکایت دولت نهم و گوجه فرنگی شنیدنی است. سال گذشته خدا به مردم رحم کرد که در محله رئیس جمهور ارزان بود و اطلاع رسانی به موقع ایشان موجب شد که قیمت این کالای ضروری به سرعت پایین بیاید و اقشار مستضعف جامعه آن را بر سر سفره های خود ببینند. اما امسال، ظاهراً در تمام محلات ایران و حتی محله جناب رئیس جمهور نیز گران شده است و فعلاً با این گرانی باید ساخت.
  2. روبه روی دبیرستان اقبال لاهوری، یک ساندویچ فروشی وجود دارد که دانش آموزان در زنگهای تفریح یا قبل و بعد از آن که زود از خانه فرار کرده اند و یا به بهانه ای از معلم اجازه می گیرند و کلاس را ترک می کنند، به آنجا می روند و شکمی از عزا در می آورند. قیمت ساندویچها هم ارزان و منصفانه است. مثلاً همبرگر 200 تومان است. یکی دو بار من هم مهمان دانش آموزان بوده ام و ساندویچهای بدی ندارد.
  3. بحران گوجه فرنگی به این مغازه هم رسیده است. بدین معنی که مدتی است که به جای گوجه، کاهو در ساندویچها می گذارد و دانش آموزان را از خوردن گوجه فرنگی محروم ساخته است.

نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:26 توسط خالد توکلی| |


Design By : Night Skin